برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9
  1. #1
    I'm in PAIN
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    ارسال ها
    270
    سپاس
    751
    از این کاربر 1,755 بار در 292 پست سپاس گزاری شده

    ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"


    آلفرد هیچکاک ، در هنگامه ای که بازیگران سینما بیش از فیلم سازان شهرت و محبوبیت داشتند ، یکی از معدود کارگردان ها - و به جرات می توان گفت تنها کارگردانی بود که شهرت و اعتباری بیش از بازیگران سینما داشت.
    هیچکاک در 13 ماه آگوست سال 1899 در لندن متولد شد. او فعالیت های سینمایی اش را از سال 1920 و در انگلستان ، به عنوان نقاش و طراح صحنه آغاز کرد ، سپس نویسنده ، دستیار کارگردان و سرانجام کارگردان شد. با وجود آنکه هیچکاک سبکی منحصر به فرد داشت اما از تاثیر پذیری او از سینمای سایر کشورها نمی توان چشم پوشید ، خصوصا: مکتب مونتاژ شوروی و به ویژه آثار سرگئی آیزنشتاین ، سینمای اکسپرسیونیستی آلمان و به ویژه آثار مورنائو و فریتس لانگ و نیز فیلم ساز آمریکایی دیوید وارک گریفیث به ویژه در دو اثر مهمش ، تولد یک ملت و تعصب. این تاثیر پذیری نه تنها در گفته های خود هیچکاک بلکه در نمونه ای ترین آثارش نیز مشهود است.
    ا شروع به کارگردانی ، نام هیچکاک به سرعت مترادف با فیلم ساز ماهر ، حرفه ای و نیز هیجان شد ، فیلم سازی که در هر اثرش امضایش را نیز به جا می گذاشت. حتی در فیلم اولیه ای چون مستاجر که در آن هیچکاک ویژگی های مختلف را با هم ترکیب کرد : آرایش تصویری نور و سایه ، حرکات دوربین پیچیده ای که یاد آور سینمای صامت آلمان بودند ، تدوین استعاری مونتاژ شوروی با برش موازی رایج در سینمای آمریکا. در واقع هیچکاک در مستاجر اولین اثرمشخصا هیچکاکی اش را خلق کرد. فیلمی که مورخین سینما آن را یکی از چند فیلم برجسته و با اهمیت انگلستان در دهه بیست و نیز سینمای صامت انگلستان به شمار می آورند.
    کار در سینمای صامت در رشد خلاقه هیچکاک به عنوان یک فیلم ساز بسیار موثر و با اهمیت بود. او ضمن کار با فیلم صامت به اهمیت و ارزش تصاویر پی برد و دریافت که صدا تنها می تواند نقشی فرعی در ساختن فیلم ایفا کند. او خود در این زمینه گفته است:

    « در اغلب فیلم هایی که این روزها ساخته می شود ، کمتر می توان سینما یافت. اغلب این فیلم ها را من تصاویر مردمی که با یکدیگر صحبت می کنند می خوانم. وقتی که داستانی به وسیله سینما بازگویی می شود ، فقط زمانی باید به گفتگو توسل جست که با تصاویر نتوان آن را بیان کرد. من همیشه ابتدا می کوشم تا داستان را به طریق سینمایی و به وسیله یک سلسله تصاویر بیان کنم...»

