برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
صفحه 6 از 7 اولیناولین ... 4567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 از مجموع 63
  1. #1
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ج.ا.ایران
    ارسال ها
    4,265
    سپاس
    34,726
    از این کاربر 57,486 بار در 4,669 پست سپاس گزاری شده

    سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)



    مي‌توان گفت اولين‌بار اين آلماني‌ها بودند كه به ترسيدن در سينما تشخص و كاراكتر بخشيدند، با خلق مكتبي به نام اكسپرسيونيسم، با كاراكترهايي مثل دكتر كاليگاري، نوسفراتو و فاوست و نورپردازي‌هاي تند پر از كنتراست كه به هر شي‌ء، موجود و قصه‌اي مي‌توانست كيفيتي رازآلود، مبهم و دلهره‌زا ببخشد و با استعدادي كه ريشه‌هاي آن را شايد مي‌بايست در فضاي گوتيك امپراتوري بوهمي با جنگل‌هاي انبوه تاريكش و دانشگاه‌هاي كهن مرموزي كه در آنها موجوداتي مثل دكتر فاوست و دكتر فرانكشتين مي‌آموختند كه چگونه باهستي دربيفتد و به عالم‌بودن و جادوگري هر دو متهم بودند، جست‌وجو كرد. اكسپرسيونيست‌ها شايد ادامه‌ي منطقي اين ميراث در عصري بودند كه تصوير و دوربين حرف اول را مي‌زد. آدم‌هايي مثل وينه و مورنائو به عنوان جادوگران عصر جديد، شايد زودتر از ديگران و قطعا زودتر از آمريكايي‌ها ارزش ترسيدن و دلهره را در بارآوري هنر جديد درك كردند و راه نمايش آن را به شكلي مؤثر يافتند. سال 1931 هنگام اولين نمايش دراكولا 28نفر در سالن سينما از ترس بيهوش شدند! و استوديوها راه جديد اعمال قدرت را بعد از عشق، جنايت و موسيقي، در وحشت و دلهره رديابي و كشف كردند: مي‌شود مردم را با انتخاب و اختيار خودشان رهره‌ترك كرد و بابتش از آنها پول گرفت. ترسناك‌ها شايد از اين نظر بزرگ‌ترين قربانيان هاليوود باشند.

    با آغاز دهه‌ي 60 هيولاها و ترس‌ها تغيير ماهيت دادند. دروني، خانگي، نزديك، واقعي، در دسترس و كم‌هزينه شدند. ساخته‌شدن‌ "رواني" در 1960 با داستان ساده‌ي شهري، ساختار نيمه‌تجربي، پروداكشن ارزان و فروش بالايش راه را براي شكوفايي سينماي ارزان ترسناك باز كرد و در عين حال تهديد و بي‌رحمي موجود در دل زندگي را به روي پرده آورد. ترسي كه آدم‌هايي مثل هيچكاك و پولانسكي با آثاري مثل "رواني"، "انزجار" و "مستاجر" به تصوير مي‌كشيدند هيچ ربطي به قصرهاي مخوف و ارواح خبيث و هيولاهاي برخاسته از عمق اقيانوس نداشت. ترس در اين قصه‌ها كيفيتي مبهم با منبعي نامعلوم و نديدني داشت. بيشتر از جنس دلهره و تشويش بود. از طرفي با ظهور آدم‌هاي با استعداد و سينمابلد و خوش‌ذائقه‌اي مثل اسپيلبرگ،ريدلي‌اسكات و جاناتان دمي شاخه‌ي ترسناك‌هاي كلاسيك كه هيولاها،ارواح و قاتل‌ها به هر حال در آن حرف اول را مي‌زدند. شكلي آبرومندانه، حرفه‌ايي و نه ساده‌انگارانه به خودش گرفت. "سكوت‌بره‌ها"ي جاناتان دمي در 1990 اولين فيلم اين ژانر را كه توانست پنج جايزه‌ي اسكار را از آن خودش كند، رقم زد و "ديگران" آمنابار با فضاي گوتيكش شايد بازگشتي بود هر چند پر‌رزق و برق به ميراث اسلاف آلماني‌اش در اولين دهه‌هاي سينما. ترسناك‌ها هنوز از ژانرهاي محبوب سينما و البته همچنان شهروندان درجه دوم آن هستند.



