برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید

نمایش نتیجه ی نظرسنجی: چه امتیازی برای این فیلم در نظر گرفته اید ؟

رأی دهندگان
10. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • 5

    0 0%
  • 5.5

    0 0%
  • 6

    0 0%
  • 6.5

    1 10.00%
  • 7

    2 20.00%
  • 7.5

    1 10.00%
  • 8

    1 10.00%
  • 8.5

    2 20.00%
  • 9

    2 20.00%
  • 9.5

    1 10.00%
  • 10

    0 0%
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9
  1. #1
    بخند مصنوعی :)
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    رشت
    ارسال ها
    340
    سپاس
    13,563
    از این کاربر 5,427 بار در 342 پست سپاس گزاری شده

    [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت

    کارگردان: Terrence Malick
    نویسنده: Terrence Malick
    بازیگران: Richard Gere, Brooke Adams, Sam Shepard

    فیلم‌های «ترنس مالیک»، که تنها هفت فیلم در 43 سال تجربه فیلمسازی اش ساخته، شعرهایی چشم‌نواز و رویایی هستند، به خاطر علاقه‌ی بی حد و مرزش به زیبایی‌های طبیعت، او به دنبال احساسی کردن بی‌خودی فیلم‌هایش یا به درد آوردن قلب مخاطبان برای اندکی توجه بیشتر نیست. او در سال 1973 فیلم بدلندز (زمین های لم یزرع) را ساخت و اولین فیلمش او را به عنوان استعدادی بزرگ در سینما معرفی کرد. سپس «روزهای بهشت»، دومین فیلم و کوتاه‌ترین فیلم خود در سال 1978 ساخت و توانست جایزه بهترین کارگردانی در جشنواره کن را از آن خود کند.

    امروز، با ادراکی که خط باریک سرخ، دنیای نو، درخت زندگی و به سوی شگفتی به ما اعطا کرده‌اند، واضح است که درواقع این روزهای بهشت بود، نه بدلندز، که سبک و سیاق ممتازِ فیلمسازی او را آشکار کرد. در حالی که اولین کارش یا فیلمنامه‌ی دقیق و محکمی ساخته شده بود، کار بعدی‌اش، تعمدا، ساختاری رهاتر و بی‌قاعده‌تر داشت. روزهای بهشت دراماتیک است، روایتی سریع دارد، از طریق موسیقی صدای طبیعت تصاویر و یک نریشن جذاب روایت می شود. و به قول ایبرت توسط مردی ساخته شده که می داند چگونه چیزی را احساس کند و راهی برای بیرون کشیدن آن از ما بیابد.

    مالیک شاعر حقیقیِ چیزهای زودگذر است: ظواهری که فیلم‌های او را می‌سازند، که با روزهای بهشت آغاز شد، آنهایی‌اند که ناگهان شعله می‌کشند و به همان سرعت خاموش می‌شوند، با بیان یک خط دیالوگ (مثل "او عاشق مزرعه‌دار بود")، پرواز یک پرنده یا بلندشدن یک هواپیما، سوسو زدن یک شمع یا عبور یک باد بر فراز چمن‌زار. در فیلم‌های او بر هیچ‌چیز تاکید یا مکث نمی‌شود؛ به‌همین خاطر است که هر بار که می‌بینمشان آرایش متفاوتی از رویدادها، مودها و معانی را زیرکانه آشکار می‌کنند. چون همه‌چیز در حال جنب‌وجوش و حرکت است، همه‌چیز به‌سرعت می‌گذرند، و اِلمان‌های هر لحظه‌ی تک‌سلولی خیلی زود تعمیم داده می‌شوند و به لحظه‌های دیگر دگردیس می‌شوند.

    مالیک ثابت میکند که سینما تنها در موردِ داستانگویی نیست و این تصویرها هستند که سینما حرکت می‌دهند و آن نیروی انتقالِ و قدرتِ به دست گرفتن احساسات از دلِ تصویر و صدا. روزهای بهشت، تمامی فرض‌ها و احتمالات درباره‌ی مالیک را به هم ریخت. او پروژه را بی سر و صدا سازماندهی کرد، با برت و هارولد اشنایدر، تهیه کننده‌، و همکاران صمیمی و نزدیک که شامل جک فیسک، طراح صحنه می‌شد، و در گندم‌زارهای آلبرتا، کانادا، در 1976 فیلم‌برداری کرد و از تصویربردارش خواست تا آنجا که می تواند در ساعتهای جادویی فیلم بگیرد. سپس دو سال را در اتاق تدوین با دوستی دیگر، بیلی وبر، به شکل دادن به مصالحشان گذراند، تا به آن فضا و حال و هوایی که از ابتدا رویایش را دیده بود دست یابد: "قطره‌ای از آب در دریاچه، لحظه‌ای از کمال."