    اما دلبستگی هیچکاک به سینمای صامت مانع از این نشد که او نتواند با ورود صدا به سینما کنار بیاید( بر خلاف بسیاری ) ، بلکه او به خوبی توانست به کاربرد و اهمیت صدا ، موسیقی و سکوت پی ببرد و اولین فیلم ناطق او یعنی حق السکوت ( 1929) نیز به خوبی نشان داد که هیچکاک قابلیت دراماتیک تکنولوژی جدید را درک می کند.
    سرانجام هیچکاک نیز پس از درخشش در سینمای انگلستان راهی هالیوود شد. هیچکاک در سال 1939 برای ساخت فیلم ربکا به پیشنهاد دیوید.ا. سلزنیک (David O. Selznick )، تهیه کننده فیلم ، به آمریکا رفت. با وجود اینکه هیچکاک با کار برای شاخه انگلیسی کمپانی پارامونت (Paramont Picture ) تا حدودی با نظام استودیویی هالیوود آشنا شده بود ولی کار در آمریکا آغازگر رابطه ای بغرنج با نظام استودیویی بود. هیچکاک به سازمان یافتگی استودیوها متکی بود ، ولی در مقابل از مداخله تهیه کننده ها بر می آشفت. در این میان سلزنیک از همه بدتر بود زیرا او خود را شخصا مالک تمام محصولاتش می دانست. هیچکاک هم تلاش می کرد به نوعی دست او را از سر فیلم هایش کوتاه کند مثلا در فیلم برداری تنها صحنه های لازم را فیلم برداری می کرد و در نتیجه نمی شد فیلم را به شیوه ای غیر از شیوه مورد نظر او تدوین کرد.
    هیچکاک به طور گسترده به ساخت فیلم برای کمپانی های مختلف آمریکایی پرداخت.از جمله مهمترین فیلم هایی که در این دوران ساخت می توان خرابکار ( 1942 ) و سایه یک شک ( 1943 ) ، هر دو برای کمپانی یونیورسال ( Universal Pictures ) ، طلسم شده ( 1945 ) برای کمپانی سلزنیک اینترنشنال ( Selznick International ) و بدنام ( 1946 ) محصول کمپانی آر.ک.او ( R.K.O ) اشاره کرد.

    اما در این میان هیچکاک سعی داشت که خودش را از قید و بند های نظام استودیویی خلاص کند و به سینمایی مستقل که باب میلش بود بپردازد ، او می خواست شیوه های مختلف را تجربه کند و به بررسی کارکرد و اهمیت بخش های مختلف تولید در فیلم سازی بپردازد ، به همین خاطر در سال 1948 دست به تجربه ای نا متعارف و بلند پروازانه زد و فیلم طناب را با چند برداشت بسیار بلند و بدون تدوین ساخت. او سعی کرد در دو فیلم بعدی اش یعنی در برج جدی ( 1949 ) و وحشت صحنه ( 1950 ) نیزتجربه های مشابهی را آزمایش کند ، اما شکست این فیلم ها سر انجام به او آموخت که:
    «فیلم باید تدوین شود. به عنوان یک تجربه طناب را می توان بخشید ، اما بی تردید وقتی که من در به کار بردن چنین تکنیکی در در برج جدی اصرار ورزیدم ، کاری اشتباه بود.»


    هیچکاک با فیلم موفق و نسبتا پر فروش بیگانگان در ترن ( 1951 ) ، بر اساس رمانی به همین نام اثر پاتریشیا های اسمیت وارد دهه 1950 شد. عمده فیلم هایی که هیچکاک در این دهه ساخت فیلم های خوب و موفقی بودند. از جمله این فیلم ها دستگیری یک دزد ( 1954 ) ، بازسازی مردی که زیاد می دانست ( 1955 ) و سه فیلم که شاید روشن ترین تجسم جهان هیچکاک باشند: پنجره عقبی ( 1954 ) ، سرگیجه ( 1958 ) و شمال از شمال غربی ( 1959 ).
    هیچکاک در پنجره عقبی ( پنجره رو به حیاط ) به موضوع دید زدن و چشم چرانی پرداخت ، کاری که معتقد بود خودش به عنوان یک فیلم ساز انجام می دهد ، یعنی کنکاش زندگی آدم ها و احساسات ، عواطف ، ترس ها و بدجنسی ها و گناه هایشان و ... . هیچکاک در پاسخ به ایرادی که از نظر اخلاقی به فیلم پنجره عقبی گرفتند گفت :
    « هیچ چیز نمی توانست مرا از ساختن این فیلم باز دارد ، چون که عشق من به سینما از هر ملاحظه ای قویتر است.».
    هیچکاک فیلم سرگیجه را که بدون شک یکی از بهترین فیلم هایش است را بر اساس داستان از میان مردگان نوشته بوالو- نارسژاک ساخت. این فیلم که از اولین نمونه های عالی فیلم های تغییر شخصیت و جنایت های پیچیده و از پیش طرح ریزی شده بود توجه همگان را جلب کرد.
    فیلم شمال از شمال غربی نیز فیلمی جالب و سنگین از نوع تریلرهای سیاسی ، جنایی با رگه هایی از طنز خاص هیچکاکی بود که هیچکاک آن را با هزینه ای زیاد برای کمپانی ام . جی. ام ( M.G.M ) ساخت. موفقیت این فیلم موجب شد که هیچکاک با سربلندی وارد دهه 1960 شود.