    [Slasher] »» در تعريفي ساده، اسلشر به آن دسته از فيلم‌هاي ترسناك اطلاق مي‌شود كه در آنها قاتلي اغلب روان‌پريش با اشيايي تيز و برنده‌ مانند دشنه، چاقو يا حتي اره‌برقي به جان قربانيان خود مي‌افتد. گرچه واژه اسلشر كه‌ گاه در مورد تمام فيلم‌هايي كه استفاده فزاينده‌اي از خشونت گرافيكي مي‌كنند به كار مي‌رود اما نبايد فراموش كرد كه دو عنصر قاتل روان‌پريش و استفاده از آلت‌قتاله برنده در اين فيلم‌ها نقشي كليدي بازي مي‌كنند. فيلم‌هاي ترسناك اسلشر به دليل صحنه‌هاي خونين و دلخراش خود بيشترين انتقاد را متوجه ژانر ترسناك كرده‌اند و شايد به همين دليل تنها در برهه‌هاي زماني خاصي توانسته‌اند به اقبال عمومي دست پيدا كنند. اولين فيلم‌هاي مهم اين ژانر در سال 1960 با دو فيلم تاثيرگذار "چشم‌چران" و "رواني" پا به ميدان گذاشتند. اما اسلشر پر مخاطب و محبوب در سال‌هاي بعد با فيلم‌هاي "هالووين و جمعه سيزدهم" عرض اندام كردند. ساخت فيلم خوش‌ساخت "جيغ" در سال 1996 باعث رونق دوباره اين زير‌ژانر در دهه 90 شد. در دهه 2000 "الي‌راث" از فيلمسازان پيگير زير‌ژانر اسلشر است.

    »» آثار شاخص: Psycho 1960 / The Texas Chainsaw Massacre 1974 / My Bloody Valentine 1981 / Hostel 2005

    [Splatter] »» اسپلترها از ساختارشكن‌ترين و بي‌پرده‌ترين فيلم‌هاي ترسناك هستند كه به قول منتقد فيلم "مايكل آرنزن" سعي مي‌كنند خون و خون‌ريزي اغراق شده را به چشم يك شكل هنري ببينند و با استفاده از جلوه‌هاي ويژه ظاهري جذاب براي صحنه‌هاي خشن خود طراحي كنند. در اين فيلم‌هاي اغلب زيرزميني، ناهنجاري‌هاي اخلاقي و اجتماعي جزو مضامين كليدي به‌شمار مي‌روند و اين مضامين معمولا به شكلي بي‌محابا به تصوير كشيده مي‌شوند. واژه "اسپلتر" اولين‌بار به‌وسيله جرج‌رومرو در مورد فيلم "سپيده‌دم‌مردگان" (1978) استفاده شد كه يكي از فيلم‌هاي مهم ژانر ترسناك هم به شما مي‌رود.

    »» آثار شاخص: Night of the Living Dead 1968/ Re-Animator 1985 /Dawn of the Dead 1978 /Army of Darkness 1992



    [Giallo] »» ايتاليا هم از كشورهايي است كه در سينماي وحشت صاحب سبكي مختص به خود موسوم به "جالو" است. جالوهاي سينمايي ريشه در آثار ادبي جالو دارند كه از دهه 1920 به تاثير از آثار پليسي و جنايي نويسندگان صاحب‌نام بريتانيايي و آمريكايي، كساني مانند آگاتاكريستي، الري‌مك‌كوئين، ادمك‌براين و ريموند‌چندلر در فضاي ادبي ايتاليا پا گرفتند و اغلب به همت موسسه ماندادوري در قالب كتاب‌هاي ارزان قيمتي با جلد زردرنگ منتشر مي‌شدند. وقتي "ماريو‌ باوا" در سال 1963 فيلم "دختري كه زياد مي‌دانست" را با الهام از "مردي كه زياد مي‌دانست." هيچكاك كارگرداني كرد به عالم سينما هم راه يافت. "داريو‌ آرجنتو"، "لوچيو فالچي"، "سرجو مارتينو"، امبرتولنزي و البته ماريو باوا فيلمسازاني بودند كه در دهه 60 و 70 ابتدا با اقتباس از آثار ادبي جالو و سپس با نگارش فيلمنامه‌هاي نه‌چندان منسجم آثار ترسناكي را كارگرداني كردند كه بيش از هر چيز به ميزانسن و اسلوب‌هاي بصري متكي بودند.