    نقد برگرفته از وبسایت چاقو در آب

    جوایز
    برنده و نامزد جایزه اسکار: بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی متن، بهترین صدا و بهترین طراحی لباس
    برنده جایزه بهترین کارگردانی و نامزد دریافت نخل طلای جشنواره کن

    پ.ن: دوستان یک هفته فرصت دارن برای تماشا و گفتگو درباره اثر در این تاپیک..::پست توضیح نحوه اجرا برنامه.::







  2. #2
    F*ck the spoiler
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    ارسال ها
    286
    سپاس
    6,682
    از این کاربر 6,003 بار در 299 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت



    فیلم بسیار خوبی بود. واقعاً تک تک فریم ها زیبا بودن و موسیقی هم عالی بود. چه راوی خوبی هم داشتیم! چند دقیقه اول (10-15 دقیقه! ) زیاد ارتباط بر قرار نکردم اما بعدش به طور ناگهانی شروع کردم ارتباط بر قرار کردن :دی
    واقعاً کل فیلم یک طرف، لحجه ها یه طرف! واقعاً دلنشین بودن.
    متاسفانه زیاد "اینجور فیلم ها" نمی بینم و کلاً فیلم زیاد نمی بینم. با این وجود بسیار لذت بردم. ممنونم از همه دوستانی که زحمت کشیدن برای این برنامه، و همه دوستانی که به این فیلم رای دادن که انتخاب شه.

    بی صبرانه منتظر فیلم های بعدی هستم و امیدوارم این برنامه ادامه داشته باشه.

    چند اسکرین شات دیگه. خطر اسپویلر




    9.5

    ایمان من به پویان هم روز به روز قوی تر می شه.


  3. #3
    Winter Is Here
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    محل سکونت
    north
    ارسال ها
    270
    سپاس
    933
    از این کاربر 1,958 بار در 268 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت

    1- تیتراژ فیلم رو خیلی دوست داشتم. هم آهنگش و هم عکسهایی که از ابتدا نشون میده فیلم ما درباره چه کسانی هست. شروع خوبی بود
    2- فیلمبرداری عالی بود. چه صحنه های قشنگی از مزرعه دیدم. برای من که عاشق فیلمهایی با تم مزرعه داری هستم این صحنه ها واقعا چشم نواز بودن
    3- فیلم آرام بود. فراز و فرود آنچنانی نداشت. ولی قصه داشت. نقطه آغاز و پایان داشت.
    4- کارکترها همسطح بودن و هیچکدوم برتر از اون یکی نبودن. سرنوشت همشون مهم بود برای نویسنده. که این موردو دوست داشتم.
    5- امتیاز من به فیلم 7 هست. با توجه به همه چیزایی که گفتم اما روزهای بهشت فیلمی نبود که ذهن منو درگیر کنه و ساعتها بعد از دیدنش درگیر کارکتراش باشم. و بخوام دربارش حرف بزنم تا ذهنمو خالی کنم.

    کاش بقیه بچه هام زودتر بیان نظرشونو بگن. دوست دارم نظر بقیه رو هم بدونم
    در کل این ایده اکران تابستانه خیلی خوبه. ممنون

  4. 19 کاربرِ زیر از lady snow بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  5. #4
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,220
    از این کاربر 11,471 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت


    این نقد حاوی اسپویل می باشد.