    هیچکاک در سال 1960 ، با وام گیری از برنامه ریزی تولید ، فیلم برداری سیاه و سفید و داستانی هولناک فیلم روح ( روانی ) را ساخت.
    روح با ترکیب مونتاژدرخشان ، حرکات طولانی دوربین و نیز تغییر دراماتیک همذات پنداری تماشاگر ، ضمنا نشانگر تکنیک های پخته هیچکاک نیز بود. هیچکاک خود درباره این فیلم گفته است :

    « رضایت اصلی من در این است که فیلم تاثیری روی تماشاگران گذاشت ، و من این تاثیر را خیلی مهم تلقی می کنم. من به موضوع توجهی ندارم ، به بازی نیز اهمیتی نمی دهم ، اما برای تکه های فیلم ، فیلم برداری ، نوار صدا و همه اجزاء تکنیکی که باعث شد تا تماشاگران از ترس فریاد بر آورند ، ارزش قائلم. احساس می کنم که خیلی رضایت بخش است چنانچه بتوانیم هنر سینما را برای به دست آوردن چیزی از عاطفه توده مردم به کار ببریم و با روح بی تردید ، به چنین توفیقی نائل شدیم. نه پیامی در این فیلم بود تا تماشاگران را برانگیزد ، نه بازی با اهمیتی یا لذت از داستان ، بلکه همه با فیلم خالص برانگیخته شدند. »

    این نقل قول ، دلایل هیچکاک را نسبت به ساختن فیلم هایی در این زمینه نشان می دهد. از نظر او فیلم یک کل است که هر جزء آن و هر برش آن ، ضروری است تا آن کل تحقق یابد. به همین دلیل است که فیلم های هیچکاک چفت و بستی محکم دارند. صحنه استحمام در فیلم روح و برش سریع نماها نه تنها در باز گفتن ماجرا موثر واقع می شود ، بلکه در عین حال التهاب و فشار عظیمی به وجود می آورد که با تماشاگر تا آخرین لحظه فیلم به جا می ماند. در فیلم دلهره آور ، هر صحنه باید چیزی بیش از بازگفتن داستان ارائه کند ، به همین جهت است که در فیلم های هیچکاک هر صحنه و هر جزء آن از پیش به دقت ادراک و طرح ریزی می شود و هیچ چیز به دست تصادف یا بداهه پردازی به هنگام فیلم برداری سپرده نمی گردد. از طرفی به نظر هیچکاک : دلهره ، تعجب یا غافل گیری نیست. از نظر او در یک فیلم دلهره آور ، تماشاگر در جریان آنچه که به وقوع خواهد پیوست قرار دارد ، یعنی فاجعه ای که در انتظار قهرمان فیلم است برای تماشاگر مشهود و معلوم است بنابراین می تواند در حادثه شرکت بجوید ، با قهرمان همذات پنداری کند و التهابی فزاینده را تجربه کند. اما با تعجب و غافل گیری ، التهابی وجود ندارد جز بعد از روشن شدن حقیقت. تماشاگر ممکن است وقتی که هیولایی ناگهان از میان تاریکی ظاهر می گردد ، از جای خود بپرد ، ولی بعدا بی درنگ آرام می شود ، اما با دلهره دقایقی را که تماشاگر به انتظار می گذراند تا حادثه اجتناب ناپذیر سر انجام روی دهد ، روی تماشاگر تاثیر دقیق تر و عمیق تری بر جا می گذارد و زمانی طولانی تر نیز دوام می یابد.

