برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید

نمایش نتیجه ی نظرسنجی: برای این قسمت چه امتیازی در نظر می گیرید ؟

رأی دهندگان
42. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • 1 امتیاز

    0 0%
  • 2 امتیاز

    0 0%
  • 3 امتیاز

    0 0%
  • 4 امتیاز

    0 0%
  • 5 امتیاز

    1 2.38%
  • 6 امتیاز

    1 2.38%
  • 7 امتیاز

    5 11.90%
  • 8 امتیاز

    9 21.43%
  • 9 امتیاز

    19 45.24%
  • 10 امتیاز

    7 16.67%
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 20
  1. #1
    how YOU doin' ?
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    Central Perk
    ارسال ها
    763
    سپاس
    14,363
    از این کاربر 13,390 بار در 830 پست سپاس گزاری شده

    Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم




    Season 8, Episode 2: "Every Silver Lining"

    فصل هشتم، قسمت دوم: "تمام روزنه های امید"



    تاریخ پخش: 7 جولای 2013
    خلاصه ی داستان: دکتر وگل به دکستر نشان می دهد که چگونه در زمان کودکی دکستر به هری در خلق "کدها" کمک نموده است. وگل عقیده دارد که بدین شکل دکستر را نجات داده و خود را در نقشی مادرانه برای او می بیند. وگل حالا از دکستر کمک می خواهد که جراح مغز را پیدا کند، چراکه فکر می کند او یکی از بیماران روانی سابقش بوده که حالا قصد کشتن او را دارد و با فرستادن بخش جدا شده ی مغز قربانیانش برای او پیغام می فرستد. از طرف دیگر دب انباری که بریگز طلاهای دزدیده شده را در آن مخفی کرده پیدا می کند، ولی "ال سپو" که او را تعقیب کرده با او درگیر می شود و طلاها و اسلحه ی دب را بر می دارد. دب به دنبال ال سپو می رود و به سمت او که در ماشین است شلیک می کند...




  2. 22 کاربرِ زیر از Joey بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  3. #2
    Tonight's The Night
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    محل سکونت
    BuSheHr
    ارسال ها
    56
    سپاس
    1,621
    از این کاربر 546 بار در 58 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    این دکتر وگل چرا اینطوریه؟
    به خاطر ترسه یا که نقشه ای واسه دکس داره؟
    تو اون موقعه ای که به دکس زنگ زد بیاد کمک ، میگیم واسه ترس بود ولی وقتی رفت خونه درجا اون dvd رو دید که خیلی بازیش تو اون موقعه بد بود که آدم توهم توطعه به ذهنش میاد!
    دب و کویین؟
    فک کنم چیزای جالبی از این دو در قسمت های بعدی داشته باشیم
    دب هم داره کم کم عادت میکنه به کشتن!
    El Sapo هم ازش بعید بود همچین اشتباهی! نمیخوای بکشی حداقل کاری کن که کشته نشی(در انبار رو قفل می کرد)
    قیافشم آشناس ولی موندم تو کجا دیدمش!
    در کل نسبت به قسمت قبلی خیلی بیشتر کیف داد به همین دلیل 9 میدم

  4. 9 کاربرِ زیر از nokhbeh بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  5. #3
    how YOU doin' ?
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    Central Perk
    ارسال ها
    763
    سپاس
    14,363
    از این کاربر 13,390 بار در 830 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    دکستر هیچ وقت تصور نمی کرد که تمام زندگیش، نسخه ی تجویز شده از سوی یک روانشناس عجیب باشه. کسی که به دکس میگه من تو رو خلق کردم و خودش رو مادر معنوی او میدونه. مطمئنن تمام بینشی که دکس تا حالا نسبت به خودش داشته و کاری که تمام این سالها مشغول انجامش بوده، دچار تغییر میشه و حالا دکس داره تصویر کاملتری از خودش رو می بینه. البته نباید سریع جلو رفت و به طور کامل به این روانشناس اعتماد کرد؛ کسی که اینگونه با روش هایی غیرمعمول و مغایر قوانین و هنجارهای جامعه با بیمارانش کار میکنه، نمیتونه شخصیت ساده ای باشه و بی شک نیمه ی تاریکی همراه خودش داره.

