برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 از مجموع 8
  1. #1
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ج.ا.ایران
    ارسال ها
    4,264
    سپاس
    34,739
    از این کاربر 57,668 بار در 4,671 پست سپاس گزاری شده

    [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh

    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |


    در بيستم فوريه‌ي 1943 در سالفورد منچستر انگلستان متولد شد. در آكادمي سلطنتي هنرهاي دراماتيك كه بورسيه‌اش را در 1960 برده بود تحصيل كرد. در اوايل دهه‌ي 1960 نقش‌هاي كوچكي در چند فيلم انگليسي و يك سريال شبكه‌ي بي‌بي‌سي بازي كرد. از اواسط همان دهه، كارش را به عنوان نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان تئاتر آغاز كرد و در دهه 70 به تلويزيون رفت. اولين فيلم سينمايي‌اش را در 1971 ساخت و در پي سال‌ها كار در تلويزيون، پس از هفده سال دومين فيلم سينمايي‌اش را نوشت و كارگرداني كرد و از آن پس بيش‌تر به سينما پرداخته است. ستايش‌شده‌ترين فيلم‌هاي او "برهنه (1993)"، برنده‌ي جايزه‌ي كارگرداني جشنواره‌ي كن و "رازها و دروغ‌ها (1996)" نامزد سه جايزه مهم اسكار، و "ورا درك (2004)" بوده‌اند. لي را به‌خاطر گرايش خاصش به رئاليسم اجتماعي و پرداختن به تنش‌هاي ساده و معمولي زندگي روزمره‌ي آدم‌هاي معمولي با "كن‌لوچ" مقايسه كرده‌اند. يكي از جالب‌ترين ويژگي‌هاي حرفه‌ايي لي اين است كه فيلم‌هايش را بدون در دست داشتن فيلم‌نامه شروع مي‌كند! و با هيچ فيلم‌نامه‌نويسي هم هرگز همكاري نكرده است. او اجازه مي‌دهد تا ايده‌ها در جريان كار بداهه‌اش با بازيگران كه به كندوكاو در شخصيت‌شان مي‌پردازند، توسعه و پرورش پيدا كنند.

    از زبان كارگردان: حرفي نيست كه زمانه، زمانه‌‌ي افتضاحي است، داريم كره‌ي زمين را نابود مي‌كنيم و همديگر را از بين مي‌بريم. ولي با وجود اين، مردم اساسا با اين مساله كنار آمد‌ه‌اند، و دارند زندگي‌شان را مي‌كنند.

    پ.ن »» قبل از هر چيز بايد اعتراف كنم براي فيلم‌هاي "بهتر" (نه فوق‌العاده) مايك‌لي مثل "رازها و دروغ‌ها" و يه چندتايي ديگه (كم فيلم نساخته ...) به منبع قابل ملاحظه‌ايي دسترسي نداشتم و اگه يه وقت براي فيلم‌هايي كه اينجا معرفي شد لينك يا زيرنويس درست و درموني پيدا نكرديد بنده بي‌تقصير هستم كلا كارگردان مظلومي تشريف دارند حالا اين ميتونه بخاطر ريتم خسته‌كننده يا پرديالوگ بودن فيلم‌هاي اين پيرمرد انگليسي باشه!



    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |



    Bleak Moments 1971


    »» سيلويا كمي اضافه وزن دارد. او منشي‌گري مي‌كند و تا حالا شانس و اقبالي در زمينه‌ي عشق نداشته است. در خانه با خواهر عقب‌مانده‌اش زندگي و از او مراقبت مي‌كند. سيلويا چندي است با معلمي به اسم پيتر آشنا شده و اميدوار است كه پيتر به او پيشنهاد ازدواج بدهد، ولي ... مايك‌لي كه كارنامه‌ي سينمايي‌اش با همين فيلم شروع شد، با اين درام رئاليستي درباره‌ي زني معمولي كه در جست‌وجوي راهي براي بخشيدن شور و حرارت به زندگي بي‌رنگ و بويش است از همان ابتدا خودش را به عنوان يك از جالب‌ترين كارگردان‌هاي سينماي انگليس تثبيت كرد. لي فيلم را براساس نمايش‌نامه نوشته‌‌ي خودش ساخت و به همان شيوه‌اي كه عادت هميشگي‌اش شد، داستان را در همكاري و ارتباط نزديكي با بازيگران فيلمش پروراند و به آن شكل داد.


