برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 از مجموع 5
  1. #1
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    ارسال ها
    571
    سپاس
    11,164
    از این کاربر 9,741 بار در 698 پست سپاس گزاری شده

    [Room 8] معرفی فیلم کوتاه


    عنوان فیلم کوتاه: Room 8/اتاق 8

    سال تولید: 2013

    نویسنده و کارگردان: James W. Griffiths

    ژانر:
    فیلم کوتاه-فانتزی-درام

    کشور تولید کننده:
    انگلیس

    زمان:
    8 دقیقه

    تاپیک دانلود:


    پیوند:
    IMDb


    افتخارات:

    2014 برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه در بفتا
    و ده ها جایزه ی دیگر ...


    _____________________________________
    خلاصه داستان:
    داستان فیلم در مورد یک زندانی روسی تازه وارد است که در زندان با مردی مواجه میشود که صاحب یک جعبه عجیب و غیرمعمولی است و ...
    ______________________________________________



    فیلم کوتاه "اتاق 8/Room 8" ساخته ی James W. Griffiths یک فیلم کوتاه فلسفی-سیاسی-عرفانی تمام عیار است که درون مایه ی آن به سال 1975 و ساختار سرمایه داری لیبرالیسم برمی گردد ، واضح است که ایده ی این فیلم کوتاه از فیلم کوتاه "On Time" ساخته ی "تد چانگ" گرفته شده است.
    در ابتدای فیلم چهره ی کبود مردی ریش دار جلوه می کند که نشان از خطاکار بودن او و همچنین سرکشی و اعتراض به نظام موجود دارد و این امر سبب بازداشت او و انتقالش به اتاق 8 شده است و در این زندان تحت نظر قرار گرفته و هر تلاشی در جهت آزادی و کسب آگاهی منجر به محدودتر شدن و تنگ تر شدن شرایط برای او می شود!


