برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 از مجموع 2
  1. #1
    دین من سینماست
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    محل سکونت
    زیر لَوار
    ارسال ها
    111
    سپاس
    680
    از این کاربر 2,429 بار در 111 پست سپاس گزاری شده

    Meshes of the Afternoon | فیلم کوتاه «مخمصه‌های نیمروز»



    مخمصه‌های نیمروز
    بازسازی رؤیا در اثری تصویری

    [پیش از مطالعه، این اثر ۱۴دقیقه‌ای را تماشا کنید. دریافت فیلم: MEGA]

    در ابتدای فیلم «مخمصه‌های نیمروز»، ساختۀ «مایا درن» و «الکساندر همید»، دستی می‌بینیم که گُلی را از آسمان بر زمین می‌گذارد. کاراکتر زن فیلم با بازی مایا درن، گل را برداشته و پس از دیدن ناشناسی، وارد خانه شده و روی مبل به خواب می‌رود. از این پس وارد رؤیای او می‌شویم. او در رؤیای خود دوباره ناشناس را دیده و به دنبالش می‌رود. این تعقیب چندین بار تکرار می‌شود. فرد ناشناس لباسی بلند و سیاه رنگ به تن داشته و چهره‌اش یک آینه است. پس از ناتوانی زن در رسیدن به ناشناس، وارد منزل شده و خود را خوابیده روی مبل می‌بیند. در نماهای بعد او را می‌بینیم که کنار پنجره ایستاده و برای بار دوم خود را می‌بیند که بیرون از خانه به دنبال فرد ناشناس سیاهپوش می‌دود. ورود او به منزل تکرار می‌شود. این بار ناشناس سیاهپوش از پله‌ها بالا رفته و چاقویی را در تخت‌خواب پنهان می‌کند. سپس زن با چاقویی در دست، به خودش که روی مبل خوابیده حمله‌ور می‌شود. او که تا به حال خواب بوده مردی با بازی الکساندر همید را در مقابلش می‌بیند و به نظر می‌رسد که از خواب بیدار می‌شود. اعمالی که ناشناس سیاهپوش در خواب او انجام داده بود این بار کاراکتر مرد انجام می‌دهد. در پایان، کاراکتر مردِ فیلم وارد خانه شده و زن را روی مبل و در حالی که گلوی خود را بریده است، می‌یابد.

    در همان نماهای آغازین، فیلم ایده‌هایی ابتدایی از نظر اول شخص در سینما ارائه می‌دهد. ورود به داستان با حضور بیننده در دل رویداد، پیش از آن که انتظارش را بکشد آغاز می‌شود. فیلم خط داستانی دراماتیکی دارد که هستۀ اصلی‌اش را شکل می‌دهد. در اولین سکانس فیلم، زن، فرد ناشناس را می‌بیند اما او را دنبال نمی‌کند. زن وارد خانه شده و به خواب می‌رود. آنگاه تمام وقایع و اشیایی که در بیداری دیده به رؤیای او در خوابی نیمروزی رسوخ می‌کنند. اما تفاوت در اینجاست که تمام این اشیا و حوادث در قالبی رؤیاگونه قرار می‌گیرند؛ قالبی که فیلمبرداری و تدوین مؤجز و خلاقانۀ این اثر، آفرینندۀ آن بوده است.

    این فیلم کوتاه تجربی ۱۴دقیقه‌ای را می توان اثری روانکاوانه نامید. قهرمان زن فیلم از لحظۀ خواب دیدن، جستجویی ذهنی را آغاز کرده و ما را در سفری به مارپیچ ضمیر ناخودآگاه خود، همراه می‌کند. سینمای سورئالیسم همواره در پی دستیابی به ناپیوستگی تصویری، ساختاری ضدروایت، ایجاد ترسی غریب در بیننده و نشان دادن بی منطقی ناخودآگاه انسان بوده است. فیلم به بخشی از این موارد دست می یابد اما نمی توان آن را اثری سورئال نامید. فیلم از تک‌تک ابزار لازم، به شکل پنهان و آشکار، در خط داستانی و بینش روانکاوانۀ ورای آن و همچنین فرم بصری خود، به منظور بازتولید رؤیا در اثری تصویری بهره می‌برد. این اثر تجربۀ خواب دیدن را صراحتاً شبیه‌سازی می‌کند. اشیای فیلم مانند چاقو، کلید، تلفن و اعمال انجام‌شده توسط کاراکترهای آن مانند ناپدید شدن فرد ناشناس، به شکلی دیگر در رؤیای زن بازسازی می‌شوند. فیلم در شیوۀ انتقالی خود از واقعیت به رؤیا یا به عبارت دیگر در تبدیل پیامدی عینی به جریانی ذهنی، هوشمندانه و تأثیرگذار عمل کرده است. ذره‌ذره از تکنیک‌های به‌کاررفته در ساختار بصری «مخمصه‌های نیمروز» در کنار پایان‌بندی فیلم، خشونت موجود در ناخودآگاه انسان را به تصویر می‌کشند.

