برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9
  1. #1
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,413 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز


    "الزاما باهاتون موافق نیستم، اما واقعا متشکرم" این جواب لوئیس سی.کی در قبال تشویق تماشاگران در ابتدای استنداپ جدیدش بود، اه خدای من. این یک حرکت خاص برای کوچیک کردن خود است، امتناع از قبول اینکه شایسته ی تشویق صدها طرفدار در سال "سلبرتی" در فینکس و هزاران نفری که برنامه را یک شنبه ی بعدش از HBO میبینند، است. این حاکی از جدابیت لوئیس سی.کی است، کسی که در 45 سالگی موفق است و به موفقیت خود ادامه میدهد.
    اما اخیرا یه اتفاق بامزه برای لوئیس افتاده است، نه از نوع ها هاـش. میتواند این باشد که وی اعتماد به نفس پیدا کرده است؟
    تقریبا در طی یک سال یک کمدی استند اپ (بیکن) ساخت و بر روی اینترنت فروخت، یک تور سرتاسری در طول کشور گذاشت (که اه خدای من هم در همین تور فیلم برداری شد) بدون اینکه از یک کمپانی بلیط فروشی استفاده کند. در حالی که در سریال شبکه ی FX "لویی" قرار های عجیب غریب با ملیسا لئو و پارکر پوزی داشت و سعی کرد به جای دیوید لترمن برنامه ی شبانه را با کمک دیوید لینچ اجرا کند، لوئیس سی.کی برای سریال لویی و "زنده در سالن بیکن" جایزه ی امی برد. در حال حاضر، در وقفه ی یه ساله بین سریال لویی، یک نقش کوتاه در فیلم جدید وودی الن "یاسمین ابی" بازی کرده است و در حال فیلم برداری در فیلم جدید دیوید اُ راسل است.
    "شاید 10 سال دیگه وقت داشته باشم تا برای بچه هام شیشه رو از کره پر کنم و بعدش بمیرم." لوئیس این حرف را اخیرا در حال خوردن صحبحانه در وست ویلیج به زبون اورد. اما پشت این واکنش متواضعانه، اونجوری که در استنداپ ها خودش را تخریب میکند زندگی نمیکند. تقریبا خودش از ارزش و تاثیری که میگذارد خبر دارد، و میداند که چطور به چیزی که باور دارد شایسته اش است برسد. و میداند شهرت عواقب خاص خودش را دارد.
    در این گلچین از مصاحبه با لوئیس سی.کی، وی درباره ی روش جدید فروش بلیط، نزدیک شدنش به شخصیت لویی و کار کردن با قهرمان های سینمایی اش مثل دیوید لینچ و اقای الن صحبت میکند. در حالی که خودش گاه به گاه میگوید که از موفقیت ناراضی است، اما حداقل متوجه شده است که دنیا به خاطر بلند گفتن این حرف این موفقیت رو ازش نمیگیرد.


