برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید

نمایش نتیجه ی نظرسنجی: بهترین اثر کوبریک را کدام فیلم او می دانید؟

رأی دهندگان
29. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • The Killing

    2 6.90%
  • Paths of Glory

    4 13.79%
  • Spartacus

    2 6.90%
  • Lolita

    0 0%
  • Dr. Strangelove

    8 27.59%
  • 2001: A Space Odyssey

    10 34.48%
  • A Clockwork Orange

    14 48.28%
  • Barry Lyndon

    0 0%
  • The Shining

    18 62.07%
  • Full Metal Jacket

    13 44.83%
  • Eyes Wide Shut

    7 24.14%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 از مجموع 4
  1. #1
    Master and Margarita
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    ارسال ها
    599
    سپاس
    2,569
    از این کاربر 7,476 بار در 751 پست سپاس گزاری شده

    [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Stanley Kubrick

    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |


    کاری از کوبریک سراغ ندارم که ارائه آن وسوسه برانگیز نباشد، او کمتر کاری دارد که شما میلی به تماشای آن (دست کم برای یکبار) نداشته باشید. و وقتی کشفش می کنید دلتان می خواهد فیلم هایش را حاقل چند سال یکبار مرور کنید. ارائه فیلمنامه های او هم، چنین حالتی دارد؛ در پس ترجمه ی چشمان باز کاملا بسته، تجربه آشنایی با درخشش است و در مقابلش 2001:یک اودیسه ی فضایی و دکتر استرنج لاو قرار می گیرند – و یک دفعه غلاف تمام فلزی از ناکجاآباد سر در می آورد تا به تان یادآوری کند چه طور چشمانتان را هیچ وقت از یک فیلمنامه ی متفاوت دور نگه ندارید و در کنار تمامی آن ها برری لیندون از اعماق تاریخ، شما را فرا می خواند و مجبورید تغییر مسیر دهید. اما در بین این تمام جواهرات، یک پرتقال کوکی کاری است که همیشه سعی شده دور نگاه داشته شود؛ همیشه سعی شده از کنارش عبور شده و کمتر به آن توجه شود. خشونت روایت، فضای کنایی و تلخش و حس ناامیدی که در نگاه اول دچارش می شویم، عوامل ضاهری دور شدن ما از این اثر درخشان هستند ، اما کمی تحمل و تعمق کافی است تا به اثر نزدیک شویم و بدانیم آن طور که باید، ما را به هراس نمی اندازد، بلکه در نهایت، نوری را در ما روشن می کند، نوری در ظلمت.

    ما فیلم های کوبریک را تماشا و گوش می کنیم؛ ماجرا تمام می شود اما معنای کلی آ دو پهلو و مبهم باقی می ماند. بر عهده ماست که درباره فیلم فکر کنیم، براساس نظام ارزشی و تجربه خود تفسیرشان کنیم، و سپس نتیجه بگیریم. این خصلت آثار هنری است _ آن ها شما را در مورد خود و دیگران به فکر وا می دارند. جالب است که می توانید سال ها بعد با نظام ارزشی متفاوت و با تجربه بیشتر، به سراغ آثار کوبریک بروید و نتایجی دیگر بگیرید.
    کوبریک برای ما چه پیامی دارد؟ انسان با محیط خود در تضاد دایمی است. این محیط می تواند محیط سیاسی و یا اجتماعی، یا متشکل از همنوعان او باشد. خیلی از اوقات این تضاد در خود اوست. در بوسه قاتل، لولیتا و چشمان باز بسته، شخصیت ها در جست و جوی عشق اند. شخصیت های قتل و بری لیندون به دنبال پولند (در حکم جایگزینی بری عشق؟). در پرتقال کوکی، راه های افتخار و اسپاتاکوس آزادی جسمی و ذهنی جسته می شود، اما جامعه صلب تر از این است که آن را مجاز بداند. در دکستر استرن لاو، 2001، درخشش و غلاف تمام فلزی آدم ها محیط زندگی را نمی پسندند و درصدد تغییر آن هستند، ولی محیط است که آن ها را تغییر می دهد.
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |


    The Killing

    پنج مرد دور میز کوچکی، نقشه سرقتی را طراحی می کنند، اما این نقشه به شکست می انجامد. این فیلم، تلاش دارد مسائل پشت پرده یک بزهکاری را با جزئیات روان شناختی آدمها تصویر بکشد. این مردان، بزهکاران حرفه ای نیستند، بلکه تنها به دلیل نیاز های شخصی زندگی خود، نقشه این سرقت را طراحی می کنند. سپس وقایع اصلی پیش می روند و ما هر بار، وقایع را از نگاه یکی از اعضای گروه به تماشا می نشینیم.به گونه ای که درک واقعیت به نوعی به قضاوت و ادراک نهاییی تماشاگر بستگی پیدا می کند. گویی که تماشاگر، خود، یکی از اعضای گروه است که باید از زاویه دید شخصی خود به مسائل بنگرد و درباره آن تصمیم بگیرد.داستان فیلم گیرا و ضرباهنگ آن سریع و پرتپش است. به طوری که در مدت 90 دقیقه جایی برای تنفس تماشاگر باقی نمی گذارد.



    Paths of Glory

    راه های افتخار به منزله اثری جهت فارغ التحصیلی کوبریک در مقوله سینما محسوب می شود. قبل از ساختن این فیلم، کوبریک به عنوان فیلم سازی شهرت داشت که با تکنیک های بکر و قوی، قصد بدعت گذاری در سینمای وحشت هالیوود را دشت. اما بعد از تولید این فیلم، کوبریک به عنوان یکی از مهم رین کارگردان های مهم آمریکا شناخته شد. کارگردانی که هم کلاسیک را می شناخت و هم قادر بود حرف خود را با بیانی نو و جهان شمول به روی پرده بیاورد. طوری که مورد پسند اروپاییان و سینمای روشنفکری نیز واقع شود.فیلمنامه، بازی، کارگردانی، همه در جد کمال هستند و ساختار فیلم، هر تماشاگری را با مفهمو عبث بودن جنگ تحت تاثیر قرار می دهد. کوبریک در این فیلم با قوه شکایت و طنز همیشگی اش، وفادرای اش را به همنوعان معاصرش با اثبات رساند. تاکید این فیلم بر موضوع فداکاری در جنگ، اعتراض کوبریک را تا به امروز، نو و تازه نفس نشان می دهد.



    Spartacus

    اسپارتاکوس یکی از بهترین آثار حماسی و تاریخی هالیوود است و از آخرین آثار پر هزینه تاریخی محسوب می شود. جمله منم اسپارتاکوس در حافظه تاریخی سینمای جهان حک شده است. این فیلم سمفونی زیبایی از بازی های قوی و صحیح بازیگران آن است. گرچه کوبریک کاملا به رمان هاوارد فاوست وفادار نمانده است، اما اسپارتاکوس از زمره بهترین آثار حماسی هالیوود محسوب می شود که در آن با نگاهی انتقادی، سقوط و اضمحلال یک مظام اجتماعی به تصویر کشیده می شود. تونی کرتیس در مورد این فیلم و کوبریک گفته است: استنلی خلاقیت و قدرت انعطاف فراوانی داشت. تنها او بود که می دانست در هر موقعیتی چه باید بکند و به همین دلیل هیچکس نمی توانست کار را ز دست او بگیرد.استنلی با تمام جوانی اش، همیشه کنترل اوضاع را به بهترین وجه در دست داشت.