    Nuts in May 1976

    »» كيت و كنديس مري سفري به يك اردوگاه توريستي در نواحي روستايي انگلستان مي‌كنند. آن دو گياه‌خوارند و به خواندن آوازهاي محلي علاقه دارند ولي كيت شخصيتي بسيار سلطه‌جو دارد و كنديس مري هم به شيوه‌ي بچگانه‌اش خيلي راحت فريب مي‌خورد. روند معمولي زندگي آنها با سر رسيدن يك دانشجوي زمين‌شناسي به نام "ري" به هم مي‌ريزد ...
    ديوانگان در ماه مه را لي به عنوان قسمتي از سريال "نمايشي براي امروز" شبكه‌ي بي‌بي‌سي نوشت و كارگرداني كرد. البته كلمه‌ي "نوشتن" احتمالا در اينجا زياد مصداق ندارد چون بخش عمده‌ي فيلم را لي با بداهه‌پردازي سر صحنه و از طريق همان ارتباط دوطرفه و خلاقه‌اش با بازيگران از كار درآورد. اليس استدمن مثل فيلم قبلي لي و مثل خيلي ديگر از فيلم‌هاي بعدي‌اش در اينجا هم حضور دارد و از سال 1973 همسر لي هم شد.



    Naked 1993

    »» جاني آدم بي‌كار و بي‌عاري است كه براي خودش ديدگاهي فلسفي دارد و مايه‌هايي از شرارت هم در وجودش هست. او از زني هتك حرمت مي‌كند و اتومبيلي را مي‌دزدد تا از منچستر بگريزد و به خانه‌ي دوستي قديمي در لندن برود. جاني در گشت و گذارهاي بي‌هدفش در لندن با آدم‌هاي مختلفي مواجه مي‌شود ...
    نگاهي گزنده به انگلستان دوره‌ي پس از تاچر. قهرمان يا در واقع ضدقهرمان فيلم، با بازي تحسين‌شده عالي ديويد تيوليس، آدمي است كه كاملا خارج از چارچوب سيستم زندگي مي‌كند. او به خواسته‌ها و توقع‌هاي هيچ‌كس تن نمي‌دهد؛ از جمله به خواسته‌هاي خودش. فيلم عملا خط داستاني مشخص و قابل روايتي ندارد ولي تلخ و كوبنده است؛ به‌خصوص در پايان.



    Topsy-Turvy 1999


    »» شرح حال دو تصنيف‌كننده‌ي اپراهاي كميك: دبليو.اس. گيلبرت و آرتور ساليوان. گيلبرت ترانه‌سرايي است كه گرچه زودخشم است ولي از اين گذشته به لحاظ عاطفي كاملا تاثيرناپذير است او با ساليوان آهنگ‌سازي همكاري مي‌كند؛ آدم خوش‌خلقي كه عاشق تفريح استو نوشتن اپرت‌هاي سبك او را اقناع نمي‌كند. گيلبرت و ساليوان پس از رويارويي با اولين شكست‌شان دلسرد و افسرده‌اند و ساليوان اعلام مي‌كند كه اپرت را رها كرده است با اين حال ديدار از نمايشگاهي از آثار هنري ژاپني، ميكادو ...
    بخش عمده‌ي فيلم به جريان روي صحنه بردن اثر كلاسيك گيلبرت و ساليوان اختصاص يافته است. فيلم به خاطر كندوكاو عميق و صميمانه در وجود شخصيت‌هايش در خور توجه است و اين كندوكاوها نيز حاصل همكاري بسيار نزديك و خاص لي با بازيگرانش بود. "بي‌سروته" به دلايل مختلف، تنوعي در كارنامه‌ي لي به حساب مي‌آيد؛ هم به لحاظ مضمون و هم به لحاظ ساختار. جيم‌برودبنت به خاطر بازي در اين فيلم، جايزه‌ي بهترين بازيگر ار از جنشواره‌ي ونيز 1999 دريافت كرد.