    >> مدتی قبل فیلم دیدم پس اگه اشکالی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.
    " روزهای بهشت " یکی از بهترین فیلم های کارگردان گزیده کار سینما " ترنس مالیک " و همینطور یکی از بهترین فیلم های دهه ی 80 که سرگذشت چند جوان را در سال 1916 در امریکا روایت می کند.
    بعد از یک موسیقی بسیار زیبا از استاد " انیو موریکونه " و نماهایی از دوران قدیم از انسان هایی متفاوت فیلم با لانگ شاتی از یک جوان که در پس زمینه اش یک کارگاه صنعتی وجود دارد شروع می شود و سپس هم به مدیوم شاتی از چند زن که در کنار رودخانه به شستشو مشغول اند میپردازد در همین ابتدا ما با دو شخصیت اصلی فیلم اشنا می شویم سپس به همان مرد جوان با بازی "ریچارد گی یر " برمیگردیم که حال مشغول ریختن زغال به کوره ی اهنگریست.به ناگاه مردی را میبینیم در حال صحبت با او.ما از صحبت های انها به دلیل سرصدای زیادی که در اطراف وجود دارد چیزی را متوجه نمیشیم ولی پس از درگیری انها و ضربه بیل به صورت شخص که توسط " گی یر " زده شده متوجه وخامت اوضاع می شویم فرد به زمین می افتد و " گی یر " نیز فرار می کند در همین زمان نیز ستون اهنی تازه ساخته شده به زمین می افتد به این معنی که شخص مورد نظر در اثر ان اصابت دار فانی را وداع گفته." ریچارد گی یر " می دود و ما نیز با صدایی روی تصویر دخترکی با صدای کمی بم اما رسا روبرو می شویم که اطلاعاتی را از خود و بردارش و طرز تفکرشان به ما می دهد سپس نیز سه شخصیت اصلی در یک لوکیشن و بعد هم تغییر فضا به همراه موسیقی به گونه ایی که ان نماهای تاریک و تنگ به فضایی دل انگیز و روشن تبدیل می گردند همه اینها حاکی از تغییر زندگی و یا روی خوش زندگی به سوی انهاست.بیل(گی یر) ابی و لیندا بعد از سواری توسط قطار و توقف ان در مکانی پس از چندی توانسته اند در مزرعه ایی که متعلق به جوانی است مشغول بکار شوند و ادامه ی ماجرا...
    " روزهای بهشت " فیلم رابطه هاست و اعم سرمایه گذاریش را هم بر روی رابطه ی مرموز بیل و ابی قرار داده است رابطه ایی که در ابتدا بیننده انرا به شکلی دیگر میبیند اما هر چه از زمان فیلم می گذرد معماها برایش اشکار می گردند اگرچه که در همان ابتدا نیز بازی و نگاه های بیل با بازی بسیار خوب " ریچارد گی یر " حکایتی فرای یک رابطه ی خواهر و برادری را نشان می دهد اما نکته ایی که برای من سوال است این بوده که چرا باید ایندو خود را بردار و خواهر جای زنند و اساسا اینهمه پنهان کاری به چه دلیل است؟به هر حال ماجرا از جایی بیخ پیدا می کند که مالک مزرعه عاشق ابی می شود و دل به او می بازد و از انجاییکه او فکر می کند که ابی مجرد است و بیل هم برادر اوست تصمیم به ازدواج با او می گیرد پس از یک تصمیم گیری بیل و ابی از انجاییکه به مال صاحب مزرعه که اتفاقا به دلیل سرطان رو به موت هم است چشم می دوزند و ابی به دستور بیل به ناچار با او ازدواج می کند غافل از اینکه ابی به مرور عاشق صاحب مزرعه می شود و صاحب مزرعه نیز خیال فوت کردن را ندارد اینجاست که نقشه های بیل نقش بر اب می شود و ابی نیز او را پس می زند پس بیل تصمیم می گیرد که به خاطر فاش نشدن راز شان که شک و تردیدی بسیار را برای مزرعه دار ایجاد کرده بود مدتی را از ابی فاصله بگیرد.
    فصل دوباره چیدن گندم شروع می شود و بعد از یک سال بیل نیز باز می گردد اوضاع جایی تغییر می کند که حرص مزرع دار برای بدست اوردن پول بیشتر بیشتر می شود و اینجاست که طبیعت روی خوش خود را بر میگرداند و خشم خود را نازل می کند.


