برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید

نمایش نتیجه ی نظرسنجی: شما چه امتیازی را برای این فیلم کوتاه در نظر می گیرید؟

رأی دهندگان
10. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • 6

    1 10.00%
  • 7

    1 10.00%
  • 8

    3 30.00%
  • 9

    0 0%
  • 10

    5 50.00%
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 از مجموع 3
  1. #1
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,207
    از این کاربر 11,470 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    خارپشتی در مه...در جستجوی حقیقت,در جستجوی ناشناخته ها: برای تعالی به سمت معبود خود.

    Hedgehog in the Fog اثری از Yuri Norstein انیماتور مشهور جماهیر شوروی فردی که Washington Post "او را نه بهترین انیماتور روسیه بلکه از دید بسیاری بهترین انیمیشن ساز تاریخ می داند." جالب است که این عنوان در حالی به او نسبت داده می شود که بسیار کم کار بوده است,بطوریکه در کارنامه ی کاری وی تنها 7 اثر دیده می شود که 5 عدد از انها به قبل از سال 1979بر می گردند.با اینحال دو فیلم کوتاهی که بدست او ساخته شده به قدری از شهرت جهانی برخوردار است که مرزهای کشورش را درهم نوردیده و به نماد کشورش تبدیل گشته است,و همینطور به قلب و روح بسیاری از اشخاص دیگر ملل نیز رسوخ نموده,این دو انیمیشن Hedgehog in the Fog و Tale of Tales نام دارند.با تماشای هر دوی این انیمه ها از انجایی که شدید تحت تاثیر دنیا و معنویت اثار این فرد بزرگ قرار گرفتم و باز به این دلیل که اثار این بزرگمرد کمتر در ایران شناخته شده (علاوه بر اینکه همین فیلم کوتاه او نیز در جشنواره ی تهران برنده ی بهترین انیمیشن نیز گشته است.) تصمیم به اینکار گرفتم تا با توجه به صامت بودن Tale of Tales فیلم شاخص ترش را که Hedgehog in the Fog نام دارد و طبعا صامت نیز هم نبوده زیرنویس نمایم.(البته زیرنویس حجم زیادی رو نداره و بسیار کوتاهه,در واقع با توجه به نبود زیرنویس انگلیسی و اینکه متن انگلیسی از قبل روی تصویر قرار داده شده بود بیشتر وقتم صرف هماهنگ کردن زیرنویس باصدا شد.) اینرو هم به شما دوستان عرض کنم که اگه از این فیلم کوتاه خوشتون اومده پس دیگر کار Norstein را هم فراموش نکنید!از نظر بنده Tale of Tales بسیار اثر سنگین و تاثیر گذاریست درست مثل دیگر همتایش Hedgehog in the Fog.
    نکته ی جالبی که باعث می گردد طرفداران سینمای معناگرا بدان جلب شوند,شباهت بسیار بین Yuri Norstein و Andrei Tarkovsky است.Hedgehog in the Fog او از نظر مفهوم به شدت به شاهکار Stalker و Tale of Tales اش نیز بسیار شبیه به Mirror می باشد.نکته ی عجیب دیگر در سال ساخت هر دو محصول است که در کمال تعجب در سال های معین رخ داده اند یعنی 1975 و 1979.
    >> بگذارید از افتخارات و تاثیرات این فیلم به ظاهر کوتاه ولی از نظر مفهوم غنی نیز تنی چند برایتان بازگو نمایم.
    - برنده ی بهترین فیلم کوتاه از فستیوال Frunze
    - برنده ی بهترین فیلم کوتاه از جشنواره ی تهران
    - بر اساس رای گیری که در سال 2003 در توکیو صورت گرفته,Hedgehog in the Fog در بین 150 فیلم کوتاه تاریخ عنوان برترین فیلم را بدست اورده است.
    - جزو 100 فیلم کوتاه تاریخ سینما
    - جزو برترین فیلم های کوتاه تاثیر گذار تاریخ کشور روسیه
    - و برنده بسیاری از جوایز بین المللی که از حوصله بحث نیز خارج است!
    >> از بزرگی Hedgehog in the Fog همین بس که از رویش به سبب تاثیرگذاری والایش بر جامعه ی شوروی ان زمان (و حتی حال) تمبری ساخته شده و در المپیک زمستانی 2014 نیز در مراسم افتتاحیه از او در کنار افراد شاخصی چون Dostoevsky,Tolstoy و Sputnik یاد شده اشخاصی که نام روسیه را در تمام گیتی بر سر زبان ها انداخته اند.(البته یک سری ملت هم رفتند و شخصیت اول داستان که یک خارپشت هست رو روی دست شون خالکوبی کردند,که خب یعنی بد روشون تاثیر گذاشته!)
    پس شما را دعوت می کنم به دیدن این اثر به غایت تاثیر گذار با اینحال قبلش باید به این نکته اشاره کنم این فیلم کوتاه اثری معناگرایانه است و این بیننده است که بر حسب معلومات و درکش میتواند رموز انرا کشف نماید و بدان پی ببرد پس اگر شما از طرفدارن پروپاقرص اثار تام و جری و یا همین انیمه ایی که جدیدا بسیار گل کرده One-Punch Man هستید و صرفا اکشن برایتان ملاک است,دور این فیلم کوتاه را خط بکشید و یا اینکه با دیدی متفاوت به تماشایش بنشینید چون در انصورت فرصت درک و کشف دنیای انرا از دست خواهید داد.
    >> بعدتر تحلیل خودم را از این فیلم کوتاه ارائه خواهم داد تا شما را بیشتر با اسرار این دنیای مه آلود اشنا گردانم,همینطور منتظر بیانات شما عزیزان هستم تا با هم در جمعی دوستانه به نمادهایی که در فیلم اشاره شده و همینطور اساس ان بیشتر اگاهی یابیم.