    »» آثار شاخص: The Bird with the Crystal Plumage 1970 / Deep Red 1975 / Blood and Black Lace 1964

    [Zombie Movies] »» طبق افسانه‌هاي اقوام ساكن در هائيتي و كشورهاي حاشيه درياي كارائيب، زامبي‌ها به انسان‌هاي فاقد عقل و بدون روحي گفته مي‌شود كه بعد از مرگ جسمشان به تسخير نيروهاي جادويي درمي‌آيد و مي‌توانند به وسيله گاز گرفتن و از طريق بزاق دهان خود، افراد سالم را نيز به زامبي تبديل كنند. زامبي‌هاي افسانه‌ايي پيش از آنك هبه فيلم‌هاي سينمايي پا بگذارند در فرهنگ عامه به‌خصوص ادبيات ترسناك به‌رسميت شناخته شده بودند تا اينكه در سال 1932 براي اولين بار در فيلم "زامبي سفيد" با بازي بلالو‌گوسي به حوزه سينما هم پا گذاشتند. اما اين "جرج رومرو" بود كه با فيلم "شب ‌مردگان زنده" و دنباله‌هاي آن تعريف جديدي از زامبي‌ها ارائه داد و با خون آشام نشان دادنشان وجهه هيولاهايي آخرالزماني به آنها بخشيد كه تا سال‌ها در ديگر فيلم‌هاي ترسناك هم پابرجا ماند.

    »» آثار شاخص: Day of the Dead 1985 / I Walked with a Zombie 1943 / Zombie 2



    [J-Horror] »» ساخت فيلم‌هاي ترسناك در سينماي ژاپن از سال‌هاي ابتدايي تاريخ سينما رواج داشته است و فيلمسازان ژاپني همواره متأثر از داستان‌هاي روح‌محور ادبيات ژاپن كه در زبان ژاپني "كوايدان" ناميده مي‌شوند فيلم‌هاي ترسناك پرشماري كارگرداني كرده‌اند. جي-‌هارور واژه‌اي است كه در فرهنگ‌هاي سينمايي به سينماي ترسناك ژاپن اطلاق مي‌شود اما بيشتر در مورد فيلم‌هايي در سينماي ژاپن به كار مي‌رود كه توجه ويژه‌اي به ترس‌هاي روان‌شناختي متأثر از روح‌ها و اجنه دارند. گرچه جي-هارورها از سال‌ها پيش در سينماي ژاپن حضور داشته‌اند مثلا "اگتسومونوگاتاري" 1953 و "كوايدان" 1964 اما موفقيت بي‌سابقه فيلم "حلقه" در سال 1998 زمينه‌ساز تجديد حيات آنها شد؛ تجديد حياتي كه استقبال استوديو‌هاي آمريكايي را به همراه داشت و به بازسازي تعدادي از اين فيلم‌ها در هاليوود انجاميد.

    »» آثار شاخص : Ring 1998 / The Happiness of the Katakuris 2002 / Kaidan 1964 / The Sinners of Hell 1960

    [K-Horror] »» سينماي كره در سال‌هاي قرن بيستم تا حدي زيادي از بحران‌هاي سياسي و اجتماعي خاصي مانند اشغال كره توسط ژاپن، و جنگ كره تاثير پذيرفته و به همين دليل تاريخ پر افت و خيزي داشته است. اما از اواسط دهه 1990 كره‌جنوبي برخلاف كره‌شمالي توانست با خلق يك زبان سينمايي جديد و ميدان دادن به فيلمسازان نوگرا چهره منحصر به فردي از سينماي كره به نمايش بگذارد كه فيلمسازاني مانند پارك‌چان‌ووك و كيم‌كي‌دوك از سرآمدان آن به شمار مي‌روند. كي‌هارورها مانند ترسناك‌هاي ژاپني بيشتر با مضامين روان‌شناختي مرتبط هستند و با تكيه بر قصه‌ها و افسانه‌هاي فولكور آسياي شرقي داستان‌هاي اغلب روح‌محور خود را پيش مي‌برند در مهم‌ترين كي-هارورهايي كه در سال‌هاي اخير ساخته شده‌اند مانند "افسانه دو‌خواهر" 2003 ردي از خشونت افسارگسيخته به چشم نمي‌خورد و در عوض بار اصلي فيلم بر دوش فضاسازي گذاشته شده است.

