برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 از مجموع 2
  1. #1
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ج.ا.ایران
    ارسال ها
    4,264
    سپاس
    34,739
    از این کاربر 57,668 بار در 4,671 پست سپاس گزاری شده

    سینمای نئورئالیسم | مکتب ایتالیا



    »» مقدمه: جنبشي سينمايي كه از سال 1942 تا سال 1952 به طول انجاميد. حتي اگر منتقدان فيلم هزار و نهصد و چهل و پنج روبرتو روسليني با عنوان رم شهر بي‌دفاع را نخستين فيلم واقعا نئورئاليست بنامند، به واقع اين وسوسه (1942) ساخته‌ي لوكينو ويسكونتي بود كه منادي اين جنبش شد و در حقيقت، فيلمنامه‌نويس فيلم ويسكونتي، آنتونيو پيترانجلي، در سال 1942 در زمان صحبت از فيلم وسوسه از واژه‌ي نئورئاليسم استفاده كرد. اعضاي اصلي اين جنبش عبارت‌ بودند از: ويسكونتي، روسليني و ويتوريو دسيكا. روسليني نئورئاليسم را سينمايي هم اخلاقي و هم زيبايي‌شناختي نام نهاد. براي درك بهتر منظور او، لازم است بافت تاريخي دوراني كه اين سينما از آن سر برآورد را مورد مطالعه قرار داد.

    »» بافت تاريخي: در زمان دولت موسوليني، نوع سينمايي كه توليد مي‌شد، جدا از واقعيت بود و تنها دغدغه‌اش آن بود كه تصويري خوب از ايتاليا تبليغ كند. دولت قانون وضع كرده بود كه جنايت و موضوعات غير اخلاقي نبايد به روي پرده تصوير شود. عمده فيلم‌هايي كه تهيه مي‌شد، ملودرام‌هاي غلط ‌انداز طبقه‌ي متوسط بود كه پس از سقوط دولت موسوليني، به تحقير فيلم‌هاي تلفن سفيد ناميده شدند. در آن زمان (تسلط دولت بر صنعت سينما) اتفاقات خوب هم افتاد: استوديوهاي معروف چينه‌چيتا (پاسخ ايتاليا به هاليوود) ساخته شد و مدرسه‌ي سينماي ايتاليا بنيان نهاده شد و شايد مهم‌تر از همه آن‌كه برخي فيلمسازان موضعي اخلاقي و زيبا‌شناختي در برابر دولت اتخاذ كردند.



    پس نئورئاليسم بخش از دلايل وجودي خود را مرهون نارضايتي اين فيلمسازان از محدوديت‌هايي است كه در راه آزادي بيان ايشان قرار داده بودند و در همين پرتو، فيلم هزار و نهصد و چهل و دوي ويسكونتي را مي‌توان طليعه‌دار نئورئاليسم دانست. اما ويسكونتي هم اسلافي براي سبك سينمايي خويش داشت. او در طول دهه‌ي 1930 در مقام دستياران ژان رنوآر فيلمساز فرانسوي كار كرده بود: يك دوره‌ي درخشان كارآموزي، اول به جهت همكاري رنوآر با جنبش رئاليست شاعرانه‌ي فرانسه و دوم به خاطر كار با رنوآر در زمان ساخت توني (1934)،فيلمي كه مورخان آن را پيش درآمد جنبش نئورئاليست ايتاليا فرض مي‌كنند.

    بدون شك رئاليسم بدبينانه و اجتماعي رئاليسم شاعرانه موجبات باروري نئورئاليسم را فراهم نمود، اما نكته‌ي قابل ذكر درباره‌ي توني آن است كه اين فيلم براساس داستان واقعي يك كارگر مهاجر ايتاليايي در فرانسه ساخته شده بود و ... رنوآر از بازيگران غيرحرفه‌اي استفاده كرد، فيلمبرداري در لوكيشن را برگزيد و به حاشيه‌ي صوتي ارژينال وفادار ماند. اين فيلم نگاهي رئاليستي و تصاويري درشت دانه دارد كه حاشيه‌ي صوتي خشدارش وجهه مستندگونه‌اش را تشديد كرده است. وسوسه ويسكونتي، اگر داستاني واقعي ندارد و براساس رمان دوزاري آمريكايي به نام پستچي هميشه دوبار زنگ مي‌زند ساخته شده است اما فيلم در لوكيشني در شمال ايتاليا فيلمبرداري شده و داستان كارگري را بازگو مي‌كند كه اسير وسوسه‌ي يك زن مي‌شود. ويسكونتي با اين حكايت وسوسه‌هاي كثيف و نماهاي آكنده از هوس و شهوانيت، عامدانه قوانين حكومتي مبني بر پاكي و ادب بر پرده‌ي سينما را زير پا مي‌گذارد. فيلم پخش مي‌شود، اما با سانسور وحشتناك؛ و ويسكونتي تا سال 1948 و زمين مي‌لرزد، فيلم ديگري نمي‌سازد. با اين وجود، هسته‌هاي نئورئاليسم ديگر كاشته شده‌اند.