    All or Nothing 2002

    »» زندگي يك خانواده‌ي آشفته‌‌ي متوسط رو به پايين انگليسي. فيل و پني يك زوج معمولي هستند. فيل راننده تاكسي است و پني در يك خواربار‌فروشي صندوق‌دار است. آنها زندگي پرملال و بي‌روح‌شان را همين‌گونه مي‌گذرانند تا اين كه بالاخره به خلاْي كه در رابطه‌شان به وجود آمده پي مي‌برند. با اين حال بروز يك وضعيت اضطراري نامنتظر در خانواده آنها را دوباره به هم نزديك مي‌كند ...
    مايك‌لي كه با فيلم "بي‌سروته" تغيير جهت خودخواسته و آگاهانه‌اي را در مسير حرفه‌اي‌اش تجربه كرده بود با "همه يا هيچ" دوباره به همان دنيا و سبك و سياق ماْلوف و آشنايش بازگشت. فيلم در بخش رقابتي جشنواره‌ي كن 2002 به نمايش درآمد و اين اميدواري وجود داشت كه با نگاه غمگنانه‌اش بتواند نخل طلايي را كه لي با "رازها و دروغ‌ها" در سال 1996 گرفته بود دوباره از آن او بكند ولي اينطور نشد.

    Vera Drake 2004

    »» انگلستان دهه‌ي 1950. ورا دريك خالصانه و بي‌دريغ خود را وقف خانواده‌اش كرده و اين را در شر كارگري‌اش همه مي‌دانند. ولي در اين شهر فقط مادر پير او و همسايه‌ي بيمارش نيستند كه به او متكي‌اند. با اين در دهه‌ي 50 سقط جنين غيرقانوني بوده ولي ورا وقتي زناني را مي‌بيند كه گرفتار حاملگي‌هاي ناخواسته مي‌شوند نمي‌تواند كاري در اين زمينه انجام ندهد! ...
    ورا‌ دريك يكي از موفق‌ترين فيلم‌هاي لي بوده است. فيلم نامزد سه جايزه‌ي اسكار كارگرداني، فيلم‌نامه و بازيگر زن اول شد. بازي ايملدا استانتن در نقش اصلي فيلم خيره‌كننده است و به‌حق ستايش شد. با اين كه فيلم در بخش‌هاي مختلفش استعداد گرايش به ملودرامي رقيق داشته، لي هوشمندانه از اين دام گريخته است.
    Happy-Go-Lucky 2008

    »» پاپي ديوانه‌ي زندگي است، هميشه خوشحال و بشاش است. او معلم مقطع ابتدايي است و 30 ساله،مجرد و بي‌نهايت خوش‌بين. پاپي با آغوش باز از همه چيز استقبال مي‌كند. او با بهترين دوستش به نام زويي در يك خانه در لندن زندگي مي‌كنند. او به كلاس رانندگي مي‌رود و مربي بسيار بداخلاقي دارد. پاپي سعي مي‌كند به او كمك كند تا از اين حال دربيايد. او با افراد زيادي روبه‌رو مي‌شود و بر همه آنها تاثير مي‌گذارد؛ مردي بي‌خانمان خواهر باردارش و كارمند خدمات اجتماعي كه يكي از شاگردهاي او را راهنمايي مي‌كند.
    جيمز براردينلي: اغلب مايك‌لي را شاهزاده بدبختي لقب داده‌اند. فيلم‌هاي او در دنياي طبقه كارگر مي‌گذرد و البته تروتازه بودن و كيفيت بالاي فيلم‌هاي او را نمي‌شود ناديده گرفت. يك نكته غيرقابل بحث در مورد فيلم‌هاي او وجود دارد؛ اين كه بعد از ديدن فيلمي از او ديدتان نسبت به "دنيا" تازه‌تر مي‌شود! فيلم تحسين شده او "ورا دريك" مشتي است نمونه خروار. اما فضاي غم‌زده آن فيلم كجا و فضاي فيلم جديد او يعين "بي‌خيال‌باش" كجا.



  2. #2
    Got yourself a Gun
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    ارسال ها
    89
    سپاس
    68
    از این کاربر 627 بار در 87 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh

    یاکسوسیالیست قهار! در کنار افرادی مثل کِن لوچ و جیم شرایدن سینمای روشنفکری و مستقل بریتانیا رو جهانی کردن.
    فیلم اصلی‌ش همون رازها و دورغ‌ها هست: در یک کلمه: نکبت محض!
    سیاه‌نمایی جامعه انگلیسی و رئالیسم اجتماعی در حد شکنجه.
    چن وقت پیش هم همراه کن لوچ،راجر واترز،نوآم چامسکی و خیلی‌های دیگه یه بیانیه شدید لحن علیه اسرائیل دادن که در ادامه تو یه باکس میزارمش:
    Israel has once again unleashed the full force of its military against the captive Palestinian population, particularly in the besieged Gaza Strip, in an inhumane and illegal act of military aggression. Israel's ability to launch such devastating attacks with impunity largely stems from the vast international military cooperation and trade that it maintains with complicit governments across the world. Over the period 2008-19, the US is set to provide military aid to Israel worth $30bn, while Israeli annual military exports to the world have reached billions of dollars.