    فیلم های بعدی هیچکاک یعنی پرندگان ( 1963 ) و مارنی ( 1964 ) در زمان خود چندان به گرمی استقبال نشدند ( اگر چه در سال های بعد بیشتر مورد توجه قرار گرفتند ، به ویژه آنکه خود هیچکاک نیز در سال های بعد به واسطه منتقدان و بیشتر منتقدان فرانسوی جایگاهی خاص در عرصه سینما برای خود دست و پا کرد ).در واقع کم کم ستاره هیچکاک رو به افول می رفت و محبوبیتش در نزد تماشاگران رو به کاهش بود. هیچکاک آخرین فیلمش ، توطئه خانوادگی ، را در سال 1976 ساخت.
    استاد بزرگ تاریخ سینما در 29 آوریل 1980 چشم از جهان فرو بست. در هرحال هیچکاک یکی از مهمترین فیلم سازان کلاسیک است که آثارش همیشه به عنوان نمونه و الگو برای فیلم سازان پس از او بوده. کم نیستند فیلم سازان بزرگی که از هیچکاک به عنوان استادی غائب که فیلم هایش بهترین تدریس سینمایی برایشان بوده نام می برند و هیچکاک و فیلم هیچکاکی نیز چیزی نیست که به آسانی بتوان آن را از سینما جدا کرد.
    در انتها گفته فرانسوا تروفو ( فیلم ساز فرانسوی ) درباره شخصیت هیچکاک خالی از لطف نیست:

    « زیر ظاهر مردی مطمئن به خویش ، هزل گو و نیشزن ، مردی حساس ، صدمه پذیر و عاطفی نهفته است. مردی که عواطفی را که می خواهد به تماشاگران آثارش منتقل سازد ، خود عمیقا و به شدت احساس می کند. مردی که در تجسم ترس در سینما نظیر ندارد ، خود موجودی است بسیار ترسان و من تصور می کنم که این جنبه از شخصیتش در توفیق او اثر مستقیم داشته است.»

    ".Life doesn't have to be perfect; it just has to be lived"

    -DEXTER-

  2. 16 کاربرِ زیر از ifarzam بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  3. #2
    کیشلو پرانگز
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    ارسال ها
    598
    سپاس
    688
    از این کاربر 4,654 بار در 638 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    یه فیلم درباره ی هیچکاک دارن می سازن که انتونی هاپکینز قراره نقش هیچکاک رو داشته باشه.گریمش فوق العاده س



  4. 10 کاربرِ زیر از prongz بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  5. #3
    I'm in PAIN
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    ارسال ها
    270
    سپاس
    751
    از این کاربر 1,755 بار در 292 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    گفته های جالب آلفرد هیچکاک :

    طول فیلم باید رابطه مستقیمی با حجم مثانه بیننده داشته باشد.

    درام یعنی زندگی بدون تکه‌های خسته کننده آن.

    یک فیلم خوب یعنی وقتی که پول شام، دستمزد پرستار بچه و پول بلیط ارزش پرداخت داشته باشد.

    بیشتر فیلمها یک تکه از زندگی هستند و فیلمهای من، یک تکه از کیک .

    بازیگرها یک گله گاو هستند.

    من نگفتم بازیگرها مثل یک گله گاو هستند، گفتم باید با آنها مثل یک گله گاو رفتار کرد.

    بلوندها بهترین نوع قربانیان هستند. آنها مثل برف دست نخورده‌ای هستند که رویشان ردی از خون بجا مانده باشد.

    دیزنی(والت دیزنی انیمیشن ساز معروف) بهترین تیم بازیگری را دارد، هر کدامشان را دوست نداشته باشد، تکه تکه‌اش می‌کند.

    به آنها لذت بدهید، لذتی مانند لحظه‌ای که از یک کابوس بیدار می‌شوند.

    من یک کارگردان کلیشه شده هستم، اگر سیندرلا هم بسازم تماشاگران فورا در کالسکه به دنبال یک جسد می‌گردند.

    چیزهایی که آدرنالین خون من را بالا می‌برند: 1- بچه کوچک 2- پلیس 3- ارتفاع 4- اینکه فیلم بعدی‌ام از فیلم قبلی‌ام بهتر نباشد.

    من یک راه درمان قطعی برای گلودرد دارم، آن را ببرید.