    Lolita

    لولیتا اثر ولادمیر ناباکوف در اصل یک قصه روان شناختی است که در برداشت کوبریک، روح اجتماعی آن بیشتر مرد تاکید قرار می گیرد و در واقع چارچوب قصه کتاب دستخوش تغییراتی می شود، تا به اهداف کارگردان نزدیکتر شود. این فیلم پیرامون مجموعه ای از گرایش ها عاشقانه نابهنجار و غیر قابل کنترل است که همه ی آدم های داستانش را به نوعی درگیر می کند. نوعی بازی وش و ربه میان این آدم ها جریان دارد که اوج آن در شخصیت پیتر سلرز تجلی پیدا می کند. بر خلاف بسیاری از منتفدان، للیتا اثری درباره جنسیت نیست، بلکه درباره عشق است و درباره انواع تحریفات و سو تفاهماتی که مفهوم عشق از لحاظ روان شناختی در ذهنیت آدمها پدید می آرود. بسیاری از کارگردانان علاقه مند به مفاهیم روانکاوی پیش از این سعی کرده اند که این مضمون را به فیلم بدل کنند، اما به دلیل عدم توانایی در نشان دادن ذهنیت آدمها از طریق نماد های تصویری، چندان موفق نبوده اند.



    Dr. Strangelove

    این فیلم با دیدگاهی طنز آمیز، تهدید و خطرات ناشی از جنگ هسته ای را مطرح می کند.در واقع این موضوع از اعتقاد اصلی کوبریک نشات گرفته است، که بر اساس آن کمدی می تواند در مکانیسم دفاعی ذهن انسان نفوذ کند و آن را تحت تاثیر خود قرار دهد .کوبریک در تمام دوران کاری خود، نگاهی اعتقادی نسبت به نقاط ضعف آدم ها و جامعه خود داشت و این نگاه موشکافانه و انتقادی در فیلم دکتر استرنج لاو نمودی بارز دارد و طنز حاکم در آن نیز، فیلم را در حیطه آثار ماندگار سینما قرار می دهد. بیهوده نیست که امروزه پس از گذشت سی سال، شباهت شخصیت های این فیلم با واقعیت بیشتر احساس می شود، و این امر نشان می دهد که دکتر استرنج لاو، بیش از آن که یک فیلم کمدی یا کاریکاتور گونه باشد، اثری واقع گرا درباره تهدید پروژه های بمب نوترونی و سلاح های هسته ای است.



    2001: A Space Odyssey

    آنچه در فیلم ادیسه فضایی بیش از هرچه جلب توجه می کند خلاقیت کوبریک در ترکیب فرم و محتوا است. به گونه ای پس از چهار دهه، هنوز از این فیلم به عنوان یکی از الگو های درخشان فرم در خدمت محتوا، در صنعت سینما یاد می کنند.اصل داستان از قصه کوتاه آرتور. سی کلارک به ام دیده بان الهام گرفته شده استکه در سال 1951 به چاپ رسید.
    کوبریک در فیلم خود، سیر حرکت انسان را از نخستین روز ها زندگی میمون ها بر زمین و جهان بدوی تا عصر پریان تعقیب می کند. بخش عظیمی در این فیلم بدون کلام است و در آن همان تخته سنگ مرموز، استعاره پیشرفت همیشگی انسان در اعصار مختلف است. 2001 از لحاظ احساسی، فیلمی غریب است به خصوص جایی که شخصیت کامپیوتری را به تصویر می کشد که از انسانهای فضانورد، انسان تز به نظر می رسد.این فیلم به عنوان فیلمی پیشرو در تاریخ سینما ثبت شده است.



    A Clockwork Orange

    فیلم درباره خشونت و جامعه ای سرشار از خشونت است، کوبریک نیز اشاره ای به این مسئله هنر ها دارد و اینکه آدم ها قادر نیستند طبیعت خشن خود را در پس پرده ای از هنر های زیبا و متعالی پنهان کنند. در این اثر بیرحمانه، با آدم های حیوان صفتی مواجه میشویم که به جز بی قراری و پریشانی کاری انجام نمی دهند. کوبریک توانسته است صحنه های قتل و ضرب و شتم، را به عنوان محور اصلی نابهنجاری جامعه قرار دهد. خودآزاری و دیگر آزاری درونمایه اصلی داستان و طرح شخصیت اصلی آن مک داول است. فیلم، تصویری از انسان های مسخ شده ارئه می دهدکه به جز خشونت، کاری از دستشان ساخته نیست و این خشونت را حتی نسبت به خود جایز می دانند. چرا که بیرحمی، جزئی از برنامه روزانه زندگیشان است. به نظر بسیاری از منتقدان، کوبریک در این فیلم قصد داشته است که با زبان استعاری، روح حاکم بر جوامع مدرن امروز را به تصویر بکشد.