    In recent years, European countries have exported billions of euros' worth of weapons to Israel, and the EU has furnished Israeli military companies with research grants worth hundreds of millions. Emerging economies such as India, Brazil and Chile are rapidly increasing their military trade and cooperation with Israel, despite their stated support for Palestinian rights. By importing and exporting arms to Israel and facilitating the development of Israeli military technology, governments are effectively sending a clear message of approval for Israel's military aggression, including its war crimes and possible crimes against humanity.

    Israel's military technology is marketed as "field-tested" and exported across the world. Military trade and joint military-related research relations with Israel embolden Israeli impunity in committing grave violations of international law and facilitate the entrenchment of Israel's system of occupation, colonisation and systematic denial of Palestinian rights. We call on the UN and governments across the world to take immediate steps to implement a comprehensive and legally binding military embargo on Israel, similar to that imposed on South Africa during apartheid.

    Adolfo Peres Esquivel Nobel Peace Laureate, Argentina, Ahdaf Soueif author, Egypt/UK, Aki Olavi Kaurismäki film director, Finland, Alice Walker writer, US, Archbishop Desmond Tutu Nobel Peace Laureate, South Africa, Betty Williams Nobel Peace Laureate, Ireland, Boots Riley rapper, poet, arts producer, US, Brian Eno musician, UK, Caryl Churchill playwright, UK, Chris Hedges journalist, Pullitzer Prize 2002, US, Cynthia McKinney politician, activist, US, David Palumbo-Liu academic, US, Etienne Balibar philosopher, France, Federico Mayor Zaragoza former Unesco director general, Spain, Felim Egan painter, Ireland, Frei Betto liberation theologian, Brazil, Gillian Slovo writer, UK/South Africa, Githa Hariharan writer, India, Giulio Marcon MP (SEL), Italy, Hilary Rose academic, UK, Ilan Pappe historian, Israel, Ismail Coovadia former South African ambassador to Israel, James Kelman writer, Scotland, Janne Teller writer, Denmark, Jeremy Corbyn MP (Labour), UK, Joanna Rajkowska artist, Poland, Jody Williams Nobel Peace Laureate, US, John Berger artist, UK, John Dugard former ICJ judge, South Africa, John McDonnell MP (Labour), UK, John Pilger journalist and filmmaker, Australia, Judith Butler philosopher, US, Juliane House academic, Germany, Karma Nabulsi Oxford University, UK/Palestine, Ken Loach filmmaker, UK, Kool AD (Victor Vazquez) musician, US, Liz Lochhead national poet for Scotland, UK, Luisa Morgantini former vice president of the European Parliament, Italy, Mairead Maguire Nobel Peace Laureate, Ireland, Michael Mansfield barrister, UK, Michael Ondaatje author, Canada/Sri Lanka, Mike Leigh writer and director, UK, Naomi Wallace playwright, screenwriter, poet, US, Noam Chomsky academic, author, US, Nurit Peled academic, Israel, Prabhat Patnaik economist, India, Przemyslaw Wielgosz chief editor of Le Monde Diplomatique, Polish edition, Poland, Raja Shehadeh author and Lawyer, Palestine, Rashid Khalidi academic, author, Palestine/US, Richard Falk former UN special rapporteur on Occupied Palestinian Territories, US, Rigoberta Menchú Nobel Peace Laureate, Guatemala, Roger Waters musician, UK, Ronnie Kasrils former government minister, South Africa, Rose Fenton director, Free Word Centre, UK, Sabrina Mahfouz author, UK, Saleh Bakri actor, Palestine, Sir Geoffrey Bindman lawyer, UK, Slavoj Zizek author, Slovenia, Steven Rose academic, UK, Tom Leonard writer, Scotland, Tunde Adebimpe musician, US, Victoria Brittain journalist, UK, Willie van Peer academic, Germany, Zwelinzima Vavi secretary general of Cosatu, South Africa
    Got yourself a Gun .Got yourself a Gun .Got yourself a Gun .

