برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 از مجموع 3
  1. #1
    Master and Margarita
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    ارسال ها
    599
    سپاس
    2,569
    از این کاربر 7,476 بار در 751 پست سپاس گزاری شده

    The Dicalogue | تحلیل اپیزودیک قسمت دوم



    فرمان 2

    هشدار: بعد از دیدن "فرمان دوم" مطالب را بخوانید.

    فرمان: نباید نام خدای، پروردگارت را به باطل ببری.

    درباره فیلم: اگر نخستین قسمت ده فرمان لحنی جدی و اندیشمندانه کار را پیش رو می گذارد، دومین اش بر پیچیدگی اخلاقی ان تمرکز می کند. پزشکی بد عنق برای دورتا سوگند می خورد که شوهرش خواهد مرد و نتیجه وی سقط جنینش را لغو می کند. دکتر که لام نمونه هایی دیده که خبر از بهبود معجزه آسای قریب الوقوع آندری دارند، نام پروردگار را به باطل می برد. ولی او تصمیمش را در حمایت از زندگی می گیرد که چنان که ایرنا با عمه پاول در قسمت 1 به او (و به ما) گفت، یک موهبت است. بچه دینانامده دوروتا را حیات به دست می آورد، همچنان که شوهر او، و دکتر به جای یک نفر دوتا را نجات می دهد. بازگویی این داستان در قسمت 8- به عنوان یک طرح داستانی که در کلاس اخلاق مطرح می شود- نشان می دهد که در طول مسیر ده فرمان هیچ چیز ساده تر نشده، و این که موقعیت های پیچیده حقوقی هیچ گاه به واقع حذف نمی شوند.
    از آن رو که کنش های فیلم بر درونیات متمرکز است و کشمش های اخلاقی، تاکید کیشلوفسکی در قسمت 2 بر نماهای نزدیک است که به واقع گرایی ای منتهی می شود که به ندرت بر پرده دیده شده: لباس ها، موها و چهره ها آن چنان واقعی هستند که همان موقعیت پیچیده. اما واقع گرایی سفت و سخت کیشلوفسکی هیچ گاه راه را بر تصویرپردازی تمثیلی شد نمی کند و در قسمت 2 کارگردان در دو صحنه خود را مجاز به این بیان متکی بر تصویر دانسته. در اولی دورتا از میان پرده آپارتمانش به دکتر که دارد می گذرد چشم می دوزد. همان طور که زن دارد شروع می کند به کندن تک تک برگ های یک گیاه، موسیقی بر اهمین صحنه تاکید می کند. آخرش ساقه را می پیچاند اما نمی تواند آن را بشکند. تا رهایش می کند، حالت کشسان آن سبب بازگشتی خیره کننده و آرام به حالت قبل می شود، دلالتی بر نیروی زندگی که از بریده شدن امتناع می کند. صحنه دوم همچون پرداخت ماهرانه ی سبک شناسانه ای آغاز و با بیان تصویری آشکارتری نسبت به گیاه تمام می شود. در این جا باز هم دوروتا از پنجره اش به بیرون می نگرد، این بار صاف به دورن دوربین، دوربین به پایین می لغزد و دکتر را می بینم که او نیز از پنجره اش بیرون می نگرد. دوربین با یک حرگت سریع به تخت آندری در بیمارستان می رسد که حال او آن حا بسیار بهتر به نظر می رسد. با چرخشی افقی در اتقاق، دوربین در نهایت آرام می گیرید بر زنبوری که دردمندانه تقلا می کند خود را از بقایای ظرف شیشه ای حاوی کمپوت میوه که دوروتا پیش تر آورده بیرون بکشد. زنبور سر انجام با بالا کشیدن سر خود از قاشق از مایع چسبناک خلاص می شود که البته نشان گر گریز آندری از مرگ حتمی ست؛ چونان که قبل تر گیاه بر اراده او برای بقا دلالت داشت.
    در آخرین صحنه، آن گاه که شوهر دوروتا به دکتر از شعفش از خبر بارداری همسرش می گوید، کیشلوفسکی دو خط اضافه کرده که در فیلمنامه منتشر شده نیست: آندری از دکتر می پرسد: (( می توانید درک کنید که بچه داشتن یعنی چه؟)) پاسخ حزن آمیز چنین است: ((درک می کنم.)) میان این صحنه با زندگی خود دکتر و نیز با فرمان 1 ارتباطی مشاهده می شود. دکتر در دو موقعیت در حین خوردن قهوه با بانوی خدمتکارش از شعفی می گوید که از خانواده جوانش نصیبش می شد، خانواده ای که همه اعضایش در جنگ با بمبی کشته شدند. در پاسخ پرسش آندری، دکتر نه فقط آن شعف را، که همچون گریشتف در قسمت 1 انوده بی حدی را که بچه داشتن می تواند در پی داشته باشد درک می کند.