    سوال: چند ماه گذشته رو فقط در تور بودی و فقط بلیط ها رو از طریق سایت خودت به فروش رسوندی، چطور بود؟
    جواب: پسر، بدجور جواب داد. خیلی راضی بودم که کار کرد. مخصوصا اینکه کاری نکردم. کمپانی های بزرگ بلیط فروشی قرارداد های ویژه با این سالن ها میبندند. بهشون پول میدند تا نتونند با بقیه کار کنند. پس اگه کمپانی بهت 30هزارتا بده شما باید سالن رو به کس دیگه ای اجاره ندی. ما به قلمروی اونا حمله نکردیم. دنبال سالن هایی رفتیم که اونا بهش اهمیت نمیداند.
    به نظر مهمه که موفقیتی که با برنامه های زنده ات و فروش خاص بلیطت کسب کردی توسط دیگران کمدین هایی که دید و طرفدارانی مثل تو ندارند تکرار نمیشود؟
    چرا فکر میکنی که اونا همون منبع هایی که من دارم رو ندارند؟ همون دید و رابطه ها؟ چه تفاوتی بین من و اونا هست؟
    پلتفرم داری. سطحی از شناخته شدن داری.
    خب چرا فکر میکنی من پلتفرم دارم و شناخته شدم؟
    براش وقت گذاشتی.
    دقیقا. هیچ راه دیگه ای نداره. ادم هایی هستند که میگند "منصفانه نیست. تو همه چیز داری." من که با این چیزها به دنیا نیومدم. یه روند وحشتناک رو طی کردم تا به اینجا رسیدم. کلی زندگی ام طول کشید. اگه تو این کاره تازه واردید و با تازه کار منظور 15 یا 20 سال استند اپ کار کردنه، تازه دارید شروع به کشش پیدا کردن میکنید. موزیسین های جوون فکر میکنند میتونند یه گروه جمع کنند و مشهور بشن، و هرچیزی که سد راهشون بشه منصفانه نیست و نامردیه. کی هستی مگه؟ تو 20 سالگیت تازه شروع به گیتار زدن کردی؟ صبر داشته باش.
    برگشت به HBO خوشحال کننده بود؟ FX ناراحت نمیشه تا تو رو با بقیه به اشتراک بذاره؟
    یکی از دلایلی که اخرین اجرام رو انجام دادم به این خاطر بود که کسی نمیخواست. اما این دفعه HBO امد سراغ من. و من این موقعیت استثنایی رو داشتم چون به هیچ کس احتیاجی نداشتم. پس هرچزی که من خواستم اونا بهم دادند. HBO یانکی (امریکایی) این جور استند اپ هاست، و برای FX هم خوب میشه. HBO داره این رو گسترش میده، قراره روی بیلبوردی تو بلوار سانست باشم، قرار تو میدون تایمز باشم، قراره روی اتوبوس ها باشم!! این یه ذره حالم رو بد میکنه.



    و HBO میذاره یه سال دیگه اه خدای من رو به صورت انلاین منتشر کنی؟
    یکی دیگه از دلایل اینکه موافقت کردم که انجام بدم این کارو این بود که بهشون گفتم باید بتونم روی سایتم این برنامه رو بفروشم. اولش HBO برگشت گفت "نمیتونیم این کارو کنیم." منم برگشتم گفتم "خب، من براتون نمیسازم." قدرتی که دارم باعث شد که بتونم بگم "خودم انجام میدم، به شما احتیاجی ندارم." و اونا هم روی حرفم فکر کردند.
    کی تصمیم گرفتی که یک سال لویی رو تعطیل کنی؟ تاحالا فکر کردی که کلا سریال رو جمع کنی؟
    سریال هنوز به نظر من نزدیک پایان هم نیست. فقط میدونستم که میتونیم از این مدت استفاده کنم تا فصل چهارم رو بهتر بسازم. تدوین فصل قبل رو در سپتامبر تموم کردم، و میدونم که بد تدوین کردم. سه سال پشت سر هم این کارو کردم اما میدونستم که دیگه نمیتونم انجام بدم.
    فصل قبل داستان هایی داشت که چند اپیزود ادامه داشت، اینا از کجا بهت الهام شد؟
    فصل قبل اولین فصلی بود که نشستم و کل فصل رو نوشتم. وقتی قسمت های مربوط به پارکر پوزی رو نوشتم، واقعا دراز و طولانی بود و من پیش خودم گفتم "این قرار بود یه اپیزود بشه." بعدش یه کارت نوشتم و گذاشتم روی میزم که روش نوشته بودم "میتونه هرچی که بخوای بشه." وقتی که اینو نوشتم پیش خودم گفتم "هی، داستان های بلند، حال میده."
    قسمتی که تست میخواستی بدی و مجری برنامه ی شبانگاهی بشی چی؟
    وقتی که قرار 13 اپیزود بنویسی واقعا ترسناکه. اما اون وقت اخری ها رو دوست داری. میتونستم این سه تا رو سرتاسری کنم و کل سریال رو تغییر بدم. و ورنون (چتمن، یکی از تهیه کننده ها) گفت "یا میتونی این داستان رو توی سه قسمت بگی." و این عجیب ترین اتفاقی بود که تا به حال برای من افتاده. وقتی که اینو گفت من درجا کلا سه قسمت رو میدونستم چطور پیش میره. قراره داستان تعویض دیوید لترمن رو بسازم.
    همون موقع هم به کاراکتر جک دال، کسی که بهت اموزش میده فکر کرده بودی؟
    برای من بن گازارا بود. وقتی داشتیم حرف میزدیم ورنون اسم بن گازارا رو سرچ کرد. یه ساعت قبل از سرچ کردن مرده بود!!!!! فکر کنم که ممکنه که وقتی گفتم "فکر کنم بن گارازا خوب باشه" بن افتاده باشه و مرده باشه. برای جری لوئیس فرستادم داستان رو. از دستیارش یه تماس دریافت کردیم که گفت "جری تو این لحظه علاقه مند نیست." با وودی الن تماس گرفتیم، که گفت "الان نمیتونم بازی کنم." یه ایمیل خیلی خوب هم از ال پاچینو دریافت کردم، مارتین اسکورسیزی گفت بود، (با صدای اسکورسیزی) "لویی فوق العاده است، از برنامه لذت میبرم. نمیتونم الان تو سریال بازی کنم." چیزی که یاد گرفتم این بود که الان تو مرحله ای هستم که جواب های منفی مودبانه تحویلم میدند، قبلا چیزی غیر از سکوت در جواب نمیگفتند.