    اما چیزی که کار رو در این مرحله برای دکس سخت تر میکنه، همزمانی ورود وگل با دور شدن دب از اونه. بدون دب،‌ دکس کاملا گم شده و حتی نمیتونه کاری که همیشه توش خوب بوده یعنی تعقیب و شکار قاتلان رو به خوبی انجام بده. دب بازم داره بیشتر در تاریکی فرو میره و حالا رسما دومین قتلشو هم مرتکب شده. وقتی دب به دکس میگه این اولین قتلم نبود و احتمالا آخریشم نیست و هرچیزی توی این وضعیت لعنتی که توش قرار گرفتم ممکنه رخ بده و "اینم هدیه ی تو به منه"، دکس تازه می فهمه که چطور دب رو نابود کرده و دیگه احتمالا هیچ وقت اون دب قبلی رو در کنار خودش نداره. بی شک دکس در یکی از پیچیده ترین شرایطی که تا حالا باهاش روبرو بوده قرار گرفته و مسیر روبروش کاملا نامشخصه.

    از سکانس های زیبای این اپیزود سکانس ورود دب به ایستگاه پلیس و گفتگوی بعدیش با دکس بود که هم از نظر دیالوگ ها و هم از نظر بازی خیلی خوب کار شده بود. سکانسی که دکس به خونه ی دب میاد هم خیلی احساس بر انگیز بود: "من نمیخواستم که ازت متنفر باشم. برعکسشو میخواستم." گفتگوهای بین وگل و دکس هم خیلی خوب نوشته شده بود و در این خصوص نمیشه از بازی عالی شارلوت رمپلینگ حرفی نزد که در یک لحظه در مقام یک روانشناس مجرب بود که به کاری که کرده می بالید، در یک لحظه در نقش یک مادر برای دکس بود و در لحظه ای دیگر پیرزن بیچاره ای بود که از شدت ترس و درماندگی به دکس پناه برده و به او التماس میکرد و کمک میخواست.

    در مورد سایر کارکترها هم باید گفت وضعیت کوئن و نقشش در این فصل خیلی بهتر از فصل قبل شده؛ از باتیستا هنوز چیز خاصی ندیدیم ولی مطمئنا این شرایط عوض میشه؛ و برای ماسوکا به نظرم باید دیالوگ ها و موقعیت های طنز بیشتر و بهتری نوشته بشه چون شخصیتش کاملا برای سریال لازمه.

    راستی توجه کردید در اون سکانسی که جراح مغز طرف رو مجبور کرد تا اون شخص رو بکشه، در اون لحظه آهنگ "Make your own kind of music" در حال پخش بود که این در واقع عنوان یکی از اپیزودهای بعدی (اپیزود نهم) هست.


    در مجموع اپیزود قابل دفاعی بود و کارگردانی مایکل هم به نظرم خوب از کار در اومده بود. فقط در یک سکانس گفتگوی دکس و وگل نحوه ی قرار گرفتن و زاویه ی دوربین کمی عجیب به نظرم اومد :





    9 از 10

  6. 19 کاربرِ زیر از Joey بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  7. #4
    No Pain , No Gain
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    در تخیلاتم
    ارسال ها
    391
    سپاس
    1,966
    از این کاربر 2,524 بار در 399 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    موتور سریال کم کم داره گرم میشه!

    اولا باید بگم که اگه یادم باشه این قسمت رو خود دکستر کارگردانی کرده بود که خوب بود!

    ثانیا : یکم زمان دیر گذشت

    ثالثا: من تقریبا مطمئن هستم که این خانم دکتره یک جای کارش می لنگه! به نظرم داره دکستر رو بازی می ده: " این دی وی دی مال من نیست!" یکم مسخره بود،

    یاد آیزاک فصل قبل بخیر!

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    8 از 10


    اضافه شده در : 4 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط nokhbeh نمایش پست ها
    El Sapo
    قیافشم آشناس ولی موندم تو کجا دیدمش!
    در کل نسبت به قسمت قبلی خیلی بیشتر کیف داد به همین دلیل 9 میدم

    تو واکینگ دد : فصل سوم - اون قسمتی که ریک و برو بچ وارد زندان میشوند! این ال ساپو اونجا سر دسته زندانی ها بود که با ریک مشکل داشت و ریک هم مشکلش رو حل کرد:!