    »» آثار شاخص: A Tale of Two Sisters 2003 / Phone 2002 / The Quiet Family 1998 / Hansel and Gretel 2007

    »» منبع : ويژه‌نامه سينما تلويزيون همشهري‌ماه (24)، شماره‌ي 70 و 39

    »» پ.ن2 : برخی تاپیک‌های دوست و برادر: دگما 95 / موج نو / سینما جنگ / سینما عاشقانه /سینمای وسترن / سینمای ژاپن


  2. #51
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ج.ا.ایران
    ارسال ها
    4,265
    سپاس
    34,726
    از این کاربر 57,486 بار در 4,669 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)







    »» I Spit on Your Grave 3 Vengeance is Mine 2015 : واقعيت اينه که شما اگه حقيقت رو ميخواين؛ خودتون بايد دست به کار بشين. کسي بهتون نميده.

    تف به قبرت (این عنوان بامسما تره!) شماره‌ي اول (2010) قرار بود بازسازي يه فيلم انتقامي كالت پرطرفدار آمريكايي با همين اسم و رسم باشه و تف به قبرت دومي قرار بود جوابي باشه به محبوبيت بازسازي موفق كالت پرطرفدار آمريكايي كه در سال 2010 ساخته شده بود يعني وقتي اولي جواب داد و استقبال شد چرا دومي نه و نهايتا تف به قبرت 2105مي (شماره‌ي سوم) قرار بود بعد از شكست دومي (2013) موفقيت 2010 رو تكرار كنه حتي قصه و شخصيت ... با همون انگيزه‌ي انتقام و يه قبر جديد برگشتن ولي تا وقتي اين زنجيره وابستگي ظاهري (يه قصه‌ي انتقام ديگه بدون پشتوانه‌ي فكري يا بهتر بگم ايده‌ي جديد) به قسمت اول داره همه محكوم به شكستند.

    يه ذره بيش‌تر: براي مبارزه با هيولا بايد هيولا شد؛ اين خلاصه‌ي سري I Spit on Your Grave هايي كه تا به حال ساخته شدن براي قسمت اول با بازسازي تكليف مشخص ميشه و قابل هضم. ولي براي دو قسمت بعد با تكرار همه چيز به كليشه تبديل ميشه. نه حرف جديدي براي هيولا شدن داره نه حرفي در اجرا. نه تئوري جديد براي انتقام تعريف ميكنه (بلانسبت ر.ج كنيد به سه‌گانه‌ي انتقام چان‌ووك‌پارك يا همين Blue Rain متاخر و دسم دستي) نه در اجرا چيزي رو تغيير ميده (بلانسبت ر.ج كنيد به بازگشت‌ناپذير گاسپارنوئه). انگار اين سري هم بايد بره توي ليست پروژه‌هايي مثل Saw, … دنباله‌هايي كه فقط بد نيستن بلكه به نظرم اصن غلط از آب درميان.

    »» The Green Inferno 2013 : چرا اينا اينکارو باهامون ميکنن؟ اونا فکر ميکنن ما دشمن شونيم.

    اين فيلم زباله تقريبا همون هولوكاست آدمخوار (Cannibal Holocaust 1979) يا محترمانه‌تر و مجلسي‌ش، اداي احترام به همون كيفيت فيلم‌هاي ايتاليايي و بي‌مووي‌هاي ارزون (چيپ) و پركنتراست 1(BBB) و حال بهم‌زن دهه هفتادي‌ از جمله هولوكاست آدمخواره. البته اين مدل آمريكايي (سفيد پوستي) كارتوني‌تر و حراف‌تر از مدل ايتاليايي از آب دراومده و زبونم لال يه جاهايي سياسي هم شده و از اون جايي كه اينجا آمريكاست محدوديت و درجه‌بندي باعث شده همين مقدار خشونت كارتوني و اغراق شده هم خوب از آب درنياد و هميشه يه مرز و يه كنترلي در نمايش خشونت وجود داشته باشه و دوربين حجب و حيا به خرج بده! خلاصه اينكه هيچ وقت "شور"ش در نيومده. در حالي كه اگه قراره اداي احترام باشه بايد همه چيز شور باشه. يه مقدار توضيحش سخته بايد يه تعداد فيلم ايتاليايي اين سبكي ديد. لطفا رجوع كنيد به همون دهه.