    تصویر ها: باز هم مایع، که این جا بیشتر نماد زندگی ست، گرچه در آغاز به نظر می آید همچون در قسمت 1 دلالت بر مرگ دارد: قطره هایی از سقف بیمارستان که چکه می کند بر لگن خون آلود مریض فرو می چکد. این قطره ها ولی حاکی از گذر زمان، و توام با آن بهبودی آندری هم هستند.

    شاهد: او دوباره این جا ظاهر می شود: نخست وقتی دیدده می شود که لام پیشرفت بیماری آندری را آشکار می کنند؛ و وقتی هم که دوروتا به آندری می گوید که دوستنش می دارد او در پس زمینه اتقا اوست. هر دو صحنه را می توان نقاط عطفی در بازگت بیمار به زندگی دانست.

    توجه کنید به: هیچ شخصیتی (از قسمت های دیگر) در این داستان ظاهر نمی شود، هر چند که هم دکتر و هم دوروتا و همسرش در قسمت های بعدی ظاهر می شوند: دکتر در قسمت 4 و دوروتا و آندری در 5. موقعیتی پیچیده ای که دکتر با آن روبه روست- تصمیم گیری درباره این که آیا می تواند تشخیص اش درباره شوهر دوروتا را به او بگوید و نتیجتا درباره زندگی بچه زاده نشده تصمیم گیری کند- در قسمت 8 به عنوان طرحی داستانی در یک کلاس اخلاق استفاه شده.

    ارزش گذاری: تردید های اخلاقی و وجدانی به شکلی سخت گیرانه در قاب انسان گرای کیشلوفسکی نشسته.

  2. 12 کاربرِ زیر از Gallow بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  3. #2
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : The Dicalogue | تحلیل اپیزودیک قسمت دوم


    قاب عکس روی صفحه ی شطرنج پاک میشه جهتش عوض میشه، صاحب خونه متوجه ش میشه و دوباره برعکسش میکنه، بعد در اواخر اپیزود قاب رو به حالت عادیش برمیگردونه... یا دراپیزود 1 "شیر خوراکی" رو داشتیم که دوباره دراین اپیزود تکرار میشه..آب در اپیزود 1 یخ میبنده ..دراپیزود 2 جوش میاد... یا دیالوگ "آیا به خدا اعتقاد داری" که در هردواپیزود وجود داشتن..بنظر میرسه نویسنده یک خط مشی ثابت در اپیزودها رعایت میکنه ..ینی فوندانسیون رو حفظ میکنه جزئیات رو تغییر میده...برای توضیح موقعیت ها از نمادها ، حرکت دوربین ، میمیک صورت بازیگرا و جزئیات خیلی خیلی ساده و درعین حال اصولی استفاده میکنه...موسیقی متن این اپیزود خیلی کم شنیده شد. 2 بار پخش شد که هردوبار تلفن به صدا دراومد .

