برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید

نمایش نتیجه ی نظرسنجی: بهترین اثر لینچ را کدام فیلم او می دانید؟

رأی دهندگان
21. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • Twin Peaks

    3 14.29%
  • Mulholland Drive

    13 61.90%
  • Blue Velvet

    7 33.33%
  • Eraserhead

    3 14.29%
  • Lost Highway

    7 33.33%
  • Inland Empire

    1 4.76%
  • Wild at Heart

    1 4.76%
  • Dune

    1 4.76%
  • The Elephant Man

    5 23.81%
  • Twin Peaks: Fire Walk With Me

    1 4.76%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9
  1. #1
    Master and Margarita
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    ارسال ها
    599
    سپاس
    2,569
    از این کاربر 7,476 بار در 751 پست سپاس گزاری شده

    [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |


    دیوید لینچ. نقاش. مجسمه ساز. نویسنده. کاریکاتوریست. آهنگ ساز. فیلم ساز. بی شک او غریب ترین، مهیج ترین و سورئال ترین استعدادی است که در سینمای امروز کار می کند. اثری نیست که ساخته باشد و واکنش بینندگان را برنینگیخته باشد. آثارش در سینما و تلوزیون، منقتدان و مخاطبان را به دو دسته تقسیم کرده؛ عده ای می پرستندش و عده ای از او منزجرند. در سال 1991 او نخل طلایی کن، معتبر ترین جایزه ای را که یک فیلم ساز می تواند دریافت کند، برای فیلم "قبلا وحشی" به دست آورد. او همان قدر که تشویق شده، مورد تمسخر نیز قرار گرفته؛ نشانه یک نابغه این است که با آثارش با شور و شدت برخورد می شود. دیوید لینچ با داشتن معدود فیلمی بلند و یک سریال مهم تلوزیونی در کارنامه، شاید پر کار ترین کارگردان نباشد ولی مسلما از بهترین هاست.
    چه از دیدگاه عموم و چه از منظر سینما، دیوید لینچ بیش از هر چیز یک هنرمند است. فیلم های او تعادل بسیار ظریفی را میان به هنجاری مطلق، دنیای غیر عادی و ضمیر ناخودآگاه شکل می دهند. متاسفانه با وجود این بینش عمومی که فیلم به خصوص فیلمی که در هالیوود تولید می شود (صرفا) یک سرگرمیست، هنوز سینما به عنوان یک قالب هنری معتبر تلقی نشده است. از هنرمندان خارج رسانه سینما به ندرت خواسته می شود تا کارشان را تفسیر کنند یا آن را توضیح دهند این امر وظیفه بیننده و یا منتقد است. اما در دنیای فیلم این سکوت جا نیفتاده عده ای لینچ را مصاحبه شونده ی بد قلق می خوانند. او نه تنها از فرو رفتن در بحر معانی فیلم هایش خودداری می ورزد، بلکه آشکارا وجود هر گونه پیام آگاهانه در آن ها را رد می کند. این همان نکته ناخوشایند سیستم هالییود است که هدفش تشریح و توضیح است. قدرت دنیای لینچ در فقدان تفسیر و ساده سازی نهفته است. مسلم وقتی اولین بار فیلمی از لینچ را می بینید، شاید مجبور باشید تصاویر را تنها بپذیرید و با جریان فیلم پیش بروید. این نکته جالب است که فیلم های همیشه محبوب لینچ، کله پاک کن، مخمل آبی و جاده مالهالند تا حد ممکن مرموز بودند؛ در حالی که حس اشنایی در خود داشتند و می توانستند مخاطب را درگیر کنند. لینچ تنها در زمانی که به سراغ منطق رفته یا از واقعیت خیلی فاصله گرفته، مانند آتش با من گام بردار یا تا حد زیادی بزرگراه گمشده، از لحاظ تجاری ضربه خورده است.
    زندگی حرفه ای لینچ مانند همه کارگردان های بزرگ، زیر بار حکایاتی از رفتار های نامتعارف و آداب عجیب است که امری معمول به نظر می رسد؛ چه، هنرمندان اغلب با حالات طبیعی فاصله دارند و عجیب، مضحک یا ترسناک شناخته می شوند. لینچ هر سه این خصوصیات را دارد.
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |
    |