    همانطور که می دانید " ترنس مالیک " یک طبیعت گرای محض است و در همه ی فیلم هایش نیز اراداتی را به طبیعت نیز داشته است!در " روزهای بهشت " نیز نماها و قاب هایی بسیار افسونگرانه ایی وجود دارد که هر یک به مانند یک پرتره ی نقاشی می باشد." مالیک " مزرعه ایی ساده را به مکانی اسرار امیز تبدیل میکند و الاچیق اش را به میعادگاهی از عشق تشبیه می نماید در اینجا نیز به مانند " خط باریک سرخ " که چمنزار محیطی اسرار امیز به نمایش در امده بود که به ناگاه سربازان را می بلعید در " روزهای بهشت " نیز این گندم زار است که با خشم طبیعت عشق مثلثی این سه تن را فرو می ریزد نه نگاه های مزرعه دار از بالای سقف ویلای لوکس اش و نه بوسه های بیل بر روی صورت ابی و نه صبح بیرون رفتن های بیل و ابی این اتش طمع و حرص است که مزرعه دار را به نوعی از جنون رساند که تصمیم گیرد که افکار اش را جامعه ی عمل برساند به صحنه ی اتش سوزی دوباره نگاهی بیندازید ببینید که چگونه " مالیک " با تراولینگ های بی نظیر اش اوج کشمکش مردم را برای نابودی ملخ ها به تصویر می کشد ببینید که چگونه با میزانسنی شاهکار مزرع دار و ابی را به صورت سایه هایی سیاه که رابطه شان به نابودی گروییده یه تصویر می کشد در حالیکه اتش نیز در پس زمینه حکایت از سوختن عشق شان دارد.اینجاست که جنون به اوج می رسد و می شود انچه که نباید بشود.باید یکی از این سه ضلع مثلث نابود شوند و این ضلع نیز مزرع دار است البته نحو مرگ او نیز به نظرم کمی مسخره صورت گرفته :در حالیکه بیل و مزرعه دار به مانند فیلم های وسترن اسپاگتی در روبروی همدیگر قرار دارند و در دست مزرع دار تفنگ نیز هم است مزرعه دار تصمیم میگیرد به سمت بیل بیاد و....سپس هم دوربین اسب هایی که نظاره گر این عمل هستند را نشان می دهد اسب ها حرکت می نمایند و دوربین از بدن مزرعه دار به سمت آسمانی که حال آبی نیست و دود همه جای انرا گرفته (مرگ) حرکت می کند.
    بعد از این اتفاق بیل ابی و لیندا نیز تصمیم به فرار دوباره به مانند همان چیزی که در ابتدای داستان رخ داده می گیرند اینکه اساسا چرا ابی با انها فرار می کند و چرا در ملک اعیانی خود نمی ماند و به همراه قاتل شوهر اش می گریزد نیز جای سوال دارد؟!بیل با توجه به چهره ی سمپاتیک اش بیش از حد در این فیلم برخلاف اعمال اش معصوم به تصویر کشیده شده هم در مرگ داخل کارخانه و هم در مزرعه .به نوعی کارگردان به گونه ایی سعی در مبرا کردن او از هر گونه خطایی او را به تصویر کشیده است.
    پس از فرار این سه تن دوباره همان مسیر که در ابتدا طی گشته بود اینبار در درون قایقی کوچک تکرار می شود و همان موسیقی مفرح و فولکلور امریکایی پخش می شود اما اینبار مشخص است که به مانند قبل نیست و باید بیل تقاص خونی را که ریخته پس دهد.
    با توجه به مرگ های رخ داده " ترنس مالیک " سعی کرده که پایان تقریبا خوشی را برای فیلم اش در نظر بگیرد پایانی که تقدیر و سرنوشت در ان حرف اول را میزند پس ابی سوار بر قطاری از سربازان جوان می شود به امید اشنایی با یکی از انها و ملیندا نیز سرخوش به همراه رفیق اش قدم زنان بر روی ریل قطار مسیر زندگی خود را به دست این ریل های سرنوشت میگذارد به امید انکه نشود انچه که قبل تر بر سر شان(بیل ابی و ملیندا) امده بود و این قطار با ان قطار قبلی فرق کند,شخصیتی که ناپخته ترین عضو گروه بود و جالب اینکه داستان نیز با صدا و دید او بود که تغدیه می شد,نریشنی که به خوبی هر زمانیکه لازم بود اضافه می شد و داستان را کامل می کرد. با اینحال نقطه قوت " روزهای بهشت " را می توان فیلمنامه ان(که البته در بعضی نقاط به زعم بنده ایراد نیز داشت که در بالا پرداخته شده) و همینطور قاب بندی ها بی نظیر و میزانسن های عالی اقای " ترنس مالیک " دانست.فیلم علی الرقم کندی بسیارش به شیرینی و صمیمت به پیش می رود و ما را از دیدن طبیعت بسیار زیبا سیراب می نماید.
    3.5.4