    من مملو از ترس هستم و تمام تلاشم را می‌کنم تا از هر نوع پیچیدگی و سختی فرار کنم. من دوست دارم همه چیزهای دور و برم مثل کریستال تمیز و کاملا آرام باشد.

    من با پلیس مخالف نیستم، فقط از آنها می‌ترسم.

    اگر فیلمی خوب است، صدا می‌تواند قطع شود و تماشاگر هنوز کاملا حواسش به این باشد که دارد چه اتفاقی می‌افتد.

    در یک فیلم داستانی کارگردان خداست و در یک مستند، خدا کارگردان است.

    انتقام چیز شیرینی است که چاق نمی‌کند.

    دیدن یک قتل در تلویزیون می‌تواند به خلاص شدن شما از شر خصومتهای یکی از مخالفانتان کمک کند و اگر شما هیچ مخالفی ندارید، آگهی‌های بعد فیلم می‌تواند به شما کمک کند.

    سرقت ادبی یک شیوه است.

    یک نفر یک بار به من گفت که هر دقیقه یک قتل رخ می‌دهد، پس من نمی‌خواهم وقت شما را تلف کنم، می‌دانم که می‌خواهید به سر کار خود برگردید.

    تلویزیون قتل را به داخل خانه‌ها برگرداند، یعنی جایی که به آن تعلق دارد.

    تلویزیون مثل یک تُستر است، شما دکمه‌اش را فشار می‌دهید و هر بار چیزی شبیه به قبلی از داخلش بیرون می‌پرد.

    تلویزیون مثل اختراع لوله کشی داخلی است، شیوه زندگی و عادات مردم را عوض نکرد، فقط آنها را داخل خانه نگهداشت.

    هر چه تبه‌کار فیلم موفق‌تر، فیلم موفق‌تر.

    تنها راه خلاص شدن من از شر ترسهایم این است که آنها را فیلم کنم.

    وقتی یک بازیگر پیش من می‌آید و قصد دارد تا راجع به شخصیتی که قرار است آن را بازی کند با من بحث کند من می‌گویم: ((همه چیز در فیلمنامه هست))، اگر او بگوید: ((پس انگیزه‌ی من چیه؟)) می‌گویم: ((دستمزدت)).

    تخم مرغ مرا می‌ترساند، بیشتر از ترس، آشفته‌ام می‌کند، تا به حال چیزی آشفته کننده‌تر از پاره شدن زرده تخم مرغ و پخش شدن مایع زرد رنگ داخلش دیده‌اید؟ خون، قرمز است، خوشحال و بذله گو، ولی زرده تخم مرغ، اعصاب خرد کن، هیچ وقت آن را نخوردم.

    شانس همه چیز است. شانس من در زندگی این بود که آدم ترسویی باشم. من خوش شانسم که یک ترسو هستم، که آستانه ترس پایینی دارم، به خاطر اینکه یک قهرمان هرگز نمی‌تواند فیلمی بسازد که تعلیق خوبی داشته باشد.

    (در جواب مادر یکی از طرفدارانش وقتی که نالیده بود از اینکه دخترش بعد از دیدن روانی دیگر زیر دوش نمی‌رود): ((پس خانم، پیشنهاد می‌کنم بفرستینش خشکشویی)).

    در روزگار قدیم تبهکاران سبیل داشتند و به سگها لگد می‌زدند. امروزه تماشاچیان باهوشترند، آنها نمی‌خواهند که تبهکارشان ناگهان با نوری سبز بر چهره‌اش به وسط صحنه پرتاب شود، آنها یک آدم معمولی می‌خواهند که فقط چند نقطه ضعف داشته باشد.

    بهترین بازیگر کسی است که نمی‌تواند هیچ کاری را خیلی درست انجام دهد.

    مردم دوست دارند انگشت پایشان را داخل آب سرد ِ((ترسیدن)) فرو کنند.

    حتی شکستهای من (در فیلمسازی) پولسازند و یک سال پس از ساخت به یک کلاسیک تبدیل می‌شوند.