    5/5 : chrome.google.com imdb : 8.3 goodreads : 4.6 letterboxd : 9/10 spottedbylocals :5/5 tripadvisor : 4.5/5



    دانلود فیلم کوتاه با حجم 33 مگابایت



  2. #2
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,207
    از این کاربر 11,470 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : خارپشتی در مه...در جستجوی حقیقت,در جستجوی ناشناخته ها: برای تعالی به سمت معبود

    خارپشتی در مه اثری از سینمای شوروی ان سال ها که هنوز هم با گذر سالیان دراز حرف های بسیاری برای گفتن دارد بیاید مقایسه ایی کوتاه را میان اثار دیزنی و سینمای روسیه انجام دهیم برای سینماگران شوروی داستان حرف اول را می زند داستانی که معنا داشته باشد اینکه مخاطب را درگیر سوال هایی گوناگون نمایید و راه روش زندگی را به انها نشان دهد ولی در اثار آمریکایی و همینطور دیزنی دنیا متفاوت تر است انها قواعد خود را بر اساس سرگرمی پیش گرفته اند و در زمره ی اول به سرگرمی و وقت تلف کردن بیننده می اندیشند پس همین که مخاطب در طول این چند مدت به پای قاب تصویرش بنشیند و گه گاهی لبخندی از سر شوق سر دهد کافیست....بنابراین مکتب ها متفاوت اند,به هر حال باید هم سینمای شرق شاعرانه تر و فلسفی تر باشد.
    اما در مورد خارپشتی در مه ,خوشبختانه اثار معناگرا این خوبی را دارند که از دید هر بیننده ایی از تعابیری گوناگون برخوردارند,گوناگون از این لحاظ که شاید به سبب نمادگرایی هایی که در ان وجود دارد معانی متفاوتی داشته باشند که تحلیل داستان را فرد به فرد جور دیگری نشان دهند.خارپشتی در مه نیز اینگونه است در ابتدا ما خارپشتی را می بینیم که هر روز به خانه ی دوستش که خرسی تنهاست می رود تا با یکدیگر ستارگانی که در اسمان ها واقع شدند را تک تک شمارش نمایند تعبیر من از اینکار خارپشت کارهای روزمره است هر فردی در زندگی خود نیازها و رفتارهای روزمره ایی دارد که شاید در طول روز تماما به ان دست زند خارپشت خوشحال و شادمان از نیاز روزمره اش که همان شمردن ستارگان است به سمت دوستش حرکت می کند در این مسیر جغدی پشت سر او به حرکت در می اید که در واقع در طول سفر دائم به مانند خفاش در پی ترساندنش هستند بنابراین جغد و خفاش نفس اماره ایی او هستند که دائم او را همراهی می کنند تا او را در جهل و نادانی نگاه دارند و از انجام هر کار غیر منتظره ایی سر زنند و به او این اجازه را ندهند که دنیا های جدید را کشف نمایند یا همینطور می شود گفت انها انسان هایی هستند که جلوی مسیر پیشرفت دیگران را می گیرند و اجازه تکامل شخصیتی شان را نمی دهند.
    خارپشت در حال صحبت با خود است که به اسبی زیبا بر میخورد تصویر سورئالیستی از اسب که در اینجا می تواند معنای حقیقت را دهد البته در جایی خوانده بودم که معنای خدا را می شود از ان استنباط نمود با اینحال برای رسیدن به خدا نیز باید ابتدا به حقیقت دست یافت و سپس به سمت معبود خود نزدیک گشت.