  6. 26 کاربرِ زیر از Marlon Brando بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  7. #5
    My Mind is Like a Tarantino Movie!
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    خـیالآبـاد
    ارسال ها
    428
    سپاس
    5,799
    از این کاربر 6,660 بار در 536 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت


    »» راستش من زیاد با فیلم ارتباط برقرار نکردم و خوشم نیومد. اعتراف میکنم فیلم از لحاظ سینمایی، اثر تقریبا کاملی بود؛ ولی اصلا به سلیقه من نمیخورد. قصه و داستان فیلم هیچ جذابیت ـی برام نداشت، خیلی کم آدمُ درگیر میکرد و همچنین سخت میشد با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرد ( شک دارم این عیب‌هایی که دارم از فیلم می‌گیرم، از نقطه‌های مثبت فیلم باشه )!
    فیلم برداری فیلم رو خیلی دوست داشتم؛ نما‌ و منظره‌ها عالی بودن! موسیقی متن فیلم هم خیلی خوب بود. چیزی که بیشتر از همه درمورد این فیلم دوست داشتم، راوی داستان بود و شخصیت "لیندا" ! طرز دیدش و دیالوگ‌هاش خیلی برام جذاب بود!
    خلاصه که در کل فیلم خوبی بود و از پویان تشکر میکنم که این فیلمُ پیشنهاد داد و منو با "ترنس مالیک" آشنا کرد!

    امتیاز من به فیلم: 6.5/10





  8. 20 کاربرِ زیر از Being Amin بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  9. #6
    بخند مصنوعی :)
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    رشت
    ارسال ها
    340
    سپاس
    13,563
    از این کاربر 5,427 بار در 342 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت


    زمانی که اولین بار روزهای بهشت رو دیدم 2 تا حسرت برام باقی گذاشت! یکی اینکه چرا اینقدر دیر سراغ سینمای این "هنرمند"رفتم و آمریکای دهه‌ی هفتاد... حیف که اون موج سرکوب شد
    شاید برای من و خیلی های دیگه بهترین فیلم فیلمسازی که خط باریک سرخ, درخت زندگی, بدلندز و دنیای نو رو تو کارنامه ش داره نباشه، شاید در مقایسه با فیلم های اون زمان یه فیلم سینمای قصه‌گوی سرراست نباشه و داستانش کمی ناقص به نظر می رسه و در مواقعی دارای حفره‌های روایی اما فیلمساز با بهره گیری از میزانسن ها و تصاویر جادویی ای که جهانی وابسته به عالم هستی بنا میکنه، ویژگی ها و ظرافت های کارگردانی جزئی اما مهم و تاثیرگذاری مثل استفاده از بادسنج که چرخش شدید و عدم ثباتی که با خودش داره به خطر محتملی برای مثلث عشقی اثر اشاره می کنه، استفاده از چرخه فصول و تغییرات و فاجعه‌ های طبیعی مثل اون آتش سوزی یا آفت ملخ‌ها و ... و به گونه‌ای "آبستره‌کردن" رویداها میرسه که همه این عناصر طبیعی به‌ اندازه‌ی عناصر انسانی فیلم مهم میشن و چیزی که حاصل میشه رابطه ی متقابل و تاثیرپذیر از هم و پیوند خوردن انسان با طبيعت و خاک و رابطه‌ی پیچیده ایه که میان بیل و اَبی ترسیم میشه. اونچه که میون این دو میگذره ترکیبی ـه غریب و نامعلوم (هم برای ما و هم برای خودشون) از نیاز، علاقه و خواستن.