    اگر قرار بود من فیلمی بسازم که داستانش در استرالیا می‌گذشت، یک پلیس را نشان می‌دادم که ناگهان به داخل کیسه یک کانگورو می‌پرد و فریاد می‌زند: ((اون ماشینو تعقیب کن)).

    تماشاچیان، همه اتفاقات به خاطر آنهاست.

    برای من روح (روانی) یک کمدی است، باید باشد.

    صحنه‌های قتل را مثل صحنه‌های عاشقانه کارگردانی کنید و صحنه‌های عاشقانه را مثل صحنه‌های قتل.

    من آدم انسان دوستی هستم. به مردم چیزی را می‌دهم که آنها می‌خواهند. مردم دوست دارند وحشت زده بشوند، خب من هم آنها را می‌ترسانم.
    ".Life doesn't have to be perfect; it just has to be lived"

    -DEXTER-

  6. 12 کاربرِ زیر از ifarzam بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  7. #4
    I'm in PAIN
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    ارسال ها
    270
    سپاس
    751
    از این کاربر 1,755 بار در 292 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    مجموعه ای زیبا از عکس های هیچکاک :
    Alfred Hitchcock
    ".Life doesn't have to be perfect; it just has to be lived"

    -DEXTER-

  8. 11 کاربرِ زیر از ifarzam بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  9. #5
    تاریخ عضویت
    May 2012
    ارسال ها
    82
    سپاس
    603
    از این کاربر 512 بار در 84 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    یه فیلم درباره ی هیچکاک دارن می سازن که انتونی هاپکینز قراره نقش هیچکاک رو داشته باشه.گریمش فوق العاده س
    این فیلم داستان چگونه ساخته شدن فیلم «روانی» رو به تصویر می‌کشه و و مشکلاتی که هیچکاک سر ساخت این فیلم کشید رو بیان میکنه . باید منتظر باشیم ببینیم فیلم خوبی میشه یا نه //

  10. 5 کاربرِ زیر از Alireza 69 بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  11. #6
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,408 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    اقا کارگردان بزرگی بود، خدا بیامرزتش. عجب فیلم های ساخت.
    یه جمله هم درباره ی تعلیق گفته بود، یه چیز تو مایه های میز و جنازه ی زیر میز و از این جور چیزها.
    الان درست یادم نیست ولی اگه کسی یادشه بگه
    ممنون از فرزام به خاطر این تاپیک های زادروز


  12. 9 کاربرِ زیر از Chandler Bing بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  13. #7
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,408 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    امروز این جمله رو ازش خوندم رفتم تو فکر

    الفرد هیچکاک خطاب به کسانی که می پرسیدند پیام فیلمهای دلهره آور تو چیست؟ می گفت: "اگر می خواهید پیام بفرستید به تلگرافخانه بروید!!!
    قابل توجه ی کارگردان های ایرانی


  14. 4 کاربرِ زیر از Chandler Bing بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  15. #8
    Civility Cost Nothing
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    محل سکونت
    Gorgan
    ارسال ها
    169
    سپاس
    7,445
    از این کاربر 1,683 بار در 202 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    شایعات محقق شد و کمپانی فاکس سرچ لایت، تهیه کننده فیلم «هیچکاکـ»، برای آنکه از جوایز احتمالی عقب نماند، اکران فیلم را به جلو انداخته و زمان آمدن فیلم به بازار را بیست و سه نوامبر تعیین کرده است.
    ساعاتی پیش پوستری از این فیلم توسط کمپانی و در سایت توئیتر منتشر شده که در زیر می بینید:





  16. 7 کاربرِ زیر از V@hiD بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  17. #9
    Tonight's the Night
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    ارسال ها
    63
    سپاس
    3,873
    از این کاربر 261 بار در 63 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : ترس کلاسیــک | به بهانه زادروز "آلفرد هیچکاک"

    به نظر من بهترین فیلم هیچکاک سرگیجه است . من باره اول که این فیلم دیدم مفهوم فیلم زیاد درک نکردم ولی بعد اینکه چند تا نقد در مورد فیلم خوندم تازه فهمیدم فیلم چی می خواست بگه ...

  18. 2 کاربرِ زیر از pedram136 بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.