    هر اندازه هم که نام فیلم با نام «مایا درن» گره خورده باشد، باز هم نمی توان از فیلمبرداری خلاقانه‌ای که با توجه به سال ساخت این فیلم در ۱۹۴۳ «الکساندر همید» انجام داده، چشم پوشی کرد. حرکات دوربین از میدان دید و حرکت کاراکتر اصلی پیروی می‌کند. حالت سیال و حرکات آزادانۀ دوربین او و تمهیداتی که در برداشت‌های پیچیدۀ فیلم به کار برده است همچون تدوین این اثر، همگی در خدمت مضمون و دستیابی به اهداف فیلم هستند.

    «مایا درن» و «الکساندر همید» زوجی که کارگردانان این اثر بودند، آن را در سال ۱۹۴۳، در خانۀ خود و در مدت دو هفته و نیم فیلمبرداری کردند. این فیلم الگویی ابتدایی از اثری تجربی با حداقل عوامل صحنه و تولید ارائه می‌دهد. هر دو آنان فیلم را کارگردانی کرده و هر دو در فیلم بازی کردند. گذشته از این درن نویسندگی، تهیه کنندگی و تدوین اثر و همید فیلمبرداری آن را انجام داد. موسیقی فیلم تحت تأثیر موسیقی فولکلور کشور ژاپن و توسط همسر سوم مایا درن، «ایتو تئیجی»، در سال ۱۹۵۲ ساخته شد و روی فیلم قرار گرفت. منتقدان تأثیر آن را بر بسیاری از فیلم ها همچون «بزرگراه گمشده» و «امپراتوری درون»، هر دو از ساخته‌های دیوید لینچ دیده و در مورد آن سخن گفتنه‌اند.

    در سال ۱۹۸۶ انستیتو فیلم امریکا جایزه‌ای به نام مایا درن برای فیلمسازان مستقل در نظر گرفت. مایا درن در سال ۱۹۶۱ و در ۴۴سالگی درگذشت. الکساندر همید که قبل از ساختن این فیلم چندین مستند ساخته بود به مستندسازی ادامه داد. وی در سال ۱۹۴۵ نامزد جایزۀ اسکار بهترین مستند کوتاه برای فیلم «کتابخانۀ کنگره» شد و در سال ۱۹۶۵ همین جایزه را برای فیلم «برای زنده بودن» از آن خود کرد.

    از بخش سینمای جهان در روزنامۀ شرق - نویسنده: کامیار کردستانی؛ با کمی ویرایش




  2. 8 کاربرِ زیر از masihm بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  3. #2
    دین من سینماست
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    محل سکونت
    زیر لَوار
    ارسال ها
    111
    سپاس
    680
    از این کاربر 2,429 بار در 111 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : Meshes of the Afternoon | فیلم کوتاه «مخمصه‌های نیمروز»

    مایا درن، سراُسقف سینمای تجربی

    «مخمصه‌های نیمروز» در فضای بی‌ثبات و ناپایدار دورۀ جنگ ساخته شده و این نکته‌ای است که به گونه‌ای نمادین در سراسر صحنه‌پردازی فیلم نمود یافته. اشارۀ عنوان‌بندی فیلم مبنی بر این که فیلم «درهالیوود ساخته شده» جنبه‌ای طعنه‌آمیز و کنایی دارد. فیلم درفضای لس‌آنجلس می‌گذرد اما بیش از همه این عنصر کابوس‌وار کارخانۀ رؤیاسازی است که درن را مجذوب می‌سازد. فضای فیلم آکنده از پارانویا و بدگمانی و پر از عشاقی است که به جانیان مبدل می‌شوند. در این میان چهره‌ای نقاب‌پوش با حالتی اسرار‌آمیز اما جذاب نیز در فیلم حضور دارد. درن و همید به عنوان اروپاییان مهاجر، فیلمشان را در نهایت دغدغه و نگرانی، سرمایه‌گذاری کردند. «مخمصه‌های نیمروز» این دغدغه غیر‌طبیعی را در دو، سه و چهارپاره کردن شخصیت اصلی فیلم (با بازی درن) و روایتی چرخه‌ای نمایان می‌سازد؛ ساختاری که به نظر محکوم به تکرار است. چهرۀ نقاب‌دار با آن حالت فکور نیز بُعد دیگری به این روایت می‌بخشد و بازتابی از هویت آن‌هایی است که در چشمان او می‌نگرند.