    Eraserhead

    کله پاک کن فقط یک فیلم نیست، بلکه تجربه سورئالیستی است که بیشتر به رویا می ماند. مرد سیاره ای، صاحب قدرت مطلق، با رها کردن اسپ*رمی که سرنوشت هنری را تعیین می کند، به طور مستقیم تقدیر او را تحت فرمان می گیرد. هنری همیشه سرگردان، بدون هدف یا مسیر مشخصی در زندگی، منفعلانه پذیرای تقدیر می شود و هیچ کاری برای تغییر یا بهبود موقعیتش انجام نمی دهد. تنها مفرش خیال پردازی هایش است. رویابینی در میان کابوس ها. او با یک کت و شلوار مشکی و جوراب های سفید و مدل موی پف کرده غیر عادی، در دنیای زمین های مخروبه صنعتی اش پرسه می زند، بی آن که به واقعیت پیرامونش اهمیتی بدهد.



    The Elaphant Man

    مرد فیل نما بر اساس داستان واقعی جوزف مریک است و اساسا به عزت و شرف انسان تحصیل کرده و جذابی می پردازد که به بلای فیزیکی و وخیم مبتلا شده و در جامعه ای بی عاطفه و نادان ویکتوریایی زندگی می کند. همچنین این فیلم در مورد توجیه استثار در اشکال مختلفش است و به گونه ای آن را به مخاطبان عرضه می کند که گویی می خواهد صداقت خود آن ها را زیر سوال ببرد. تقریبا تمامی شخصیت ها در بهره کشی مریک سهیم اند.
    فیلم تصویر های سیاه و سفید فاخری دارد و لینچ و فیلمبردارش "فردی فرانسیس" تاکید ویژه ای بر نور چراغ گاز داشته اند. چنین تاکیدی علاوه بر اصالت بخشیدن به اثر، به تقویت حال و هوا و پیشبرد شخصیت پردازی کمک کرده است.



    Twin Peaks

    پس از اتمام مجموعه تویین پیکس، بدیع ترین و غریب ترین سریال تلوزیونی که صفحه تلوزیون به آن مزین شده، از همان نمای اولیه که جوزی پکارد به لبانش رژ می مالد و پیت مارتل جنازه لورل پالمر را کشف می کند، هر کسی آن را نگاه می کرد می دانست که با بقیه سریال ها فرق می کند. سریال از زمان فیلم بدنام در بزرگترین مک گافین پوشیده شده بود و میلیون ها ببینده هر هفته پای تلوزیون می نشستند تا بفهمند (چه کسی لورا پالمر را کشته) و خود را در زندگی ساکنان عجیب و غریب این شهر بی سرو صدا می یافتند و خیلی زود، خود قتل به جنبه ی فرعی در این داستانِ شخصیت محور تبدیل شد.
    بعد ا حدود یک دهد از زمان ساخت پیش قسمت، سریال هنوز تازه، مبتکرانه و مهم تر از همه حرفه ای به نظر می رسد.



    Blue Velvet

    عده ی زیادی بهترین کار لینچ را مخمل آبی قلمداد می کنند. فیلمی که وی به طور تمام و کمال هنجار و نابهنجار را در هم آمیخته و سورئالیسم را به روشنی نمایش گذاشته، و فیلمی به شدت تکان دهنده آفریده که شایسته چندین بار بازبینی است. شکی وجود ندارد که این فیلم پرمحتوا ترین و بحث برانگیز ترین کار وی است، و چنان فشرده است که به حد کلاسترفوبیا (هراس از محل های بسته و شلوغ) می رسد. به عنوان فیلمی که به فساد پنهان می پردازد، در نگاه اول به نظر می رسد که با یک داستان پلیسی ساده، هرچند پر پیچ و خم روبه رو هستیم.
    مخمل آبی موضوعی است چند لایه و به رغم لحظات مفرحش، تجربه ای بی اندازه اظطراب آور باقی می ماند.