    حالا بگذريم كه اصلا چيزي به معناي خشونت پركنتراست معني نداره خشونت خودشه و هيچ‌وقت به كنتراست و اغراق نيازي نداره. اون فيلمي كه اين شكلي از آب درمياد خشن نيست بلكه كارتوني از خشونت رو تحويل مخاطب ميده كه خلاصه شدش ميشه يه جمله‌ي فرنگي؛ جاست فور فان. بخاطر همين "فاصله"اي كه تعمدا رعايت نميشه، شخصا هيچ‌وقت اين جور فيلم‌ها رو دوست نداشتم.

    -----------------------------------
    1. BBB » Blood , Beast , B-Movie

  3. 27 کاربرِ زیر از Irag بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #52
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    ارسال ها
    83
    سپاس
    312
    از این کاربر 842 بار در 75 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    نقل قول نوشته اصلی توسط paisen94 نمایش پست ها
    توضیحاتِ کامل و خوبی بود
    ممنون
    به شخصه از فیلم ترسناکایی که دوربین میگیرن دستشون متنفرم مثل paranormal activity یا V.H.S
    فیلمهایی که بیشتر به واقعیت نزدیکترن مثلاً قاتل روانی داخلشه یا شکنجه کردن، جالبترن

    به شخصه حرف شمارو قبول ندارم..مساله ی روح زدگی و جن گیری اصلا غیر واقعی نیست ..حتی تو فیلم هایی که از عروسک استفاده شده همش واقعی هست ..حتی چند عروسک در موزه ها به خاطر نیروی شیطانیشون نگهداری میشه و اصلا غیر واقعی نیست. و دوربین و اشعه و لیزر ها تنها ابزاری هستن که میتونن ارواح رو نمایش بدن

  5. 9 کاربرِ زیر از Constantin بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  6. #53
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    ارسال ها
    270
    سپاس
    651
    از این کاربر 1,804 بار در 263 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    من یه زمانی عاشق فیلم های ترسناک و دلهره آور بودم.(ترسناکه دلهره آور! نه چندش خون بالا آور!!)
    ولی الان نمیدونم به خاطر بالارفتن سنه ، کم شدن جرات و یا آدم شدنه! هرچی هست دیگه دلو دماغ(جرات) دیدن اینجور فیلمهارو ندارم فک کنم آخرین فیلم ترسناکی هم که تصمیم دارم ببینم اوج خون باشه که بعد اون کلا میزارمش کنار البته تا وقتی یه چیز درست و درمون بیاد بیرون که به واسطه ی بازیگراش یا امتیاز منتقداش ارزش پیرتر شدن رو داشته باشه!
    به هر حال فقط میخوام بگم با این همه فیلم ترسناکی که از دوران طفولیت و نوجوانی تا جوانی باهاشون زندگی کردم فقط و فقط کینه ها بودن که منو تا سرحد قهوه ای شدن ترسوندن و البته حلقه ها!!

    انسانهای کثیف همیشه کثیف باقی میمونن! کاریشون نمیشه کرد!