    چطور به دیوید لینچ رسیدی؟
    تو گوگل دنبال فرانسیس فورد کاپولا گشتم تا ببنیم تا به حال بازی کرده تو فیلمی یا نه. و تو یه صفحه به اسم دیوید لینچ برخوردم، فکر کردم "واقعا عجیب میشه. اصلا با عقل جور درنمیاد." تو ذهنم در نظر گرفتمش و فیلمنامه رو خوندم، و اینجوری بودم "اینجوری از هرکس دیگه ای بهتره. این تنها کسیه که میتونه این کارو کنه. اگه دیوید لینچ گیرم نیاد اصن نمیسازم."
    چطوری بود که کارش رو کارگردانی کنی؟
    کاراکتر رو به خوبی میشناخت. وقتی سکانسی رو که تو دفتر گرفتیم که من میرقصم، واقعا تحقیر امیز بود. حالم رو به هم میزد اون کارم. تو یه موقعی، تو بی حالی گفتم "این اصن بامزه نیست." و دیوید گفت "نه، بامزه نیست. نباید هم باشه." تونستم باهاش وقت بگذرونم، باهاش سیگار بکشم، با اینکه یه سال بود سیگار نکشیده بودم. عاشق این مردم.
    چطور وودی الن بهت نزدیک شد؟
    یه دفعه شد. این ایمیل رو دریافت کردم: وودی الان میخواد ملاقات تون کنه. تمام زندگی ام منتظر این ایمیل بودم. نمیخوام تظاهر کنم که کارم خیلی درسته. رفتم تو دفترش و نقشی رو خوندم که اخرش به اندرو دایس کلی رسید. وودی گفت "میدونم که میتونی بازی کنی. فقط فکر نمیکنم که تو همچین ادمی باشه. این طرف خیلی بدجنسه، و تو ادم بدجنسی نیستی." و من خوندم، و اینجوری بودم "اره، نقش رو نمیتونم بگیرم." میتونم از طبقه ی کارگر باشم. نمیتونم همسرم رو ...ام. پس جوری حرف میزنم که اینا رو بتونم بگم و اخرش این نقش رو نمیگیرم، اما امیدم رو از دست نمیدم. و دقیقا همین اتفاق افتاد. اما خیلی احساساتی شده بودم، به خاطر اینکه وودی الن رو دیده بودم و با من خیلی مهربون بود.
    دو هفته بعد بهم گفتند "دستیارش یه چیزی رو براتون میاره." چند صفحه از فیلمنامه بود با یه نامه از طرفش که میگفت "خیلی خوبی که قبول کردی اون یکی رو انجام بدی، اما این یکی رو میتونی انجام بدی. اگه نمیخوای این نقش رو بازی کنی بعدا یه کاری با هم انجام میدیم." همین که اینو داشتم میخوندم قهقه میزدم و دست نویسم براش نوشتم که بازی میکنم و فرستادم.
    نقشی رو که بازی کردی چطور میبینی؟
    یه دروغگوـه. یکی از نقش های اصلی، سالی هاوکینز، من یکی از اپیزودهای زندگی اش هستم. من یکی از اون داستان های ناراحت کننده ای هستم که هر زنی همراه خودش داره. اما قسمت های رمانتیک هم هست و شیرینه.