    Dune

    دیون کاری عظیم و بودجه اش برای آن زمان نجومی بود. این پروژه که سه سال طول کشید، می توانست کارگردانش را جسما و روحا تحلیل ببرد. او مدیریتی بالغ بر یک هزار نفر را بر عهده داشت، سکانس هایی با جلوه های ویژه پرهزینه و مفصل داشت که باید نظارت و طراحی می شد، فیلمنامه مرتب بازنویسی می شد و دکور های عظیمی باید ساخته می شد، و همه این ها در گرمای طاقت فرسای مکزیک بود. هر چند، تازه زمانی که فیلم آماده تدوین بود، کابوس واقعی شروع شد. نمایشگران فیلم عموما محصول را آن قدر کوتاه می خواهند که اجازه نمایش های اضافه را در یک روز داشته باشند و این برایشان به معنای پول بیشتر است. دیون قرار بود 137 دقیقه باشد؛ اما نسخه اولیه لینچ حدودا پنج ساعت بود.



    Twin Peaks: Fire Walk With Me

    با دو گونه متفاوت می توان "آتش با من گام بردار" را بررسی کرد؛ یا به شکل دنباله یک سریال تلوزیونی یا به طور مستقل. فیلم به تنهایی ممکن است در برخی لحظات غریب به نظر برسد، ولی در نهایت گلیم خود را از آب بیرون می کشد. ولی، اگر بلافاصله پس از فرو رفتن در فضای سریال تلوزیونی فیلم را ببینیم، نمی توانیم کم و بیش پیوستگی سبک را در آن حس کنیم.
    لحظاتی در فیلم هست که نمی توان بر این حس غلبه کرد که این صحنه ها عجیبند صرفا برای این که عجیب باشند. کثرت شخصیت های غیر عادی می کنند، پیام عای نمادین، همگی اشاره به سبکی درهم بر هم دارند.با این که بسیاری از جنبه های غیر این جهانی، باز هم مشابه فیلم خون یک شاعر هستند.



    Lost Highway

    استقبالی که از بزرگراه گم شده شد نه چندان گرم، بلکه معتدل بود. برای بسیاری از مردم دنبال کردن وقابع سخت، و فیلم دیرفهم بود، اما در حقیقت، با کمال تعجب، فیلم عاری از پیرنگ های فرعی یا توطئه های خارجی است. لینچ به شعور بیننده تکیه کرده و فرض می کند که مخاطب درک کافی از زبان فیلم را دارد تا سرنخ های تلویحی را که گره گشای داستان هستند، پیدا کند. اگر هر چه را که نشان داده می شود به صورت ظاهری بپذیرید، هنجارهاست که یک سوم اولیه فیلم تقریبا به طور کامل در یک خانه می گذرد که ببینده را به شدت به کابوس عاری از منفذ مدیسن می کشاند. هیچ نشانه ای نیست که بشود زمان فیلم را فهمید تنها سرنخ، اظهار نظر لینچ است مبنی بر این که فیلم متعلق به قرن بیست و یکم است.



    Mulholland Drive

    مالهالند درایو نسخه تكامل یافته تر سبكی است كه در شاهكار لینچ بزرگراه گمشده همه بینندگان را میخكوب كرده بود.میزانسنهای حساب شده‏،تركیبات رنگ صحنه،موسیقی،صداها و تم آشنای فیلم نوآری زن موسیاه و زن بلوند و عوض شدن شخصیتها و هویتها مجموعه عواملی را تشكیل داده اند كه به خلق یك شاهكار انجامیده كه توانسته جایزه كارگردانی را از جشنواره كن بگیرد.ادیسه لینچ در جاده مالهالند بر امكان جایگیری شخصیتها به جای یكدیگر استوار شده كه از ناخودآگاه بر آمده اما این تمهیدی دیگر است برای او تا بتواند ساختار خطی داستانش را بشكند و فرمول مدرن روایی راجایگزین كند.
    عناصر سوررئال همچون آدم كوتوله ها و جعبه سحر آمیز با اجزاء فیلم عجین شده اند و ساختار بصری فیلم هم در اوج قرار گرفته است.