    توماس شاتز «مخمصه‌ها...» را شناخته‌شده‌ترین فیلم تجربی دهۀ ۴۰ میلادی می‌داند. او این فیلم را به عنوان نخستین نمونۀ فیلم‌های «روانشناسانۀ شاعرانه» برمی‌شمرد؛ فیلم‌هایی حامل تأثرات و بیان‌هایی از هنر سینما که «مفتضحانه ولی عمیقاً هنری» بودند. او می‌نویسد که فیلم‌های روانشناسانۀ شاعرانه «بر حالت رؤیاگونه تأکید دارند، پرسش‌های هویت جنسی را به میان می‌کشند، محرمات یا تصاویر شوک‌آور نشان می‌دهند و تدوین را به کار می گیرند تا منطق زمانی/ مکانی را از قواعد واقع‌گرایی هالیوودی رهایی بخشند.»

    «مخمصه‌ها...» به صورت صامت فیلم‌برداری شده، فاقد گفتار یا ارتباط بین شخصیت‌ها یا صدای درون‌فیلمی است. گرامافونی در سکوت پخش می شود. صفحه می‌چرخد و سوزن با شیار درگیر است اما هیچ اشاره‌ای برصدا کردن دستگاه وجود ندارد. نوار صدای «ایتو تئیجی» فیلم «مخمصه‌ها...» را همچون یک ویدیوی موسیقی می‌نمایاند که بر زمانۀ این گونه ویدیوها پیشی می‌گیرد. فیلم درن ضربات طبل را با حرکت و با برش تصویر همگام می سازد. هنگامی که درن یکی از آمد و رفت‌های کوتاه خود در امتداد راه یا بر بالای پلکان را از سر می‌گیرد، صدای گام‌هایش با ضربات طبل ایتو تئیجی هماهنگی می‌یابد و ضرب موسیقی جایگزین صدای پای او می‌شود و به تقویت آن می‌پردازد. درن با الهام از مفهوم مونتاژ ضرب آهنگین آیزنشتاین، تدوین و حرکت فیلم خود را با ضرب آهنگ و با زیر و بم نوار صوتی، تأکیدگذاری کرده است.

    ریتم، عنصر مشخص همۀ فیلم‌های درن است؛ ریتمی برخاسته از بازی دوسویه و متقابل «تکرار» و «تنوع» و مکمل تجربیات درن در زمینۀ روایت است. «مخمصه‌ها...» سبکی نوآورانه در مونتاژ حرکت برمی‌گزیند؛ آنجا که قهرمان فیلم در مکان‌های ناهمگون و بر سطوح گوناگون چون ساحل، خاک، علف و بتون گام برمی‌دارد. ضرب ریتمیک طبل و حرکت تکرار‌شونده، برجسته‌کنندۀ پیشروی همراه با تأمل او بر روی فضاهای ناپیوسته است. نوار صدای ایتو تئیجی به عنوان عنصری ثابت و محوری، تجربه‌گری زمانی و مکانی درن را امکان‌پذیر می‌سازد.
    ریتم، تأثیر عمیقی نیز بر بیننده دارد. ریتم صدا، حرکت و تدوین دست به دست هم می‌دهند تا جلوه‌ای فراهم سازند از فیلمی با موضوع «خلسه» و فرو رفتن در بحر تأمل. صحنه‌پردازی رؤیا‌گونۀ «مخمصه‌ها...»، روند روایی غیرمنطقی آن، حرکت سیال و نوار صدای حاکم بر آن، تماشاگر را به نوعی درگیری تأمل‌گونه و چه بسا تعالی‌بخش فرا می‌خواند.