    تونستی درباره ی کار هم با وودی حرف بزنی؟
    وودی سر صحنه خیلی به وقت اهمیت میده. بهت چیزی رو میگه که لازمه بدونی، و بعد فیلم برداری رو تماشا میکنه. من فقط چند روز همراهش بودم، بهم چندتا تیکه فل بداحه گفت، بهم گفت یه سری چیز رو امتحان کنم و همون قدر که ترسناک و رو مخ بود خیلی هم خوش گذشت.یه روز تونستم باهاش ناهار بخورم، و اون روزی بود که باهم درباره ی لنی بروس حرف زدیم و اینکه چقدر من گرسنه امه و درباره ی مورت سال، داستان های تور. تمام مدت منو واقعا به خنده انداخت.
    به یه نقطه ای رسیدی که هر حرکت یا حرفی که میزنی به اخبار راه پیدا میکنه. داره برات محدودیت ایجاد میکنه؟ جدیدا بیشتر درباره ی حرف هات فکر میکنه؟
    محدودیت ایجاد نکرده. هر دفعه که حرفی میزنم همه جاپخش میشه. خب چیکار کنم در این باره؟ دیگه حرفی نزنم؟ یا بگم "بهترین راه برای گفتن این حرف ها چیه؟" فکر میکنم توئیتر برای من خیلی خطرناکه. اما من اینجوری ام "دیگه توئیت نمیدم. دیگه تو کنفرانس های خبری فل بداحه چیزی نمیگم." درباره ی چیزهایی که ربطی به من نداره نظری نمیدم. فکر میکنم بهتره که تو کار این حرف ها رو بزنم. پس جک میگم.
    اما الان دوره ی که تو کمدی مردم هرچیزی که کمدین بگه به عنوان توهین قلم داد میکنند، تو اینترنت پخش میشه و بعدش شخص باید عذرخواهی کنه. به نظر کمدین ها باید از این به بعد این موضوع رو قبول کنند؟
    فکر میکنم نباید چیزی بگی که بعدا مجبور بشی عذرخواهی کنی. اگه خیلی شلوغ شد، بذار دیوونه بازی دربیارن. چطوری یه نفر منو مجبور به عذرخواهی میکنه؟ به معنای واقع کلمه کتکت میزنند؟ بذار ناراحت باشن. بدترین اتفاقی که تو دنیا میافته که نیست. به این معنا نیست که گدایی. واقعا مسخره است که بخوای مردم از هرچی که میگی راضی باشن. جوری که من کارها رو انجام میدم اینجوری نیست که 50 مدل مختلف از خودم داشته باشم، من این کارو میکنم، و دفعه ی بعدی که قراره که منو ببینی یه کار دیگه ای میکنم. به محض اینکه قولنج بشکونی و صفحه ی کامنت رو باز کنی، اشتراک نامه ات برای یه ادم خوب بودن رو کنسل کردی.
    فکر میکنی لویی یه تاثیر همیشگی روی کمدی های تلویزیون خواهد گذاشت؟
    امیدوارم که دنیایی بسازه که بتونم به این کارم ادامه بدم، اینجوری عالی میشه. اما سریال من موفقیتش رو به کسایی دیگری مدیونه. لری دیوید، جری ساینفلد، گری شندلینگ، جان واترز، وودی الن.... سریال من بسیاری از دی.ان.ای های این افراد رو در خودش داره. درباره ی ازادی عملی که در سریال ام دارم با وودی الن صحبت کردم و اینکه همچین ازادی رو در دنیای سینما نخواهم داشت. بهم گفت مشکلات زیادی از طرف استدیوها دریافت میکنه اما پول درمیاره. پس تونست به موفقیت خودش دست پیدا کنه، مثل بقیه افراد.
    دلیل اینکه قادرم این کارو انجام بدم فقط به این خاطر نیست که وودی الن خیلی بحاله. به خاطر اینکه وودی الن خیلی موفقه. یه نفر گفت، میتونی یه ذره عجیب باشی و برات ثمره بخش باشه.