    سکانس بعدی جعبه کبریتی را نشان می دهد که تکان می خورد انگار موجود زنده ای درون آن است ، جعبه کبریتی که روی آن عدد 75 نوشته شده که مربوط به عنوان "لیبرالیسم جدید" و از دست رفتن بسیاری از حقوق طبقه ی کارگر در سال 1975 بوده و زندان همان ساختار سرمایه داری لیبرالیسم است و رنگ قرمز جعبه کبریت نماد حزب کارگر دولت انگلیس می باشد.
    و در سکانس بعدی میبینیم که فردی این جعبه کبریت را برداشته و درون کشویی قرار می دهد.
    زندانی (مرد ریش دار) وارد زندان شده و شخصی عینکی که در دید اول مانند او یک زندانی ست را در پشت میز و در حال مطالعه مشاهده می کنیم ، نوعی تضاد بین این دو شخصیت وجود دارد ، تضادی از نوع دانایی و آزادی ، تضادی از نوع باور و درک و فهم.
    مرد ریش دار صورتی زخمی و کبود دارد که به این معنی ست که او تنها زبان زور می فهمد! و نشان از قدرت درک و فهم پایین او دارد ، در طرف مقابل مرد عینکی ظاهری آراسته دارد و در دید اول همانند او یک زندانی ست درحالی که در حقیقت او فردی از بخش امنیتی حکومت است یعنی او نیز یک زندانبان است و نماد دولت انگلیس است که خود را تأثیرپذیر از ساختار سرمایه داری می داند.
    به ادامه ی ماجرا بر می گردیم آنجا که مرد ریش دار پس از اینکه وارد زندان می شود از هم اتاقی اش می پرسد که چرا زندانی اش کرده اند ؟ ولی او جوابی نمیدهد زیرا در باورش آنجا زندان نیست!
    مرد ریش دار کتابی را میبیند و آن را ورق زده و چیزی از آن کتاب دستگیرش نمیشود ، مرد عینکی از او می پرسد : این چیه؟
    و مرد ریش دار نیشخندی میزند و می گوید : هیچی
    توجه کنید که مرد ریش دار هیچی از کتاب نمی فهمد و کسب این دانش و آگاهی را بیهوده می پندارد ، کتاب نماد تفکر ، تعقل و آگاهی است و مرد عینکی همواره کتابی را در دست دارد و آن را می خواند که نشان از درک و فهم و آگاهی بالای اوست (یادآوری میکنم که این شخص نمادی از دولت انگلیس و و نظام "لیبرالیسم جدید" است)
    تا اینجا فیلم ماهیتی سیاسی داشت اما به تدریج ماهیتی عرفانی-فلسفی نیز به خود میگیرد ، آنجا که مرد ریش دار متوجه صندوقی قرمز رنگ می شود ، صندوق با رنگ قرمزش رخ نمایی می کند و کنجکاوی مرد ریش دار را بر می انگیزد ، حال مرد ریش دار است که سوال می پرسد ، او می پرسد : این چیه ؟
    جواب می شنود : هیچی
    همانطور که مرد ریش دار خواندن کتاب و دانش و آگاهی را هیچ و بی ارزش قلمداد میکرد ، این صندوق زرق و برق دار و کنجکاوی از محتویاتش برای شخصی که آگاهی دارد (یعنی مرد عینکی) هیچ و بی ارزش قلمداد می شود
    مرد عینکی به او می گوید : اگر درب آن را باز کنی ممکن است پشیمان شوی!
    توجه کنید که نویسنده ی این اثر که کارگردانی را نیز بر عهده داشته اطلاعات زیادی در مسائل عرفانی داشته و در سراسر این فیلم کوتاه آنها را پیاده سازی کرده است، به عنوان مثال اینجاست که فیلم قضیه ی میوه ی ممنوعه (و هبوط آدم در اثر ناآگاهی از دستور پروردگار خود از بهشت به مکانی کوچکتر (زمین)) را تداعی میکند، توجه کنید که رنگ جعبه قرمز است و رنگ قرمز تحریک کننده و کنجکاور کننده و هیجان انگیز است، از طرفی مرد عینکی او را از باز کردن درب آن بر حزر می دارد ولی مجبور نمی کند و اختیار را از او سلب نکرده و می گوید ممکن است پشیمان شوی، و نمی گوید پشیمان میشوی زیرا حتی تا آخرین لحظات بر تغییر و اصلاح او امید دارد.
    همچنین به این مطلب اشاره می کند که رفتار افراد سیاستمدار استراتژیک است و آنها همیشه پاسخ مستقیمی به مسائل نمی دهند.
    مرد ریش دار که چیزی برای از دست دادن ندارد و فقط در جستجوی راهی برای فرار و رهایی از این زندان است تصمیم به باز کردن صندوق میگیرد و در این هنگام با نگاه سطحی درون صندوق متوجه چیزی نمی شود و با نیشخندی می پرسد : تو این را ساختی؟
    در نگاه اول آن باورها کوچک به نظر می آیند چون درک مرد ریش دار سطحی و کوچک است و قدرت درک و فهم و تحلیل وقایع را ندارد و به همین دلیل نیشخند میزند ، آدم هایی که هر بار به آنها راه درست تفکر و آگاهی را نشان میدهی نیشخند می زنند و یکی پس از دیگری این فرصت ها را از دست می دهند و به سمت باورهای اشتباه خودشان بر می گردند.
    ولی وقتی مرد ریش دار دستش را به درون صندوق و به سمت باورهای درست دراز میکند شوکه می شود و دچار سردرگمی می شود زیرا حقیقتی برای او آشکار شده که برایش قابل باور نبود و به عبارتی با باورهای او در تضاد بود
    این صندوق آزادی و باورهای درست را تعریف میکند و برای رسیدن به این باورهای درست نیاز به آگاهی و درک و دانش است.
    او که هنوز به یقین نرسیده دوباره دستش را داخل صندوق می برد تا به آگاهی دست یابد و وقتی دستش را به سوی خودش دراز می کند باورهای اشتباه گذشته اش او را از رسیدن به خودش و پیدا کردن خودش دور کرده و او به خودش نمی رسد.