  7. 14 کاربرِ زیر از matiyo بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  8. #54
    Wassup??
    تاریخ عضویت
    May 2016
    محل سکونت
    تهران
    ارسال ها
    108
    سپاس
    821
    از این کاربر 1,021 بار در 105 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    الان داشتم فیلم Conjuring 2 رو نگاه میکردم.
    بد نبود، شاید به نسبت اکثر فیلمهای ترسناک موجود، خیلی بهتر بود و روند داستان قابل قبولتر بود، اما با توجه به قسمت اولش، من توقعم بیشتر بود، یه مقدار کلیشه ای هم بود...
    یعنی به نظر من ایجاد دلهره و ترس با عناصری که توی دهها فیلم دیگه ازش استفاده دیگه نمیتونه خیلی جالب باشه...
    یه نکته دیگه که به ذهنم میرسه اینه که (به نظر من) ادعای واقعی بودن داستانش فقط برای جذابتر کردن فیلم هست و خیلی احتمالش کم هست که واقعا از روی داستان خاصی ساخته شده باشه.
    من به قسمت 1 این فیلم قبلا 8/10 داده بودم، و به قسمت دومش 7/10 میدم.

  9. 14 کاربرِ زیر از P!NK بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  10. #55
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    ارسال ها
    83
    سپاس
    312
    از این کاربر 842 بار در 75 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    نقل قول نوشته اصلی توسط P!NK نمایش پست ها
    الان داشتم فیلم Conjuring 2 رو نگاه میکردم.
    بد نبود، شاید به نسبت اکثر فیلمهای ترسناک موجود، خیلی بهتر بود و روند داستان قابل قبولتر بود، اما با توجه به قسمت اولش، من توقعم بیشتر بود، یه مقدار کلیشه ای هم بود...
    یعنی به نظر من ایجاد دلهره و ترس با عناصری که توی دهها فیلم دیگه ازش استفاده دیگه نمیتونه خیلی جالب باشه...
    یه نکته دیگه که به ذهنم میرسه اینه که (به نظر من) ادعای واقعی بودن داستانش فقط برای جذابتر کردن فیلم هست و خیلی احتمالش کم هست که واقعا از روی داستان خاصی ساخته شده باشه.
    من به قسمت 1 این فیلم قبلا 8/10 داده بودم، و به قسمت دومش 7/10 میدم.
    این داستان کاملا واقعیه همونطور که دیدید آخر فیلم عکس اضلی این خانواده نگون بخت نشون داده میشد در ضمن نسخه اصلی صدای عوض شده ی جنت نیز در انتهای فیلم پحش شد جیمز ون دوسال برای ساخت این فیلم در تمام مراسم جنگیری شرکت میکرد و این اتفاقات دور از ذهن در دنیای ماورایی نیست .

  11. 12 کاربرِ زیر از Constantin بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  12. #56
    Wassup??
    تاریخ عضویت
    May 2016
    محل سکونت
    تهران
    ارسال ها
    108
    سپاس
    821
    از این کاربر 1,021 بار در 105 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Constantin نمایش پست ها
    این داستان کاملا واقعیه همونطور که دیدید آخر فیلم عکس اضلی این خانواده نگون بخت نشون داده میشد در ضمن نسخه اصلی صدای عوض شده ی جنت نیز در انتهای فیلم پحش شد جیمز ون دوسال برای ساخت این فیلم در تمام مراسم جنگیری شرکت میکرد و این اتفاقات دور از ذهن در دنیای ماورایی نیست .
    برچسب "بر اساس داستانی واقعی" که به فیلم زده شده را می توان نوعی حقه به حساب آورد.جواز ساخت فیلم با داستانی گرفته شده که پایه های آن بر حقیقت سست است.افراد نام برده شده در فیلم واقعی هستند،بررسی های ماوراءالطبیعه ای هم صورت گرفته و به تبع آن جن گیری نیز انجام شده،اما مرز واقعیت در فیلم تا همین جاست و بقیه وقایع خیالی هستند.سازندگان فیلم تعمدا تلاشی برای مستند بودن تمام وقایع فیلم نمی کنند و ارواح و دیوها را به نوعی واقعی جلوه می دهند که در نتیجه آن مخاطب نیز به جای کنجکاوی در تمایز واقعیت و خیال با آن ها همراه می شود.

    منبع: سایت "نقد فارسی"

    ------------------

    این رو هم خودم اضافه کنم که مثلا یه فیلم توی ایران ساخته میشه به اسم "اژدها وارد می شود" و اون هم در ابتدا ادعای واقعی بودن میکنه، در حالی که واقعی نیست، این فقط یک سبک ساخت فیلم هست که بیننده رو بین واقعیت و خیالات نگه میداره.