  8. 14 کاربرِ زیر از Why Me ? بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  9. #5
    "WE FIGHT BECAUSE WE BELIEVE"
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    ارسال ها
    283
    سپاس
    2,301
    از این کاربر 1,363 بار در 256 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    دارم به این احتمال فکر می کنم که به عنوان کسی که دکستر رو خلق کرده این دکتره ممکنه خودش دکستر رو از بین ببره و یا اینکه آخرین قربانی دکستر باشه...

  10. 11 کاربرِ زیر از SaRaL بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  11. #6
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,405 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    قسمت خوبی بود! چون نمیدونستیم چه اتفاقی میافته:دی این حرکت وگول که گفت مادر معنویه خیلی خوب بود! من شکاک نیستم، فکر میکنم قصد خوبی داره! خودش هم گفت تاحالا نزدیک نشده بود چون به هری قول داده بود، اما خب الان نیاز داشت به دکستر، به موجودی که خلق کرده بود احتیاج داشت، به خاطر همین نزدیکش شد. دلم هم شدیدا برای دکستر میسوزه!
    مثل همه ی فیلم های دنباله دار که در اخرین نسخه ی خود به ریشه ها برمیگردن اینجا تو دکستر هم همین اتفاق داره میافته! قرار با گذشته ی دکستر بیشتر اشنا شیم. احساس میکنم البته.
    یه حس دیگم (:دی) اینکه تو اخر سریال یه پرش زمانی داریم! مثلا ده سال بعد و اینده ی دکستر. ببینید کی گفتم
    امتیاز 9!!


  12. 17 کاربرِ زیر از Chandler Bing بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  13. #7
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    گلستان- گنبد کاووس
    ارسال ها
    36
    سپاس
    1,433
    از این کاربر 259 بار در 34 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    بدون شک امتیازی که میدم 10
    فوق العاده بود این اپیزود. سراسر سورپرایز داشت واسم. یه جوری اگه اسم این قسمت رو اسم اخرین قسمت فصل 7 میزاشتن بهتر بود. "Surprise M*****F****r"
    مکالمه های فوق العاده بین دکس و دب و وگول. واسه ی تک تک این صحبت ها واقعا فکر شده بود روش.عالی بود.
    با اینکه دکستر سریالیه که تو هر قسمتش دکس یه نفر رو میکشت و سریال رو جذاب میکرد ولی تا الان تو این 2 قسمت با اینکه قتلی از دکس شاهد نبودیم ولی بازم هیچ کمبودی رو تو سریال احساس نمی کنم که واقعا در نوع خودش عالیه.
    نمیدونم وگول از قتل لاگوئرتا توسط دکس خبر داره یا نداره ولی اگه خبر داره و به دکس نمیگه این احتمال رو میدم که همه ی این کارهاش یه جور تله ست و یه جوری میخواد به کار دکستر پایان بده. (اسپویلرها رو هم نخوندم تا الان. تو بحث اپیزودیک قبلی هم گفتم)
    الان باید برم ولی این قسمت جای صحبت بیشتری داره واسم که اگه بتونم میام دوباره کامل می کنم.

  14. 11 کاربرِ زیر از roshan_gh بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  15. #8
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ج.ا.ایران
    ارسال ها
    4,264
    سپاس
    34,739
    از این کاربر 57,664 بار در 4,671 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    تقریبا هر 6تا نظر قبلی کامل بودن و من موندم چی بنویسم اگه تکراری بود دیگه ببخشید چیز جدیدی به ذهنم نرسید!
    -----
    خیلی بهتر شد
    این قسمت فوق‌العاده بود از نظر روایت
    مثل قبلی باعجله از این "سر" به اون "سر" نمی‌رفت
    حدس می‌زنم خانم "وگول" خودش قاتل اصلی باشه
    به نظر می‌رسه علاوه بر نویسندگی و "تئوری"‌پردازی توی کتابش به عملیاتی کردن داشته‌های ذهنیش علاقه داشته باشه
    مثل هر دانشمند و مخترعی که چنین حسی رو نسبت به ایده‌هاش داره.
    البته زیاد مطمئن نیستم فقط در حد یه "حدس"ه با دیدن یک قسمت گنگ به ذهنم رسید
    چقدر دیالوگ‌های خوبی داشت:

    دکس: یه صبح دیگه با یه جسد دیگه ... میامی، جسد بیشتر از آفتاب‌سوختگی تولید میکنه! و من هم شکرگذارم