  3. 15 کاربرِ زیر از arzhang بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #3
    بخند مصنوعی :)
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    رشت
    ارسال ها
    340
    سپاس
    13,563
    از این کاربر 5,427 بار در 342 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh

    ممنون بابت تاپیک
    مایک لی در کنار برادران داردن و کن لوچ بدون شک از بزرگترین فیلمسازان سینمای اجتماعی رئالیستی و واقع گراست! (البته سبک و ویژگی های متفاوتی داره سینمای این 3 فیلمساز) فیلمسازی که اکثر جوایز معتبر رو هم از جشنواره ها و مراسم های اعطای جوایز سینمایی برده! نخل طلا و جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن، شیر طلایی جشنواره ونیز، یوز
    پلنگ طلایی جشنواره لوکارنو، 3 بار برنده بفتا و ...
    به قول امیر پوریا: "علت اصلی کم‌شناخته ماندن لی در ایران می‌تواند به جا باشد: او کمتر مورد مشاهده و حوصله جوان عشق سینما در ایران بوده، چون فیلم‌هایش عناصر دراماتیک را از دل خود زندگی بیرون می‌کشند و ظاهراً برای برجسته‌سازی آنها با ابزار آشنای سینمای آمریکا یا کلیت سینمای داستانگوی متکی به جذابیت‌های مشخص، کوششی نمی‌کنند!"
    مایک لی در فیلم هاش به این موضوع اعتقاد داره که خود زندگی، اینقدر دراماتیک هستش که نیازی نباشه به مسائل و مشکلات شخصیت هاش مثلاً با موسیقی یا پرداخت توأم با تأکید، ابعاد دراماتیک ببخشه! برای همینم هست که لی رو خالق زندگی آدم های عادی میدونن!
    و یه نکته جالب در موردش مایک لی بدون فیلم نامه میره سر صحنه و عملا فیلم نامه ای نداره هرچی هست از سر صحنه میاد! یعنی فیلنامه هاش دیالوگ خاصی نداره (البته به جز فیلمنامه فیلم عریان) و بازیگرا تنها یه خط فکری از کل داستان دارن و اکثر دیالوگ ها فی البداهه و درجریان مسیر اصلی داستانه!
    ضمن علاقه ای که به 3 شاهکار دیگه مایک لی یعنی رازها و دروغ ها، سالی دیگر و ورا دریک دارم (4 فیلم دیدم ازش)، اما فیلم ویرانگر و "مریض" عریان رو بهترین و کامل ترین اثرش میدونم!
    "جانی" (شخصیت اصلی فیلم عریان) دیپلم روانشناسی داره اما بر اثر مشکلات نتونسته ادامه بده. در این فیلم جانی دنبال آدمهایی میگرده که باهاشون در مورد تفکرات و عقایدش صحبت کنه و این آدمها بتونن درکش کنن اما هیچکس جانی رو نمی فهمه!
    برای همین جانی 27 ساله، 40 ساله بنظر میاد! یاد یه دیالوگ از فیلم استاکر ساخته آندره تارکوفسکی بزرگ افتادم که می گفت: من به ندرت فکر می کنم چون فکر کردن برای سلامتی خوب نیست... مشکل جانی هم بنظر من همین بیشتر دونستن از بقیه آدمهاست و هرچی بیشتر در مورد خدا زندگی و این دنیا بدونی سخت تر زندگی می کنی. این فیلم از نظر دیالوگ فوق شاهکاره! دیالوگ هایی که تو این فیلم هست رو تو کمتر فیلمی می تونید بشنوید و این نشان از نبوغ عظیم مایک لی داره! این فیلم مخاطب رو به شدت به فکر فرو می بره بخصوص در مورد خدا و زندگی
    از این فیلم که مشخص می کنه این فیلم چقدر زیباست. البته دیالوگ هایی که خدا رو نقد می کرد رو ننوشتم چندتا دیالوگ عالی که در خاطرم مونده:

    تو نميتونی بدون اينکه چند تا تخم مرغ بشکنی املت درست کنی و بشريت فقط يه تخم مرغ شکسته شدس و املت... بوی گند ميده!