    Barry Lyndon

    بری لیندون، حماسه ای بر اساس رمان کلاسیک دبیلو. ام. تاکری است. این فیلم، قصه پر فراز و نشیب انسانی جاه طلب را به تصویر می کشد که نقش او را رایان اونیل با بازی بسیار تاثیر گذار خود، ایفا می کند. این فیلم توانایی کوبریک را در به تصویر کشیدن آثار کلاسیک قرن نوزدهمی در کنار رمنهای مدرنی چون لولیتا، تلالو و پرتقال کوکی به اثبات می رساند. کوبریک این قصه را با ایجاز خاصی روات می کند. اما آن چه که بری لیندون را از سایر آثار کوبریک متمایز می سازد، زیبایی بصری فیلم است که اسکار بهترین فیلمبرداری آن سال را برای جان آلکوت فیلمبردار فیلم به همراه آورد. بسیاری از نما های فیلم، همچون تابولی نقاشی است و گویی که آدمها در گوشه و کنار این تابلو جان می گیرد به حرکت در می آید. این اثر از نمونه های موفق تلفیق هنر و زندگی است و ترکیبات بصری، نور و میزانسن ها در اکثر صحنه ها، یاد آور نقاشی های قرن نوزدهم است.



    The Shining

    اینبار کوبریک به سراغ استفن کینگ و داستان وحشتناک او می رود و حاصل آن، اثر روانی – عاطفی و هیجان انگیزی چون تلالو است.کوبریک در این فیلم سفری به روان مشوش و در هم ریخته نویسنده ای را آغاز می کند که دچار ناتوانی در خلاقیت و نوشتن شده است و نماهای هولناک فیلم، دگردیسی تدریجی مردی فرهنگی و به ضاهر متمدن را نشان می دهد که به موجودی خشن، هیولاگونه و غیر قابل نعطاف بدل می شود.به طوری که حتی خانواده خود، یعنی همسر و فرزندش را به وحشت می اندازد.کوبریک اصولا به فضای ذهنی انسانها ناهنجار و انزواطلب حساس است و این درون مایه، همیشه در آثار او نمود است. آدم هایی که خود را کامل می دانند، اما به راحتی می توانند به موجوداتی شرور و حیوان صفت بدل می شوند.کوبریک در این فیلم روان شناختی، تلاشی در جهت راه یافتن به دنیایی به دنیای پیچیده ذهنی و ماهیت شخصیتی چنین انسانی را نشان می دهد.



    Full Metal Jacket

    این فیلم، تصویری گویا و فراموش نشدنی از جنگ و فرهنگ نظامی گری ارائه می دهد و اگر چه بسیاری از منتقدان، آن را فیلمی درباره جنگ ویتنام قلمداد کردند، اما فیلم هرگز مستقیما به سیاست های دوره ویتنام نمی پردازد. بلکه درباره آدم هایی است که در چنبره فرهنگ نظامی گری گرفتار می آیند و به تدریج متلاشی می شوند.در این فیلم نگاه "کوبریک" پا به سن گذاشته را به مقوله نظام گری که پیش از این به طور مستقیم در فیلم"راه های افتخار" شاهد بودیم، با برداشتی دیگر به تماشا می نشینیم. هر چند اینبار مقوله نظامی گری به طور مشخص با مفهوم بحران هویت عجین می شود، چرا را که فرآیند تبدیل جوانان ساده و بی خبر را به آدم های ماشینی بی روح و دیگر آزار مرور می کند.آدم هایی که برچسب روی کلاهشان، بیانگر هویت وجودیشان است. "زاده شده برای کُشتن"... این فیلم، در میان آثار "کوبریک"، آن گونه که شایسته بود، مورد توجه قرار نگرفت.