    وگول: نهایتا به این نتیجه رسیدیم که شکار حیوانات ... عطش تو رو فروکش نمی‌کنه پس تصمیم گرفتیم بهت آموزش بدیم تا نوع دیگری از حیوانات را بکشی! آدمایی که واقعا سزاوار مرگند! (می‌دونم ته دلتون چقدر از این دیالوگ خوشتون اومده)

    پ.ن: یکی از مشکلات سریال "دکستر" زیادی از "قاب‌بندی"‌های تلویزیونی استفاده میکنه و خبری از یه هنرنمایی چشم‌نواز نیست باید بیشتر سلیقه به خرج بدن این دیگه آخرین فصله!



    این یه نمونه خوبش.

  16. 17 کاربرِ زیر از Irag بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  17. #9
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Mercury
    ارسال ها
    467
    سپاس
    6,639
    از این کاربر 4,186 بار در 478 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    منم با همه جملات ایرج موافقم بجز قاتل بودن همین وگول خانم. چون خیلی ساده است که بخوایم وگول رو قاتل بدونیم به نظرم نویسنده ها دارند با ذهن ما بازی میکنند.
    بالاخره ببیننده های دکستر با سورپرایزهای دکستر حسابی اشنا شده اند الان وقته رو کردن سورپرایز تازه است.برای همین من میگم زنه نمیتونه قاتل باشه بیشتر در حال منحرف کردن ذهن بیننده بکار اومده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Chandler Bing نمایش پست ها
    یه حس دیگم (:دی) اینکه تو اخر سریال یه پرش زمانی داریم! مثلا ده سال بعد و اینده ی دکستر. ببینید کی گفتم
    این هم ایده جالبی میتونه باشه ولی امیدوارم اینطور نشه چون خیلی تکراری شده.ولی مطمئم دیالوگ پایانی دکستر یکی از بهترین دیالوگ های سریال میشه.

    به شخصه دوست دارم دکستر یک پایان نامعلوم داشته باشه مثل فیلم جدایی

  18. 12 کاربرِ زیر از justUnited بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  19. #10
    how YOU doin' ?
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    Central Perk
    ارسال ها
    763
    سپاس
    14,363
    از این کاربر 13,390 بار در 830 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Dexter | بحث اپیزودیک | فصل هشتم، اپیزود دوم

    این قضیه ی تفنگ دب هم عجیب بود در نوع خودش. "ال سپو" تفنگ دب رو ازش گرفت، پس یا دب یک تفنگ دیگه همراهش داشته یا از اون انباری یکی پیدا کرده. از طرف دیگه هر چقدر هم دب موقع شلیک حالش خراب بوده باشه، باید یادش بیاد که چهار بار به طرف شلیک کرده، ولی کل صحنه برای دب خیلی مبهم بود: "من عصبانی بودم. میخواستم طلاها رو پس بگیرم و چیز بعدی که فهمیدم این بود که جلوی یک جسد وایسادم." نکته ی دیگه اینجاست که اگه دب با تفنگ خودش به ال سپو شلیک می کرد، مشخصا قابل ردیابی بود. پس نویسنده ها شاید تفنگ دب رو فقط به این دلیل ازش گرفتن که از وارد شدن و پرداختن به این موضوع ردیابی دوری کرده باشن و فقط دکس لازم باشه تفنگ ها رو تعویض کنه! (همونطور که مشخص نشد چگونه دکس قتل لاگوئرتا رو که با اسلحه ی دب صورت گرفته بود، پوشش داد...) به نظرم اینها جزئیاتی ـه که هرچند از نظر داستانی چندان اهمیتی نداره، ولی لازمه توضیح داده بشه، چراکه بیننده درگیرش میشه و منتظر جوابه تا همه چیز براش جور در بیاد...

  20. 12 کاربرِ زیر از Joey بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 32
    آخرين ارسال: 07-04-2013, 06:17 PM
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين ارسال: 12-06-2012, 02:52 PM
  3. پاسخ ها: 15
    آخرين ارسال: 11-20-2012, 09:39 PM
  4. پاسخ ها: 18
    آخرين ارسال: 11-11-2012, 01:43 PM
  5. پاسخ ها: 13
    آخرين ارسال: 11-06-2012, 01:01 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.