    ورژنی از این مصاحبه در روز 7 آپریل 2013 در روزنامه ی نیویورک تایمز با تیتر The Joke’s on Him منتشر شد.
    مببع : نیویورک تایمز


    سخن مترجم: اگه ترجمه مشکلی داشت بذارید به پای خستگی و سطح سواد کم بنده. ممنون میشم نکات رو گوش زد کنید.



  2. #2
    Suicide & Redemption
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    ارسال ها
    1,147
    سپاس
    9,036
    از این کاربر 11,375 بار در 1,651 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    ممنون از وقتی که برای ترجمه گذاشتی اشکان جان

    این بشر حرف نداره! خیلی حرفاش و طرز فکرش رو دوست دارم...

  3. 9 کاربرِ زیر از idin بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #3
    Everyday is a holyday!
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    طوخچی
    ارسال ها
    980
    سپاس
    3,538
    از این کاربر 7,244 بار در 1,127 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    احسنت احسنت بارکلا
    الان میخونم بعد میام اسپم میدم
    Can’t even remember to forget you

  5. 3 کاربرِ زیر از slimshady بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  6. #4
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    ارسال ها
    28
    سپاس
    0
    از این کاربر 116 بار در 29 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    خیلی با عجله ترجمه شده بود،روان نبود
    ولی غنیمتی بود
    ممنون

  7. 2 کاربرِ زیر از goli40 بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  8. #5
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,413 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    یه ویرایش کردم، یه سری غلط ها رو درست کردم.
    ==============================
    موقعی که از دیوید لینچ حرف میزنه عالیه مثل بچه دوساله است، خیلی عشق میکنه. البته باید هم همین جوری باشه، دیوید لینچ امده تو سریالش بازی کرده
    روز به روز هم داره تپل تر میشه، تا دو سال پیش اینقدر تپل نبود، البته قیافه اش بهتر شده، پر شده!!
    خداییش کلی وقت گذاشتم تا ترجمه کردم، لامصب تمومی نداشت


  9. 24 کاربرِ زیر از Chandler Bing بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  10. #6
    Rain down, from a great height
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    Tehran
    ارسال ها
    1,010
    سپاس
    9,546
    از این کاربر 11,332 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    نقل قول نوشته اصلی توسط Chandler Bing نمایش پست ها
    اولش HBO برگشت گفت "نمیتونیم این کارو کنیم." منم برگشتم گفتم "خب، من براتون نمیسازم." قدرتی که دارم باعث شد که بتونم بگم "خودم انجام میدم، به شما احتیاجی ندارم." و اونا هم روی حرفم فکر کردند.
    این تیکه حرفش خیلی باحال بود . دمش گرم.

    شخصیت این آدم واقعاً تکرار نشدنی ـه. برای من که باعث شد دیدم نسبت به کمدی استند-آپ کاملاً عوض شه. هیچوقت فکر نمیکردم که استند-آپ بتونه انقد تأثیرگذار باشه.
    زیرکی و ذکاوت این بشر بی نظیره.