    در سال 1943، دولت موسوليني رو به پايان بود و يك سال بعد، متفقين ايتاليا را اشغال كردند. سقوط دولت اين فرصت را مهيا كرد كه حقايق درباره‌ي وضعيت ناگوار طبقه‌ي كارگر و زندگي شهري به زبان آيد و اين دقيقا همان كاري بود كه گروهي از فيلمسازان كردند. آنان سينماي قديم و اصول و رمزگان آن را كنار گذاشتند و به سراغ واقعيت بي‌پرده و صريح رفتند.

    »» مولفه‌هاي سينماي نئورئاليسم: اين جنبش بر اين اصل استوار بود كه سينما بايد بر طبيعت خود و نقش‌اش در جامعه تمركز يابد و بايد با مخاطبان با واقعيت خودشان رويارو گردد. اين اصول الزاماتي براي سبك و محتواي اين سينما داشت.

    اول آنكه فيلم بايد برشي از زندگي را تصوير كند و بايد به شكلي به نظر آيد كه وارد زندگي روزمره شود و آن را ترك مي‌گويد. در مقام واقعيت، حق اقتباس ادبي ندارد و بايد به سراغ موضوعات واقعي برود.

    دوم آنكه بايد بر واقعيت اجتماعي تمركز يابد. بر فقر و بيكاري كه در ايتالياي پس از جنگ بسيار شايع بود.

    سوم آن كه براي تضمين اين رئاليسم، زبان و ديالوگ بايد طبيعي باشد، حتي تا به آن حد كه لهجه‌‌هاي محلي حفظ شود. به‌خاطر اين قضيه، ترجيحا بايد از بازيگران غيرحرفه‌اي استفاده شود.

    چهارم آن كه فيلمبرداري در لوكيشن بايد بر فيلمبرداري در استوديو غالب باشد.

    آخر آن كه فيلمبرداري بايد به سبك مستند باشد، يعني از نورپردازي طبيعي، دوربين روي دست و مشاهده و تحليل بهره گيرد. اين‌ها شرايط بسيار دقيق كار هستند. در حقيقت تنها يك فيلم با تمام اين اصول همخواني دارد: دزد دوچرخه (1948) ساخته‌ي ويتوريو دسيكا. هرچند زمين مي‌لرزد ويسكونتي به اين شرايط بسي نزديك مي‌شود و تنها به اين دليل حائز تمام شرايط نمي‌گردد كه اقتباس ادبي است. رم شهر بي‌دفاع كه از تركيبي از بازيگران حرفه‌اي و غيرحرفه‌اي از جمله ستاره به يادگار مانده‌اي به نام آنا مانياني و سه دكور استوديويي كوچك استفاده مي‌كند. نيز به حوزه‌ي نئورئاليسم نزديك است.



    »» خاتمه: در قياس با عمر جنبش‌هاي سينمايي، نئورئاليسم آن‌قدرها هم كم عمر نكرد. اين جنبش ده سال به طول انجاميد حتي اگر آخرين فيلم نئورئاليستي كه با بام (1956) ساخته‌ي دسيكا بود را هم در نظر بگيريم طول عمر آن به چهارده سال مي‌رسد. به عبارتي، نئورئاليسم در آغاز دهه‌ي 50 و در زماني كه جوليو آندرئوتي در مقام مديريت هنرهاي نمايشي منصوب گشت و اختياراتي كامل در اين زمينه پيدا كرد، به شكل رسمي از سوي دولت مضمحل شد. حال و هواي جنگ سرد و آغاز دهه‌ي 1950 نيز عدم علاقه دولت به مضامين رئاليسم سوسياليستي تفكيك‌ناپذير از اين فيلم‌ها را تشديد كرد، چون بسياري اين مضامين را سياسي و چپي فرض مي‌كردند، هر چند در ميان فيلمسازان مورد بحث، تنها ويسكونتي يك ماركسيست قسم خورده بود. عليرغم اين اضمحلال، نئورئاليسم تاثيري شگرف بر آينده‌ي تجربيات فيلمسازاي در اروپا، آمريكا، هندوستان داشت: موج نوي فرانسه مشخصا دين خود به اين جنبش را اقرار مي‌نمود و طنين اين سبك در موج نوي بريتانيا به وضوح روشن بود. نسل جوان‌تر فيلمسازان ايتاليايي به خصوص آرمانو اولمي، ميكل آنجلو آنتونيوني و فدريكو فلليني به شدت تحت تاثير آثار نئورئاليست‌ها بودند و در هند، فيلم‌هاي ساتيا‌جيت‌راي در اواخر دهه‌ي 1950 به شدت نشان از وابستگي به اصول نئورئاليسم داشت.