خارپشت با دیدن زیبایی اسب محو او می گردد پس دست از کار روزمره ی خود که دیدن ستارگان با دوستش است می زند و به سوی ناشناخته ها حرکت می کند در این وضعیت خارپشت را باید نماد جوانی دانست کنجکاو و شجاع که برای رسیدن به نیازش دست به هر کاری خواهد زد خواه در این بین اسیر بدبیاری هایی شود(مانند افتادن در اب) و یا خواه اسیر افرادی که جلوی او را در این مسیر خواهند گرفت(مانند خفاش و جغد) اگر دقت کرده باشید در ابتدا خارپشت به توشه اش که مربای تمشک بوده بسیار توجه دارد ولی در پایان این توجهات به پوچی میگراید که از حسی از بی خیالی نشات گرفته چرا که او دنیایی جدید را کشف نموده دیگر به مانند قبل نیست به تجاربی دست یافته که او را نسبت به شخصیت قبل ترش متمایز و قوی تر خواهد کرد او دیگر میداند که برای دست یافتن به حقیقت باید خطر کرد حتی اگر مشکلاتی سر راهش درگیرد مطمئنا افرادی هستند که در این مسیر(به مانند سگ و ماهی) او را یاری رسانند.
    به تصویری که خارپشت از کرم شب تاب برای روشنایی اطراف استفاده می کند دقت نمایید او را درست به مانند پیامبری از جنس مسیح نشان می دهد!جالب اینکه در این لحظه به مانند دیگر تصاویر شاعرانه و کمیک دیگر با امدن کرم شب تاب دیگر رقصی شاعرانه شکل می گیرد که دوباره سبب تنهایی خارپشت داستان ما می شود از اینگونه تصاویر نمادین به وفور در این فیلم کوتاه یافت می شود.
    خارپشت به صورت اتفاقی به درختی کهنسال برمیخورد که از نظر بنده همان سرو کوهیست او به عظمت درخت می نگرد و در بازی کودکانه به مانند فریاد زدنش در چاه فریادی را در بین سوراخی که در درخت وجود داشته سر می دهد او دیگر درخت سرو کوهی را از نزدیک دیده و به عظمتش پی برده است فکر می کنید کارگردان به چه جهت از درخت سرو کوهی استفاده کرده!؟ به این خاطر که بوی دود خوبی می دهد؟!خیر,ویژگی سرو کوهی در استقامت و شکیبایی ان است برای اینکه این درخت در هر سال نزدیک به یک سانتیمتر رشد می کند و هزاران سال نیز عمر می نماید پس کوهیست از تجارب و ناشناخته ها که خارپشت ما برای رسیدن به انها در اوایل راه قرار گرفته است.
    پس از تماشای درخت و هراس از گم کردن توشه خود و سپس پیدا کردنش به دست سگی مهربان باز به صورت اتفاقی به دورن نهری سقوط می کند بنابراین اجازه می دهد که رودخانه او را با خود به ناکجا اباد ها ببرد او در ضمیر ناخوداگاه خود به تمامی ان چیز هایی که دیده می اندیشید بی توجه به انکه امکان دارد به درون اب سقوط نماید. او دیگر به مانند ابتدای مسیر جوانی شاد و خام نیست پخته شده و دنیا برایش معنایی دوباره پیدا کرده است افتادن او در اب نیز معنای زیبایی دارد و حکایت از پاک شدن وی دارد سنگین شدنش چرا که همانطور که وزنش با جذب اب اضافه شده تجربیاتی که بدست اورده نیز او را دگرگون و سنجیده تر کرده است.
    به خانه ی دوستش میاید خرس نماد فردی دل سوز و پر حرف و سطحی نگرست که تنها برایش شمردن ستارگان اهمیت دارند نه دست یافتن به انها انگار ایندو دو صوفی هستند که یکی شان تنها در سطح درگیر است و دگیری اسیر لایه های متفاوت زندگی و اسرار ان... در پایان این فیلم کوتاه با صدای دانای کل بر تصویر و دیدگاه خارپشت اینگونه خاتمه می یابد, که تجب برانگیز و زیبا نیست که من در این زمان و در این مکان به همراه دوست خود هستم و دیگر اینکه در زمانی که من در اینجا قرار دارم دیگران در چه حالند معبودم به چه مشغول است و ایا زمانی می شود که من به او دست یابم؟!
    خارپشتی در مه تمامی اینها را در زمان کوتاه ده دقیقه اش به سر منزل مقصود می رساند و ان اینکه ....ای انسان مه های دورنت را کنار بزن و به دل ناشناخته ها حرکت کن شاید دیر زمانی بتوانی زیبایی های اسرار هستی را درک نمایی.