    چیزی که جالبه اینه که موضوعاتی که راجبشون تو استند-آپ هاش صحبت میکنه، همه با هم متفاوت هستن! یعنی من خودم یه بار ندیدم که داستانهایی که یه جا میگه رو عیناً یه جا دیگه بگه.
    انقد مغزش فعاله .

    فیلمی هم که به کارگردانی وودی الن بازی کرده دیدنی ـه صددرصد.


    اشکان خسته نباشی بابت گردآوری این مطالب .
    can't figure out why everyone's so excited about life. haven't found anything to live for.
    guess i'm losing hope.

  11. 17 کاربرِ زیر از Barkeep بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  12. #7
    Yes, I’m gonna Win
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    T3hraN
    ارسال ها
    1,552
    سپاس
    14,886
    از این کاربر 20,295 بار در 2,502 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    .
    چه شخصیت دوست داشتنی و منحصر به فردی داره این لویی .

    یعنی خوندن مصاحبش هم عین دیدنِ اجراهاش جذابه . مثلا این تیکه :
    نقل قول نوشته اصلی توسط Chandler Bing نمایش پست ها
    فکر کنم که ممکنه که وقتی گفتم "فکر کنم بن گارازا خوب باشه" بن افتاده باشه و مرده باشه.

    و....
    .
    ---------------------

    همینجوری داشتم پیجِ ویکی‌پدیاش رو میخوندم دو تا نکته در موردش بگم.

    اصالتِ لویی مکزیکی-آمریکایی هست. این اسم C.K هم که یجورایی اسم هنری و حرفه ایش هست از تلفظ مجارستانی نام فامیلِ اصلی خودش گرفته. اسمش Louis Szekely هست( لوییس سکلی) . کلا اجدادش گویا اوضاع پیچیده ای داشتن! که منجر شده به یه ترکیب آمریکایی/مکزیکی/مجارستانی.....

    ضمنا این روش جدید فروش برنامه هاش که از طریق سایت شخصیش انجام داده هم کلی براش منفعت داشته گویا.

    ویکیپدیا صفحه ی فارسی خوبی داره در موردش. برای آشنایی بیشتر باش مطالعه کنید...

    ---------------------

    اشکان جان مرسی بابت جمع و جور کردن این مطلب .

  13. 14 کاربرِ زیر از Moh3eN بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  14. #8
    BAZINGA!
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    محل سکونت
    مازندران
    ارسال ها
    96
    سپاس
    881
    از این کاربر 2,237 بار در 101 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    ممنون بابت ترجمه...
    واقعا لوئی خیلی عالیه. اولین استندآپش رو که دیدم "بی شرم" بود. از همون موقع خاطره خوبی تو ذهنم گذاشت.
    بعد هم که سریالش لوئی رو دیدم واقعا عاشقش شدم. واقعا منتظر فصل ۴ سریالش هستم.
    ویکیپدیا صفحه ی فارسی خوبی داره در موردش. برای آشنایی بیشتر باش مطالعه کنید...
    این صفحه رو کامل من از روی ویکی انگلیسی ترجمه کردم. یکی از کامل ترین مقاله هاییه که تا حالا تو ویکی ترجمه کردم. اینقدر این مرد باحاله.

  15. 18 کاربرِ زیر از juybari بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  16. #9
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,207
    از این کاربر 11,471 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Louis CK | مصاحبه ی اختصاصی نیویورک تایمز

    راستش در حال ترجمه ی مقاله ای بودم در مورد دیوید لینچ و داشتم بطور اتفاقی تو اینترنت دنبال مصاحبه هاش میگشتم تا ببینم که قبلتر ترجمه نشده باشه که چشمم به این تاپیک خورد....
    گفتگوی جالبیه حتما بخونیدش....
    ممنون از رییس گرامی بابت ترجمه ی این مصاحبه ی عالی....

  17. 13 کاربرِ زیر از Marlon Brando بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.