    تعریف داستان یه کم بیش از حد گنگه ..کیفیت مزخرف سریال هم مزید برعلت میشه که من بعضی صحنه هارو از دست بدم..بقدری که صفحه سفیده در محیط های باز... . مثل غذایی میمونه که خیلی خوشمزه باشه ولی موقع خوردنش خیلی باید عذاب کشید. حامد جان این نقد های تو نباشه ما هیچی نمیفهمیم از اپیزودها اینارو خودت نوشتی یا ترجمه س؟؟ خوده این نقدی که نوشتی هم نیازمنده یک بیان ساده تره دستت دردنکنه احتمال بدم فقط من دارم نگاه میکنم سریالو..کاش یکی بود میومد بحث میکردیم سر ابهامات سریال... علیرضا بیا دیگه قربونه شکلت

    به اپیزود قبلی 10 بدم به این 9 میدم سریال سنگینه
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  4. 8 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  5. #3
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    ارسال ها
    76
    سپاس
    676
    از این کاربر 707 بار در 76 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : The Dicalogue | تحلیل اپیزودیک قسمت دوم

    تعریف داستان یه کم بیش از حد گنگه ..کیفیت مزخرف سریال هم مزید برعلت میشه که من بعضی صحنه هارو از دست بدم..بقدری که صفحه سفیده در محیط های باز... . مثل غذایی میمونه که خیلی خوشمزه باشه ولی موقع خوردنش خیلی باید عذاب کشید. حامد جان این نقد های تو نباشه ما هیچی نمیفهمیم از اپیزودها اینارو خودت نوشتی یا ترجمه س؟؟ خوده این نقدی که نوشتی هم نیازمنده یک بیان ساده تره دستت دردنکنه احتمال بدم فقط من دارم نگاه میکنم سریالو..کاش یکی بود میومد بحث میکردیم سر ابهامات سریال... علیرضا بیا دیگه قربونه شکلت
    این قسمتش بر عکس قابل فهم تره:دی. توی یکی از اپیزود هاش داستان رو روان می گه که زیر میزارمش. بعضی قسمت هاش بود که من چیزی ازشون نفهمیدم زیاد و امیدوارم این تحلیل های دوستمون ادامه داشته باشه تا ببینم چیزی می فهمم بلاخره یا نه.

    فرمان: نباید نام خدای، پروردگارت را به باطل ببری.
    خب همانطور که این فرمان داره اشاره می کنه، این قسمت مربوط به اهمیت یک حرف یا کلامه. یک جواب بلی یا خیر باعث امضای حکم مرگ و زندگی یک نفر میشه.
    داستان به طور خلاصه به این صورته:
    "مردی داره از سرطان می‌میره. اون فقط داره می‌میره، این مرد تحت معالجهٔ یه دکتر درجه یکه که، همینش مهمه، به خدا عقیده داره. این دکتر با بیمارش توی یه بلوک آپارتمانی زندگی می‌کنه، زن این مرد شروع می‌کنه به کلافه کردن دکتر تا بگه شانس زنده موندن شوهرش چقدره. دکتر نه می‌تونه و نه می‌خواد که این رو بهش بگه. دکتر با آدم‌های زیادی برخورد کرده که به رغم اینکه به علوم پزشکی شانسی براشون قائل نبوده، ولی زنده موندن. زن خیلی سماجت می‌کنه. معلوم می‌شه که دلیل خاصی داره که می‌خواد بدونه سرنوشت شوهرش چی می‌شه. اون از یه مرد دیگه حامله شده. شوهرش از این موضوع خبر نداره. چون قبلاً زنش بچه دار نمی‌شده. زن بچهٔ متولد نشده رو به اندازهٔ شوهرش دوست داره. اگه شوهر زنده بمونه، زن احساس می‌کنه از لحاظ اخلاقی مجبوره که سقط جنین کنه. اگه بمیره، می‌تونه بچه رو به دنیا بیاره. همهٔ این‌ها رو به دکتر می‌گه و سرنوشت بچه رو به دست دکتر می‌سپره. اگه به زن بگه شوهرش زنده می‌مونه، در این صورت حکم مرگ بچه رو امضا کرده. اگه به زن بگه که شوهرش می‌میره، در این صورت بچه زنده می‌مونه. این کلیت داستانه"

    در حقیقت دکتر داستان دید اگر بگه که احتمال داره شوهره زنده بمونه، بچه هه قطعا سقط میشد پس با یک دروغ یا دروغ مصلحتی باعث شد اون بچه متولد بشه و شوهر زنه هم به صورت معجزه آسا زنده بمونه.

  6. 8 کاربرِ زیر از TOXIN بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين ارسال: 03-23-2015, 05:32 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.