    فیلم «مخمصه‌ها...» هرچند بیننده را در گیر می‌سازد اما منطق دیدش را نیز به هم می‌ریزد. فیلم انواع همخوانی‌ها و نا‌همخوانی‌ها با خط دید را در خود نهفته دارد. کاربرد زوایای شدید برای تأکید بر شخصیتی که رو به پایین و به فرد رؤیابین می نگرد -گونه‌ای دید عنکبوتی- پیشاپیش از مرگ رؤیابین خبر می‌دهد. این تصویر که وارونه به چشم می آید، می تواند تجربه «پرواز روح» رؤیابین تلقی شود. اما گاه نقطه‌نظر درن نا‌کارآمد و نمای معکوس او در خواب، ناممکن می‌نماید. نسخۀ چهارم شخصیت درن عینک درشت و قلنبه‌ای به چشم دارد که تنها کاربردش تقویت دید اوست.

    «مخمصه‌ها...» بازآفرینی تصویر یک کابوس و نمودار امیال و ترس‌های یک رؤیابین است. [همانطور که در صحنۀ ورود به خلسه می‌بینیم،] نقطه‌نظر درن به صورت دیدی تونلی در آمده که پرسپکتیو آن به گونه‌ای قیفی‌شکل در کناره‌های قاب، گرد و دایره‌وار شده است. این دید کابوس‌گونه را کاربرد وایپ افقی تیره‌رنگ و فیلترهای نیمه‌مات تقویت کرده که تصویر را اسرار‌آمیز جلوه می‌دهند و بر آغاز کابوس دلالت دارند. در کابوس درن، پیشروی دشوار است، سرعت متنوع و گوناگون است و تأکید بر دور و تسلسل به تکراری هراس‌انگیز و نگران‌کننده می‌انجامد. چهرۀ نقابدار همواره خارج از دیدرس است و تمام کوشش‌ها برای به چنگ انداختن او بی‌ثمر می‌نماید. در فضای خانه، فعالیت به حال تعلیق درآمده، گوشی تلفن از قلاب خود در افتاده، گرامافون روشن است و چاقو شروع به برش زدن کره کرده است. درن می‌نویسد: «هرچیزی که در رؤیا اتفاق می‌افتد، ریشه در اشارات فصل اول دارد؛ چاقو، کلید، تکرار پله‌ها، چهره‌ای که در خم جاده‌ای گم می‌شود.»

    درن آشکارا متأثر از سبک مونتاژ جادویی ژرژ ملی‌یِس بوده که اشیاء را به ناگهان از این رو به آن رو می‌کرد [نمونه]. «مخمصه‌ها...» همچنین نشانگر گرایش عمیق گوتیک به ناپایداری اشیاء، دیدهای غیرطبیعی و سردرگمی پیرامون نیات و مقاصد شخصیت های مرد است. فیلم اثری است از ساخته‌های بی‌شمار سال‌های ۱۹۴۰ که می‌پرسد: «آیا مرد داستان می‌خواهد زن را ببوسد یا بکشد؟»

    «پی. آدامز سیتنی»، این تصور که «مخمصه‌ها...» را درن ساخته مردود می‌شمرد. او استدلال می‌کند که همید «کل فیلم را فیلم‌برداری کرده و مایا درن تنها دکمۀ دوربین را در دو صحنه‌ای که او ظاهر می‌شود فشار داده است.»
    «استَن برکیج» نیز فیلم «مخمصه‌ها...» را از ساخته‌های همید برشمرده است. نویسندگان زندگی‌نامه درن فیلم را حاصل یک همکاری می‌دانند و اشاره می‌کنند که همید با ارائۀ مهارت‌های فنی خود تصاویر برآمده از خیال درن را تحقق بخشیده است.

    چیزی که غیر قابل انکار است اینست که «مخمصه‌ها...» نشانگر درون‌مایه‌های کلیدی و نوآوری‌هایی سینمایی است که درن به جستجو و کاوش آن‌ها در سراسر فعالیتش به عنوان فیلم‌سازی تجربی ادامه داد.

    نویسنده: محسن قادری؛ با کمی ویرایش

    خوراک‌های پشتبند: نسخه‌ای از «مخمصه‌های نیمروز» با صدای درون‌فیلمیِ ضیط‌شده | یک هفته، یک کارگردان: لوئیس بونوئل | نوشته‌ای از کاربر Gallow دربارۀ فیلم «سگ اندلسی» | معرفی «فراری کوچولو»، ساختۀ موریس اِنگِل | دو عکس: یک (از چپ به راست ببینید) - دو
    به واحۀ زرد ذهن که رسیدی، سراب را بپذیر

  4. 12 کاربرِ زیر از masihm بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.