    Wild At Heart

    قصه سفر سیلر ریپلی و لولا پیس فورچون از یک سر آمریکا به یک سر دیگرش اساسا داستانی عشقیست که با یک فیلم جاده ای ترکیب شده، افراطی و پرشور، خطرناک و پرتب و تاب، و سفری به معنای واقعی لگام گسیخته. نکته ی کلیدی قلبا وحشی رابطه میان این دو نفر است که یکی از پر شور ترین و گرم ترین رابطه ها در تاریخ سینما محسوب می شود. آن ها جوان و جذاب، بی مسئولیت، با گذشته ای مشقت بار، و از همه مهم تر عمیقا عاشق یکدیگر هستند. دوست دارند با هم نزدیکی کنند، عاشق رقص و موسیقی و به زندگی واقعی با تمام کاستی هایش بی اعتنا هستند.
    برای تشدید واقع گرایی صحنه های ج*نسی فیلم، لینچ، کیج و درن ساعت های زیادی را صرف بحث درباره موقعیت های دلخواهشان برای گنجاندن در فیلم کردند.



    Inland Empire

    دیوید لینچ این فیلم را بدون فیلم نامه شروع به ساخت فیلم کرده است و برای اولین بار به جای نگاتیو از دوربین فیلمبرداری دیجیتال استفاده کرده است و گفته که دیگر هرگز با نگاتیو فیلم نخواهد ساخت.
    لینچ در مصاحبه ای در مورد ساخت این فیلم گفته است: من هیچوقت روی هیچ پروژه ای به این شکل کار نکرده ام. و نمی دونم که داستان در نهایت چگونه تعریف خواهد شد... برای اینکه اصلا فیلم نامه ای ندارم. فیلم را صحنه به صحنه می نویسم و بسیاری از آن ساخته شده است ولی هیچ تصوری ندارم که کجا خاتمه خواهد یافت. این یک ریسک است ولی احساسم به من می گوید که چون تمام اجزاء متحد هستند و هر سر نخی در این اتاق به آن اتاق صورتی مرتبط است.





  2. #2
    It's the little things that make the world
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    somewhere I belong
    ارسال ها
    1,035
    سپاس
    20,327
    از این کاربر 24,769 بار در 1,603 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    ممنون حامد جان بابت تاپیک خوب و جامع ت.
    متاسفانه از این کارگردان فقط دو تا فیلم دیدم: "مالهالند درایو" و "لاست هایوی" که هر دو عالی بودن. البته مالهالند رو بیشتر دوست داشتم. نیم ساعت آخرش اینطوری بودم

    سریال "تویین پیکس" ـش هم جزء همه لیست های "بهترین سریال های تاریخ" هست! از شبکه ABC پخش میشده و اوایل خیلی بیننده داشته، تا اینکه شبکه و همکار لینچ (مارک فراست) بهش فشار میارن که باید زودتر قاتل داستان مشخص بشه، اما خودِ لینچ قصد داشت که هیچوقت این قاتل افشا نشه و برای همیشه یه راز بمونه. ولی زورش به شبکه نمیرسه و از وسطای فصل دوم قاتل رو مشخص میکنن و چون همه زیبایی سریال به همین رمز و راز قاتل بوده، بیننده های سریال به شدت افت میکنن و بعد از سی قسمت و دو فصل سریال کنسل میشه. فصل اولش خیلی نقد های خوبی گرفته و "بی‌نظیر" توصیف شده!