  13. 8 کاربرِ زیر از P!NK بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  14. #57
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    ارسال ها
    83
    سپاس
    312
    از این کاربر 842 بار در 75 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)

    نقل قول نوشته اصلی توسط P!NK نمایش پست ها
    برچسب "بر اساس داستانی واقعی" که به فیلم زده شده را می توان نوعی حقه به حساب آورد.جواز ساخت فیلم با داستانی گرفته شده که پایه های آن بر حقیقت سست است.افراد نام برده شده در فیلم واقعی هستند،بررسی های ماوراءالطبیعه ای هم صورت گرفته و به تبع آن جن گیری نیز انجام شده،اما مرز واقعیت در فیلم تا همین جاست و بقیه وقایع خیالی هستند.سازندگان فیلم تعمدا تلاشی برای مستند بودن تمام وقایع فیلم نمی کنند و ارواح و دیوها را به نوعی واقعی جلوه می دهند که در نتیجه آن مخاطب نیز به جای کنجکاوی در تمایز واقعیت و خیال با آن ها همراه می شود.

    منبع: سایت "نقد فارسی"

    ------------------

    این رو هم خودم اضافه کنم که مثلا یه فیلم توی ایران ساخته میشه به اسم "اژدها وارد می شود" و اون هم در ابتدا ادعای واقعی بودن میکنه، در حالی که واقعی نیست، این فقط یک سبک ساخت فیلم هست که بیننده رو بین واقعیت و خیالات نگه میداره.
    اتفاقا یکی دیگه هم همین حرف رو زده بود ( نقد اول ) . بالاخره باید تفاوتی بین مستند زنده یا فیلم وجود داشته باشه. طبیعی هست یک اتفاق واقعی توی فیلم یه کم بهش اب و تاب داده بشه چون یک فیلم قراره ساخته بشه . خیلی از وقایع واقعی مثل تایتانیک اگه عین خودش ساخته بشه آیا جذابیتی که با اب و تاب در فیلم نمایش داده شده رو خواهد داشت؟ پس به نظرم فقط همین که اون اتفاق افتاده باشه مهمه و اینکه مستند با فیلم تفاوت داره .

  15. 10 کاربرِ زیر از Constantin بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  16. #58
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    214
    سپاس
    318
    از این کاربر 1,849 بار در 213 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)




    جدیدترین ساخته Darren Aronofsky که عنوان !mother رو یدک میکشد، یک هارور فیلم است

  17. 13 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  18. #59
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    214
    سپاس
    318
    از این کاربر 1,849 بار در 213 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)





    Guillermo del Toro از طریق توییتر اعلام کرد که جدیدترین فیلمش با عنوان The Shape of Water یک هارور فیلم نیست. فیلم A Ghost Story هم احتمال هارور بودنش وجود داشت که البته این اتفاق نیافتاد.


    "نه. The Shape of Water یک هارور فیلم نیست. این تکه ای از داستان افسانه شاه پریان است - مجموعه افسانه ای در اوایل دهه 1960 آمریکا."

    پ ن: همچنین طبق توییت دیگری که دل تورو کرد، فیلم رسما ریت R گرفت

  19. 9 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  20. #60
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    ارسال ها
    214
    سپاس
    318
    از این کاربر 1,849 بار در 213 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای وحشت | (بحث و تبادل نظر)




    Dee Rees در حال برنامه ریزی برای یک هارور سیاه با Jason Blum تهیه کننده میباشد.

    این فیلم بدون عنوان قرار است است که با بودجه ای کم و در یک لوکیشن با بازیگران کوچک بگذرد که با الهام از تجربیات خود ریس زمانی که او و همسر او اولین بار به خانه جدیدشان در یک شهر کوچک حرکت کردند، میباشد. این فیلم در مناطق روستایی آمریکا میگذرد و آخرین فیلم ساخته شده او با عنوان Mudbound هم در مناطق روستایی میسیسیپی میگذرد که زندگی یک خانواده سیاهپوست و یک خانواده سفیدپوست را پس از جنگ جهانی دوم دنبال میکند

  21. 7 کاربرِ زیر از DEBB بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 
صفحه 6 از 7 اولیناولین ... 4567 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.1
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.