    مالیک دست به ریسک های بسیاری زده. از فیلمنامه‌ی فیلم که چندان شباهتی به اثر نهایی نداره و تو بسیاری از موارد صحنه‌های پرجزئیات و پر دیالوگ در تدوین به یکی دو دیالوگ، به یه صحنه‌ی بی‌کلام و یه ری‌اکشن مبهم و اسرارآمیز، یا گریزی به یه پدیده‌ی طبیعی تغییر پیدا کرده. روایت اون زمان نامتعارف و جسورانه (در وهله اول اون نریشن معرکه) و ظرافت ها و بداعت های فوق العاده ای که علیرضا هم بهشون اشاره کرد مثل "منابع" موسیقیایی متفاوت فیلم، موسیقی ای که از کلاسیک به موسیقی محلی و سنتی و موسیقی محزون اریکونه به ملودی "کارناوال حیوانات" شیفت پیدا میکنه و هر کدام انعکاس‌دهنده‌ی دیگری‌ میشن، همنطور که آسمان و زمین در چشم‌اندازهای منحصربه‌فرد و بی نظیر مالیک
    همه ی اینها روزهای بهشت رو تبدیل میکنه به فیلمی که پایه های سینمای منحصر به فرد سینمای نه داستانگو بلکه سمفونیک مالیک رو بنا میکنه. سینمایی که "همزمان که به یک فرم کلی و متحد میرسه، در کنارش تکثیر محدوده‌ی گسترده‌ای از مودها و مناظر و اصوات و بافت سطوح رو هم پیش میبره" و باعث میشه انعکاس چند مضمون کلی رو در هر لحظه‌ی کوچک مشخص پی بگیریم
    هر چی که هست روزهای بهشت یه عاشقانه به معنای متعارفش نیست و استعاره ایه از سمفونی طبیعت، حرکت‌ و مودها، سکوت‌ها و رسیدن به حال و هوایی مثل همون "قطره‌ای از آب در دریاچه، لحظه‌ای از کمال" کاری که مالیک و "سینما" قادر به انجامش هستن

    9/10

    این حرف ها رو مالیک در وصف بدلندز زده. اما بنظرم برای خیلی از فیلمهاش از جمله روزهای بهشت هم صدق میکنه

    "امیدوارم که فیلم حسِ چیزها را به مخاطب انتقال دهد. این حس که جهان چگونه می‌گذرد. ... این که هر چیزی برای لحظاتی کوتاه همین جا ایستاده است. این اما بیانِ چیزهایی که پیش از این نمی‌دانستید نیست». «نگریستن به حسِ چیزها»، به جهان آن‌گونه که هست، به طبیعتی که در بکر-بودگی‌اش خود را به رخ کشیده، به تجلّیِ نوری که به ناگهان از میانِ برگ‌ها می‌درخشد، به بادی که به لحظه‌ای در میانِ چمنزارها وزیدن آغاز می‌کند."

    یه نکته "کلی"در مورد سینمای مالیک... بحث اینکه فرم های روایی و سبکی فیلماش چقدر متفاوتن از بقیه فیلمها و چطوری معنا و مفهوم میسازن "خیلی" بحث میطلبه. اما بنظرم این انگیزه رو ایجاد میکنه چشمها رو بشوریم و جهان و طبیعت و سینما رو جور دیگه ای به تماشا بنشینیم

    پ.ن:ممون از دوستانی که تا الان "لطف کردن" و اومدن نظرشون رو گفتن. زمان نظرسنجی تا دوشنبه افزایش یافته و تاپیک تا شب دوشنبه برقراره برای اظهار نظر و گفتگو دوستان.







  10. 19 کاربرِ زیر از Days of Heaven بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  11. #7
    دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    محل سکونت
    شاهی
    ارسال ها
    239
    سپاس
    2,452
    از این کاربر 2,713 بار در 243 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت


    *خطر اسپیول شدن داستان

    این عکس یکی از صحنه های مورد علاقه من تو فیلم بود . باید اعتراف کنم من درکم و تجربم تو فیلم های قبل سال 1985 خیلی کمه و شاید 5 تا فیلم هم قبل از این سال ها ندیده باشم ولی بعد از دیدن این فیلم واقعا راضی بودم ازش ...

    سبک خاصی که ترنس مالیک کار میکنه واقعا عجیبه و شاید همون جمله ای که همه میگن " شاعرانه " بهترین توصیف برای فیلم باشه .

    اگه واقعا دوست دار طبیعت باشید لوکیشن های فیلم محوتون میکنه و خیلی تاثیر گذاره و اسکار رو بحق گرفته .

    در مورد موسیقی متن هم همراه فیلم بود و رو فیلم می نشست ولی خیلی به نظرم به چشم نیومد با توجه به سابقه درخشان انیو موریکنه می تونست بهتر از این باشه .

    در مورد راوی هم فیلم رو بدون راوی تصورش خیلی سخته بخصوص که تعداد دیالوگ ها خیلی محدوده راوی کمک بزرگی تو فهم فیلم میکنه

    در مدح فیلم گفتم حالا در قدح فیلم بگم ! موضوع فیلم رو اونجور که باید دوست نداشتم و درکش برام سخت و سنگین بود و حتی یه جاهایی منو یاد فیلم The Gloomy Sunday انداخت !