  3. #3
    تاریخ عضویت
    May 2012
    ارسال ها
    198
    سپاس
    4,149
    از این کاربر 2,533 بار در 231 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    نقل قول نوشته اصلی توسط Gallow نمایش پست ها
    چه از دیدگاه عموم و چه از منظر سینما، دیوید لینچ بیش از هر چیز یک هنرمند است.
    اولین و مهمترین رسالت سینما به عقیدۀ من "تصویر سازی" در ذهن مخاطب ـه؛ لینچ با سبک خاص خودش بدون شک استاد مسلّم این عرصه هست و به عبارت دیگه شاید همین که نتیجه گیری و تعبیر داستان‌های پیچیده ـش رو به مخاطبش واگذار می‌کنه تا این اندازه بین طرفداراش محبوبش کرده باشه‌

    به جز Dune و Inland Empire باقی آثارش رو دیدم بعصی هاش رو بیش از سه بار
    دیدن کارهای این مرد رو به عشاق سینما توصیه می‌کنم، سبکش متفاوته و شاید ارتباط برقرار کردن باهاش برای خیلی از افراد آسون نباشه، اما اگه این اتفاق بیفته تجربۀ لذت بخشی خواهید داشت

  4. 23 کاربرِ زیر از M.pirate بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  5. #4
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Mercury
    ارسال ها
    467
    سپاس
    6,639
    از این کاربر 4,186 بار در 478 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    آخرین فیلمی که از ایشون دیدم فیلم The Straight Story بود با داستانی کاملا متفاوت و دوست داشتنی بهمراه موزیک متن فوقالعاده شنیدنی حتما ببینید.

  6. 17 کاربرِ زیر از justUnited بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  7. #5
    ٌ
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    محل سکونت
    کرج
    ارسال ها
    714
    سپاس
    8,491
    از این کاربر 9,603 بار در 755 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    آب دهان
    one saliva bubble
    فیلم نامه ای از لینچ که فیلم نشد.
    فیلم نامه اش محصول اولین همکاری مشتک لینچ و مارک فراست بود و قرار بود سلسله ای از حوادث کمدی پشت سرهم باشد؛ ولی حیف که بودجه اش تامین نشد.داستان در مورد سربازی است که در اوج یک جوک درباره شاشیدن شیشکی میبندد،و آب دهانی که باعث اتصالی کردن تجهیزات مهمی میشود و شمارش معکوسی 24 ساعته را روی ماهواره مخفی دولت آغاز میکند.شخصیت های دیگر عبارتند از پروفسور خل وضع با جوراب های مرموز، دسته ای از تگزان ه، سامی استاپ و گروه آکروبات باز چینی. دو شرکت رقیب الف و ب به دنبال ایده های پروفسور هستند. شرکت هاینز به دنبال ساخت سسی سری است که ظاهرا قصد دارد از بطری های کچاپ رقضان استفاده کند.به محض اینکه ساعت شمار به صفر میرسد اشعه ای به فرودگاه شهر برخورد میکند که باعث عوض شدن هویت مردم شهر میشود؛ولی نکته اینجاست که فقط یک سگ اهلی میتواند آنها را بشناسد.آدم های بی ربط کارهای احمقانه میکنند.داستان زمانی پیچیده تر میشود که با هراس خفت بار متوجه میشویم پنیری در کار نخواهد بود.شراب خواهد بود و کیک پای.به همه این ماجراه یک خوک کوکی که بمب است و گرایش به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را اضافه کنید تا تقریبا متوجه شوید که چرا این فیلم هرگز اسخته نشد.حیف شد واقعا.کمدی جالبی میشد.
    منبع : http://www.lynchnet.com


  8. 18 کاربرِ زیر از Julie بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  9. #6
    بخند مصنوعی :)
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    رشت
    ارسال ها
    340
    سپاس
    13,563
    از این کاربر 5,425 بار در 342 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    ممنون برای تاپیک
    با یه یادداشت کوتاه برای یکی از بهترین و در عین حال مهجورترین ساخته های این "هنرمند بزرگ" وارد بحث میشم!