    »» منبع : فرهنگنامه مطالعات سینمایی - مفاهیم کلیدی.

    »» پیشنهاد: موج نو : سینمای فرانسه


  2. #2
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سینمای نئورئالیسم | مکتب ایتالیا

    Bicycle Thieves

    فیلم دزدان دوچرخه ؛ محصول 1948 ایتالیا به کارگردانی ویتودسیکا یک اثر کاملاً استاندارد با مولفه های بالا به تصویرکشنده ی یک درام که نه ، یک ملودرام تاثیرپذیرفته از جنگ جهانی و زندگی مشقت بار مردم ایتالیاست که به دور از پایان بندی های خوش هالیوودی ، فیلم فقط برای دقایق اولیه رنگ و بوی شادی رو به بیننده نشون میده.وقتی خودمون رو به جای شخصیت اصلی فیلم قرار میدیم شوق کسب یک کار جدید(چسبوندن پوسترتبلیغاتی به دیوارهای شهر) باعث شادی بی حدوحصر ما میشه ولی وقتی تنها وسیله ای که باید برای کار دراختیار داشته باشید (دوچرخه تون) رو میدزدند شما میمونید و دویدن های مشقت بار تو خیابون های قحطی زده و بارونیه شهر.......

    فیلم خیلی رک و سرراست داستان خودشو تعریف میکنه ؛ مرز بین شادی و غم در فیلم بودن یا نبودن دوچرخه س!! سکانس بی نظیر غذاخوردن پدر و پسر در رستورانی که توش پیتزا سرو نمیشه رو درنظربگیرید :
    پدر: اگه دوچرخه پیدا بشه آخر هرماه میتونیم بیایم رستوران ، بریم پارک ، بریم سینما .....
    - اگر دوچرخه نباشه....

    و این وسط انتخاب لوکیشن های فیلمبرداری هم نکته جالب فیلمه..تو یک بازار پراز دوچرخه و ابزارآلاتش دنبال دوچرخه گشتن ؛ اوج بدبختی شخصیت های اصلی رو نشون میده و از طرفی عبوس بودن ملتی که به هیچ وجه به فکر بقیه نیستن رو تو طرز رفتار شخصیت های فرعی میتونیم مشاهده کنیم..مطابق سومین اصل این سینما ؛ غیرحرفه ای بودن بازیگر و گستردگی لوکیشن های فیلمبرداری مد نظره و این فیلم درهردوزمینه قوی کار کرده...بازیگران فیلم به حرفه ای ترین شکل ممکن "غیرحرفه ای" جلوه کردن و دوربینی که تمام کوچه پس کوچه های نمناک شهر رو همراه پدر و پسر بالاپائین میکنه تا دوچرخه پیدا بشه ولی......!!

    فیلم درعین ساده بودن بیش از حد (داستان خطی) به هیچ وجه قابل حدس و پیش بینی نیست و این مولفه رو تو سال 1948 تو همچین فیلمی پیاده کردن مهارت و چیرگی نویسنده روی متن فیلمنامه رو میرسونه . تاثیر دزدان دوچرخه بعنوان یک شاهکار به زمان ساخت خودش محدود نمیشه و سکوی پرتاب ویتودسیکا و کارگردانای مقلد این سبک سینمای ایتالیایی میشه و تو ایران هم میشه نمونه ای ازش رو تو فیلم "بچه های آسمان" مشاهده کرد.
    فیلم در راتن تومیتوز نمره 98 رو داره...پیشنهاد میکنم سینمادوستان عزیز لذت تجربه ش رو از دست ندن...!!

    نمره : 10


    : باتشکر از ایرج.. میطلبید تو "آخرین فیلمی که دیدم" نزارمش !!
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.