    از منچستر حوصله‌ات سر رفت؟
    جانی :حوصله‌ی من سر رفت؟ نه عمراً حوصله‌ام سر نرفت. من هيچ وقت حوصله‌ام سر نميره. همه اين مشکل رو دارن! شما همه‌تون بی حوصله هستین! شما طبيعت رو داشتين که باهاتون حرف ميزد، ولی حوصله‌اش رو نداشتين. شما يه بدن زنده داشتين که باهاتون حرف ميزد، ولی حوصله‌اش رو نداشتين. شما دنيا رو داشتين که باهاتون حرف ميزد، ولی حوصله‌اش رو نداشتين. الان هم فقط هيجان های سطحی ميخواين مثل بقيه شون و مهم نيست که اين هيجانات چقدر پوچ و مزخرفه! تا وقتی جديده، جديده! تا وقتی برق ميزنه و توی چهل تا رنگ مختلف جلوه ميکنه... خب، هر چيز ديگه‌ای ميتونی در موردم بگی. من بی حوصله نيستم!

    ميدونی چی بدن انسان منو به وحشت ميندازه؟
    چی؟
    خب، به نظر مياد پيچيده ترين مکانيزم کل دنيا رو داشته باشه. ولی کاملاً بی صداست!

    ببين، تو بدجوری با زمان حال مشکل داری، برايان درحالی که زمان حال هيچ مشکلی نداره زمان حال خوبه. زمان حال محشره. زمان حال توی ماتحتش عروسيه چون حال، آينده است و ...آينده، گذشته است و به هرحال همه اينا يه گ.ه.ه! اين يه روال ثابته که به دنيا بيای و از دنيا بری، به دنيا بيای و از دنيا بری... آينده الآنه!
    برایان: ولی زمان حال وجود داره. ما الآن درونشيم
    وقتی اينو گفتی درونش بودی، ولی الآن ديگه نيستی! الان ديگه نيستی و اين آينده تا ابد اذیتت ميکنه

    پ.ن: من که تا ساعت های بعد از تموم شدن فیلم به همین دیالوگ های "به ظاهر" پوچ و بی مفهوم فکر میکردم!

  5. 14 کاربرِ زیر از Days of Heaven بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  6. #4
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    46
    سپاس
    554
    از این کاربر 3,697 بار در 452 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh




    فیلمبرداری Peterloo به کارگردانی مایک لی آغاز شد.

    هر فیلم مایک لی رویداد است. و مانند بسیاری از فیلمسازان جاه طلبانه ترین در جهان است. او به یک سرویس جریان برای تامین مالی رفته است. حقوق توزیع فیلم در دستان Amazon میباشد. این فیلم در مورد قتل عام 1819 میباشد، فیلمبرداری در لوکیشینی در انگلستان با بیش از 100 بازیگر آغاز شد، که هنوز اعلام نشده است. لی قصد دارد که در اواخر ماه آگوست فیلمبرداری را به پایان برساند.

    عنوان فیلم به نبرد واترلو اشاره دارد.

    "فیلمی در مورد قتل عام Peterloo هرگز وجود نداشته است."

    "اهمیت جهانی این رویداد تاریخی بیشتر از همیشه مربوط به زمانهای آشفته خود ما است."

    لی این فیلم را به دنبال Mr. Turner کارگردانی میکند

  7. 7 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  8. #5
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    46
    سپاس
    554
    از این کاربر 3,697 بار در 452 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh




    Maxine Peake به Paterloo پیوست

  9. 2 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  10. #6
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    46
    سپاس
    554
    از این کاربر 3,697 بار در 452 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh









    اینم تصاویری از ست فیلمبرداری در لینکلن که به بیرون درز کره، خود مایک لی هم میتونید که ببینید

  11. 4 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  12. #7
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    46
    سپاس
    554
    از این کاربر 3,697 بار در 452 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh



    شوالیه ها بعد از اتمام فیلمبرداری این فیلم جدید مایک لی به Steep Hill برمیگردند.

    تصویر اول در بالا مربوط به Steep Hill و تصویر دوم در بالا هم مربوط به Gainsborough Old Hall هستش.

    انتظار میره که این فیلم مایک لی از لحاظ بودجه، بزرگترین فیلمش باشه و در سال 2018 هم آماده اکران بشه

  13. کاربر زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده است :


  14. #8
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    46
    سپاس
    554
    از این کاربر 3,697 بار در 452 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> Mike Leigh








    تصاویر دیگه ای از ست فیلمبرداری Paterloo در بالا

  15. کاربر زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده است :


 

 

موضوعات مشابه

  1. زیرنویس سریال Mike and Molly
    By MaMaD in forum گروه زیرنویس های M-N-O-P
    پاسخ ها: 12
    آخرين ارسال: 05-10-2012, 09:46 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.