    داستان استریت

    داستان استریت یک تغییر جهت ناگهانی در آثار لینچ است به طوری که حتی تصور اینکه "بزرگراه گمشده" و "داستان استریت" ساخته یک کارگردان است مشکل است.
    پیرمردی که برای راه رفتن به دو عصا نیاز دارد هنگامی که متوجه می شود برادر بزرگترش سکته کرده اما از مرگ تجات پیدا کرده است تصمیم می گیرد به ملاقات او برود. اما نکته بسیار عجیب وسیله ای است که او برای سفر انتخاب می کند. یک ماشین چمن زنی.

    لینچ به شدت در مقابل آثار مشابه هالیوودی می ایستد.نه از سرعت و هیجان خبری است (استفاده از ماشین چمن زنی با سرعت بسیار پایین) و نه از چهره های خوش بر و روی هالیوودی (حتی دختر مجرد او نیز یک دختر میان سال با لکنت زبان است). داستان استریت داستان سفری و آشنایی پیرمردی با انسان های مختلف در یک جاده طولانی است و همانطور که انتظار می رود انقلابی روحی را در پی دارد اما نه برای خود پیرمرد بلکه برای کسانی که با او آشنا می شوند. او سرانجام به مقصدش میرسد و با برادر خود دیدار می کند اما ...
    لینچ در این فیلم مانند فیلمهای یاسوجیرو ازو از دل نگاه ها، مکث ها و لحظات مرده "زندگی" بیرون میکشد...

    پ.ن : شخصی ترین فیلم لینچ. شاهکاری که قابل وصف نیست و فقط باید تماشایش کرد!

  10. 19 کاربرِ زیر از Days of Heaven بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  11. #7
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch



    Eraserhead-

    اولین فیلم بلند سورئالیست معاصر سینما , لینچ , رو تماشا کردم.فیلم اما ازونجائیکه سورئال ساخته شده ازهمون اولین سکانس میره سراغ اصل مطلب و اینطور نیست که لقمه رو آماده بزاره تو ذهن مخاطب.. چالش اول فیلم اینه که تو ذهن بیننده این سوالو ایجاد کنه "آیا واقعاً برای تماشای این فیلم آماده ای؟" یا "مطمئنی میتونی تا آخر فیلم رو تحمل کنی؟". خب این دوتا سوال رو نوشتم که بگم همه ی بار هنریه فیلم به کنار , عزیزانی که احساس میکنن نمیتونن تصاویر حال بهم زن رو تماشا کنن , مطمئنن سراغ این فیلم نرن. فیلم همونطور که گفتم اصرار داره که از تماشا کردنش دست بردارید و چرا نقد الکی ؟ فیلم تواین زمینه باتوجه به سال ساختش عالی عمل کرده و حداقل میشه گفت یک معجون کامل از چندین مدل فوبیای ذهنی بشر امروزی رو باهم به تصویر میکشه. فیلم ترسناک نیست , فقط دیدنش شجاعت میخاد. الان فیلمو ندیدید فکر میکنید حرف الکیه ولی خب وارد فیلم بشید متوجه حرفم میشید.
    .
    چه چیزی از فیلم فهمیدیم؟ اینکه افول انسانیت رو به رخ مخاطب میکشه. فیلم از زمان خودش بسیار جلوتره.به نوعی داستان این روزهای ماست.فیلمی که حتی خداوند رو هم قادر مطلق نمیدونه و چهره ی کریهی رو براش متصور میشه. بازی عالیه John Nance در نقش هنری , شاید بشه گفت یکی از معدود نکاتی باشه که کارگردان دلش به حال مخاطبش سوخته و همچین ایفای نقش خوبی رو ازش گرفته وگرنه فیلم بی رحمیه.. تماماً سیاه و سفید فیلمبرداری شده. پشت پنجره های اتاق ها , آجر میبینیم , تابلوی بمب اتمی هیروشیما و ارتباطش با از بین رفتن رنگ انسانیت از تمام شخصیت های فیلم , دیالوگ های کم (به زور 30 خط) ولی کار شده , اصرار های متوالی به نشون دادن حالات زندگی مردم و در پس زمینه ها هم کمی به ذهن خلاق و البته مریض لینچ اشاره میکنه. فیلمی که به نوعی میشه برخی ایده هاش رو برای ادیسه ی فضایی کوبریک هم در نظر گرفت.
    فیلمی نیست که بشه به دیگران پیشنهادش بدید چون احتمالاً بعدش با کلی فحش که مرد حسابی این چه آشغالی بود دادی بهمون حالمون بهم خورد مواجه بشید ولی خب , تو خلوت خودتون هروقت خواستید یک ساعتو نیم اثر متفاوت ببینید امیدوارم این فیلم رو در نظر داشته باشید.مسئولیت تماشا کردنش هم پای خودتون.