    این سکانس به قدری عظیم است که ساعت ها تحلیل و بررسی را می طلبد ، اگر از دید بالاتری به این سکانس نگاه کنیم متوجه مفهومی عمیق و عرفانی میشویم ، دست بالایی نماد دست خدا و دست پایینی نماد انسانی است که میخواهد خدا را بشناسد و چنانچه که میدانیم انسان برای شناخت خدا ابتدا باید اقدام به شناخت خود کند به عبارتی خدا شناسی در گرو خود شناسی حاصل می شود.
    توجه شود که او می توانست با این آگاهی خود یا دیگری را برگزیند و دست خودش را بگیرد و از این زندان نجات بدهد اما او به خود نیز رحم نکرده و این فرصت را از دست می دهد و به این آگاهی دست پیدا نمی کند و میخواهد از خود فرار کند!
    از ابتدای فیلم چندین دفعه فرصت تغییر باورهایش را داشت ولی یکی پس از دیگری به این فرصت ها پشت کرد و به آنها نیشخند زد.
    مرد ریش دار به سمت باورهای نادرست خود می رود و از مرد عینکی میخواهد درب صندوق را باز کند تا سقف برداشته شده و از روی دیوار بالا رفته و فرار کند که راهی هیجانی و به دور از آگاهی بود.


    مرد عینکی که فردی داناست می داند که او بر باورهای نادرستش اصرار دارد و چون دیگر امیدی به تغییر در او ندارد درب آن را باز می کند ، مرد ریش دار با این عقیده که می تواند خودش را به دنیای بزرگتری برساند و از این زندان رهایی یابد میخواهد از آنجا خارج شود ولی مشکل اینجاست که او این عقیده و باور را از روی آگاهی و دانش بدست نیاورده است (شما را به سکانسی ارجاع میدهم که کتاب را دور انداخت و نیشخندی زد و آن را هیچ و بی ارزش قلمداد کرد) و قبل از خارج شدن به مرد عینکی میگوید : به امید دیدار ، و بدین طریق آزادی تجربه نشده را به تمسخر می کشد یعنی او بجای اینکه مسئله را حل کند از مسئله فرار میکند و زمانی که به باورهای درست پشت می کند و با تصور و باور اینکه آزاد شده است از آنجا خارج می شود.
    ولی باز هم به دنیایی قدم می گذارد که اندازه ی باورها و تفکرات کوچک خودش است ، انسان موجودی ست کنجکاو و آزادی طلب ولی اگر درک و فهمش بر اساس آگاهی و دانش شکل نگرفته باشد چه بسا به زندانی تنگ تر و محدودتر روانه شود ، دنیا زندانی بزرگ است ولی انسان می تواند زندانش را به دست خودش تنگ تر کند و اینجاست که انسان حتی به خودش هم رحم نمیکند و سرانجام و عاقبت مرد ریش دار و نتیجه ی این "فرار از خود" زندانی شدن در قوطی کبریت است! زندانی تنگ که از روی سطحی نگری و فرار از دانش و آگاهی سرچشمه می گیرد ، گذر از زندانی بزرگ به زندانی در حد قوطی کبریت در دیدی تاریخی نشان دهنده ی آن است که "لیبرالیسم جدید" عرصه را بر مردم تنگ تر از ساختار لیبرالیسم قدیم کرده بود.