    Eyes Wide Shut

    کوبریک هرگز نمی دانست که چشمان بازِ بسته آخرین فیلم او خواهد بود. اما گویا سرنوشت چنین می خواست که پرونده سینمایی این نابغه بزرگ با فیلمی روانشناختی . به زعم عده ای سایکو درام بسته شود. فیلنامه چشمان بازِ بسته از قصه معروف داستان رویایی اثر آرتور شنیتسلر، نویسنده مشهور اتریشی الهام گرفته شده است. فیلم از جضور زوج معروف هالیوود بهره گرفته است و تام کروز در تمام مراحل فیلمبرداری در لندن کنار کوبریک حضور داشت و بار اصلی فیلم بر دوش اوست. این اثر، داستانی نمادین و پر رمز و راز درباره جنسیت، ترس و مرگ است و چالب اینجاست که این فیلم کمتر با سبک همیشه کوبریک مواجه می شویم. فیلم سرشار از لجظات تراولینگ است که توسط آنها با شخصیتهای فیلم همراه می شویم و با وجود فضای سورئال حاکم بر کار، دوربین با نگاهی واقع گرا با صحنه ها برخور می کند.







    گردآوری و ارائه مطالب از Gallow
    تمام حقوق این مطلب برای TvWorld.ir محفوظ می باشد
    و کپی برداری از آن تنها با ذکر لینک مستقیم به منبع مجاز می باشد.


  2. #2
    Master and Margarita
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    ارسال ها
    599
    سپاس
    2,569
    از این کاربر 7,476 بار در 751 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Stanley Kubrick



    الکس یه چیزی رو که هیچ وقت نتونستم تحمل کنم، دیدن یه پیرمرد مست و چرک و کثیف بوده که با صدای گَندش، ترانه های اجدادشو زوزه می کشه و مدام وسطش آروغ می زنه، انگار که یه ارکستر کهنی گند، توی روده های فاسد و بوگندوش راه انداخته باشه. من هیچ وقت نتونستم کسایی مثل اینو، حالا هر سن و سالی که داشته باشن تحمل کنم، بخصوص که مثل این یکی واقعا پیر باشن.
    پسر ها می ایستند و برای او کف می زنند.
    ولگرد می تونید... می تونید یخورده پول بهم صدقه بدین برادرها؟

    الکس،چوب دستی اش را در شکم ولگرد فرو می کند، پسر ها می خندند.

    ولگرد اوه... آه... ادامه بدین، ترتیبمو بدین ترسو های حروم زاده.
    من نمی خوام دیگه زنده باشم، نه توی همچین دنیای آشغالی مثل این.

  3. 18 کاربرِ زیر از Gallow بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #3
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    ارسال ها
    705
    سپاس
    6,027
    از این کاربر 10,861 بار در 776 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Stanley Kubrick

    من فقط یکی از فیلم های ایشون رو دیدم که اونم The Shining به معنای واقعی بینظیر بود
    هیچ وقت بازی Jack Nicholson رو توی این فیلم فراموش نمیکنم , حالت چهرش موقع بازی کردن فوق العاده بود

    یکی از دیالوگ های بینظیرش :
    من نمیخوام بهت آسیبی برسونم
    نذاشتی حرفم رو تموم کنم
    گفتم نمیخوام بهت آسیبی برسونم

    من فقط میخوام مغزت رو داغون کنم

  5. 13 کاربرِ زیر از AmiR RezA بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  6. #4
    Israel Hands
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    ارسال ها
    6,451
    سپاس
    26,401
    از این کاربر 85,413 بار در 9,064 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Stanley Kubrick


    خوشبختانه بیشتر فیلم های کوبریک رو دیدم، فقط فیلم اولش، قتل و لولیتا رو ندیدم. در هر ژانری که وارد شده، بهترین اون سبک رو ساخته، درخشش در وحشت، ادیسه در علمی تخیلی، غلاف تمام فلزی در ژانر جنگ، اسپارتاکوس تاریخی، دکتر استرنجلاو در کمدی سیاه!
    فکر کنم فیلم هاش از اون کارهایی باشه که هم تماشاگر رو راضی میکنه، هم منتقد رو! کم دیدم که کسی فیلمی ازش دیده باشه و خوشش نیومده باشه! کوبریکه for god's sake


  7. 16 کاربرِ زیر از Chandler Bing بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.