    نمره : 8 از 10

    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  12. 24 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  13. #8
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch


    Lost highway

    دو فیلم پشت سرهم از لینچ دیدم . تصور چنین مغز نابغه ای که اینقدر بتونه فکر بیننده رو به بازی بگیره کار دشواریه ولی خب لینچ اینکارو با من کرد و مطمئنأ تمام وقتی که نیاز داره تا شمارو تو داستان فیلم غرق کنه و همونجا ولتون کنه 5 دقیقه س!!
    فیلم بزرگراه گمشده یک شاهکاره که نمیشه راجبش نوشت.فقط باید دید و لذت برد ازش.فیلم هیچ شاخصه ی ترسناکی نداره ولی نحوه ی روایت داستانش به قدری ناب ومنحصر به فرده که مدام ادم رو تو تعلیق های تودر تو رها میکنه و همینش ترسناکه. فیلم طوریه که بعد ازپایانش مطمئنید 70 درصدشو متوجه شدید ولی حتی 20 درصدشو بخواین توضیح بدید دقیقأ نمیدونید از کجا شروع کنید و چی بگید.


    نمره : 8.5

    -------



    جاده ی مالهالند اما دقیقأ فیلمیه که شما رو با لینچ آشنا میکنه.. شاید تو دو عنوان Eraserhead و Lost highway انقدر محسوس نشه شناخت این کارگردانو ولی چیزایی که تو این فیلم میبینید دیگه عملأ تفاوت دو کارگردان که سعی دارن سورئال باشن با کارگردانی که سورئالیسته مشخص میکنه..
    فیلم دوبخش داره..داستان فیلم درنیمه ی اول خیلی معمولی و اروم شروع میشه و بااینکه عوامل عجیب غریب همچنان تو فیلم هستن طوری فیلم پیش میره که ازهمون 5 دقیقه ابتدایی بنارو میزارید روی اینکه از فیلم هیچی قرار نیست بفهمید.
    نیمه ی دوم فیلم 180 درجه با چیزی که مقدمشو پی ریزی میکنه فرق داره... هنگ یا Delay کامل !!!


    فرستاده شده از LG-K430ِ من با Tapatalk
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  14. 18 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  15. #9
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : [تیم سینما] یک هفته ، یک کارگردان ==> David Lynch

    دیوید لینچ بیان کرده که فیلم جدیدی رو کارگردانی نمیکنه.. خبر خیلی بدی برای سینمای امروز جهان بود. به شخصه خیلی ناراحت شدم. ایشون قول داده که فیلم Inland Empire آخرین فیلمی باشه که ساخته. علت این تصمیمش هم فرهنگ حاکم برجامعه ی فیلم سازی آمریکاست.
    https://theplaylist.net/david-lynch-...ovie-20170505/
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی

  16. 16 کاربرِ زیر از anzalichi بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 2
    آخرين ارسال: 11-12-2012, 11:51 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.