  3. #3
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : خارپشتی در مه...در جستجوی حقیقت,در جستجوی ناشناخته ها: برای تعالی به سمت معبود

    بابت معرفی و توضیحات اثر ممنون..هم تماشاکردم و هم توضیحاتت رو خوندم. (لینک پست اول خراب بود.. اینجا آنلاین دیدم.)

    ------
    یک فیلم کوتاه ده دقیقه ایه بسیار ساده ولی لایه لایه..طبق توضیح علیرضا هرکس میتونه برداشت متفاوتی ازش داشته باشه ولی درنهایت باید شباهت هایی بین برداشت ها باشه...من اول اثر رو دیدم و بعد توضیحات علیرضا رو خوندم و تقریباً هرچی که میخواستم بنویسم رو علیرضا گفته بود.. تو یک ده دقیقه این همه استعاره و استفاده از نماد یه چیز واقعاً عجیب و غیرممکن به نظر میاد.هنوز تو شوک اینم که دراون سال بااون همه ابزار کم چطور یه همچین چیز غنی ای در میاد... ادبیات روسیه وامدار داستایوسکی، تولستوی و امثالهم در دنیا یکی از پایه های معناگرایی به شمار میاد و خیلی عالیه که در سطح اول حتی کوچکترین آثار متحرک این کشور هم این پختگی در روایت داستان دیده میشه... داستانی که میشه اون رو به یک داستان مصور از زندگی انسان تعمیم داد.. یاد کتاب Animal Farm جورج اورول میوفتیم وقتی برای نشون دادن ذات انسانها از حیوانات استفاده میکنه..
    خارپشت ؛ حیوانی با جثه ی کوچیک و خارهای متعدد در پشت (اشاره به دلبستگی ها و بندهایی که بهشون دچاریم) در ابتدا به زندگی روزمره و تکراریه خودش مشغول ، یک روز برحسب اتفاق گویا !!‌ وارد فاز "عرفانیه داستان" میشه و جلوی خودش اسب قشنگی رو میبینه.. اسب در مرکز یک دنیای پراز مه (عالم پراز رمزو رازهای ناشناخته) قرار داره و به دلیل کوچک بودن جثه اش و اینکه نسبت به درخت سرو قامت کوتاه تری داره برای رسیدن به هدفه خودش ریسک رو قبول میکنه و وارد دنیای ناشناخته ی پر از مه غلیظ میشه .(تکنیک استفاده شده در ساخت این مه هم جای تحسین داشت.)... ناخودآگاه یاد شعری از حافظ میوفتیم :

    خام بدم پخته شدم سوختم..... (که در تعبیر شعر و تعمیمش به اثر خارپشتی در مه میشه به این موضوع اشاره کرد که برای رسیدن به هدف و حقیقت باید خطر کرد و وقتی به هدف میرسیم خودمون بخشی از هدف میشیم.(میشه از مثال معروف غار که سقراط در تعریف فلسفه ازش استفاده میکنه هم دراینجا یاد کرد که هرچقدر به حقیقت و نور نزدیک میشیم خودمون بخشی ازون نور و حقیقت میشیم و این رو میشه در محو شدن خارپشت در مه و ناپدید شدنش مشاهده کرد..)...)

    یا در سکانس آخر که خرس در کنارخارپشت مدام باهاش راجب چیزهای دنیوی حرف میزنه میشه سکوت خارپشت رو دوباره به شعر عارفانه ی سعدی تشبیه کرد :

    ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
    کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
    این مدعیان در طلبش بی خبرانند
    کانرا که خبر شد خبری باز نیامد

    رای من در نظرسنجی : 10 / 10
    تشکر از علیرضای عزیز در معرفی این اثر که هیچ وقت کهنه نمیشه و درعین کم بودن کلی آدمی رو به فکر فرو میبره...
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  4. 19 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.