    قوطی کبریت نماد قبر است ، همانطور که میدانیم قبر مکانی تنگ است و کسی که از آگاهی و همچنین از خود فرار می کند در حقیقت مرده است!
    واضح است که چوب کبریت ها آتش میگیرند و آتش می زنند ، یعنی کسی که نادان و سطحی نگر است ، با این نادانی هم به خود ضرر می رساند و هم این آتش نادانی اش به جان دیگران می افتد و دیگران نیز چوب نادانی او را میخورند.
    دیالوگ آخر مرد عینکی : زندانی بعدی را بفرست داخل.
    و در آخر میبینیم تعداد زیادی قوطی کبریت در داخل کشوی میز تحریر مرد عینکی (زندانبان) تکان می خورند که نشان از این دارد که اکثریت مردم دچار باورهای غلط هستند
    و اما چرا اسم فیلم "Room 8" است؟
    به دلیل شباهت عدد 8 (انگلیسی) با شکل بینهایت که نشان دهنده ی این مطلب است که این چرخه ادامه دارد و انسان فقط عرصه را بر خود تنگ تر میکند و راه فراری از ''زندان" و از "خود" نیست.
    Can't find yourself. Lost in your lies


  2. #2
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    ارسال ها
    126
    سپاس
    1,442
    از این کاربر 2,229 بار در 130 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [Room 8] معرفی فیلم کوتاه

    خیلی ممنون بابت معرفی
    توضیحات خوبت باعث شد برم ببینم

    درضمن اگه میشه در آینده، فیلم‌ کوتاه‌های بیشتری رو معرفی کنین که ما هم بیشتر باهاشون آشنا بشیم

    و این‌که این رو که چک کردم زیرنویس داره، ولی اگه فیلم‌کوتاه خوب بدون زیرنویس هم بهم معرفی کنین، خوشحال میشم ترجمه‌ش کنم. چون خیلی به فیلم کوتاه علاقه دارم

    با تشکر

  3. 10 کاربرِ زیر از Arsalan.H بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #3
    Im a Bird
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    144
    سپاس
    9,903
    از این کاربر 2,151 بار در 143 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [Room 8] معرفی فیلم کوتاه

    » اول این که از این تحلیل جامع و کامل شگفت زده شدم، مرسی پیمان جان بخاطر زحمتی که کشیدی.
    یکی از تفریحاتم دیدن فیلم و انیمیشن کوتاست ، چند سال پیش که اولین بار این فیلم رو دیدم به حدی تحت تاثیر قرار گرفته بودم که تا مدت ها به هر کی میرسیدم پیشنهاد اولم همین فیلم کوتاه مذکور بود و واقعا فوق العاده ست.
    اما کلا اومدم اینجا یه فیلم کوتاه دیگه رو معرفی کنم که در حقیقت فکر می کنم الهام بخش اصلی این فیلم کوتاه بوده و در حقیقت تم اصلی این کار به نوعی کپی برداری از فیلم کوتاه Doodlebug اثر کریستوفر نولان هست.
    البته کپی برداری میتونه خیلی خوب باشه یا خیلی بد باشه،که فیلم کوتاه اتاق 8 از فیلم کوتاه Doodlebug خوش ساخت تر و پرمغز تر هست.



  5. 11 کاربرِ زیر از dazraf بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  6. #4
    !Never say Never
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    محل سکونت
    هپروت
    ارسال ها
    193
    سپاس
    1,943
    از این کاربر 1,534 بار در 197 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [Room 8] معرفی فیلم کوتاه

    خیلی خوب بود. واقعا که لذت بردم
    چقدر خوب میشه اگه فیلم های کوتاه دیگه هم معرفی و نقد بشن.
    ممنون

  7. 9 کاربرِ زیر از ESR بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  8. #5
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    ارسال ها
    126
    سپاس
    1,442
    از این کاربر 2,229 بار در 130 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [Room 8] معرفی فیلم کوتاه

    الان دیدمش
    واقعاً فوق‌العاده بود

    تحلیلی که کردی هم خیلی به درک بیشتر فیلم کمک کرد، خیلی ممنون

  9. 10 کاربرِ زیر از Arsalan.H بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

موضوعات مشابه

  1. معرفی | بحث و بررسيِ فیلم Room 8
    By Léon in forum سینما و سینماگران
    پاسخ ها: 16
    آخرين ارسال: 05-26-2015, 12:37 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.