    در آخر هم از پایان فیلم راضی نبودم البته این کاملا احساسیه و شاید میتونست پایان متفاوتی داشته باشه که هیچکدوم کشته نشن

    *با تشکر از همه دوستانی که تاپیک اکران رو ایجاد کردند بخصوص پویان عزیز

  12. 17 کاربرِ زیر از K1_Fa بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  13. #8
    I'm a fucking loser
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    ارسال ها
    162
    سپاس
    13,669
    از این کاربر 2,112 بار در 162 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت

    من هم چند روزی میشه که فیلم رو دیدم ولی این فیلم از اون دسته فیلم هایی که نمیتونم به بهترین نحو حسم رو درموردشون بیان کنم پس دیگه هر مشکلی داست به بزرگی خودتون ببخشید.
    فیلمبرداری فیلم بشدت خوب بود توی طول فیلم شات های بسیار زیبایی هست که هرکدومشون حرفای زیادی برای گفتن دارند موسیقی متن هم به زیباتر شدن این صحنه ها کمک میکرد و حس خوبی رو به بیننده القا میکرد , میزانسن فیلم فوق العاده و زیبا بود اصلا دوست نداشتم یک لحظه چشم از اسکرین بردارم و توی طبیعت فیلم محو شده بودم.
    فیلم داستان خوبی داشت اما بنظرم میتونست بهتر باشه ولی شیوه ی روایت فیلم بسیار دوست داشتنی بود و برای من یک تجربه تازه و زیبا و دل نشین بود.
    در کل فیلم خوبی بود و بعد از دیدنش حسی خوبی هم دست داد.
    از یاسر و پویان عزیز هم برای راه اندازی این اکرانها تشکر میکنم


  14. 19 کاربرِ زیر از AMIRREZA RV بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  15. #9
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [اکران اختصاصی انجمن] منتخبی از جشنواره کن,فیلم اول: روزهای بهشت

    دیر رسیدم..

    .....

    - نمیدونم چیشد که مجذوبش شد...شاید وزش یک باد لابه لای موهاش.

    فیلم روزهای بهشت با سرعت خیلی زیادی درهمون ده دقیقه ی ابتدایی خودش رو از سینمای روتین جدامیکنه و وارد دنیای منحصربه فرد خودش میشه.فیلم های خاص هم بینشون خیلی خاص و یه مقدار خاص وجود دارن ولی فیلم خالص بودن سینمای خود رو ترجیح میده..اینکه شاید هرگز نشه اقتباسی ازش برای دومین بارساخت نکته ی خوبیه.. فیلم خیلی ساده و بی شیله پیله س..یک داستان که پیچیدگی انچنانی نداره رو با یک روایت غیرمنطقی مشاهده میکنیم..کارگردان لزومی به منطقی بودن روایت درامی که دراختیار داره نمیبینه..بسیاری از سکانس های فیلم خیلی زودتراز زمانی که باید تموم میشن..یعنی خیلی اوقات دوست داشتم فلان سکانس طولانی تر میبود ولی نمیدونم چرا کارگردان اجازه نمیداد اونقدری که باید از سکانس هاش لذت ببریم..فیلمبرداریه این اثر پر از لانگ شات و دورنماهاست...لوکیشنی که توش بازی میکنن کار روبرای کارگردان خیلی اسون کرده بود..با کمترین زحمت و یه کم دقت میشد بهترین قاب بندی هارو ازش بیرون کشید و انصافا این بخش عالی بود در فیلم....آهنگسازی هم که اثر enio morricone دوست داشتنی.بود.نیازی به توضیح درمورد این بخش نیست..حالا که فکر میکنم میبینم شاید این عجله های موجود در فیلم دارن میگن که دربهترین شرایط حتی اگر دربهشت روی زمین هم باشی نباید زیادی به خوبی ها دل ببندی...درست مثل حرکت باد بین خوشه های گندم و حمله ی ملخ ها و افت زدنه خوبی ها...

    نمره : 5 از 10

    پ.ن: تشکر از دست اندرکاران انجمن و عزیزان که بخش اکرانهارو دوباره راه انداختن و دوستانی که نظر میدن..ِِاستفاده کردیم.
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  16. 18 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.