برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 26
  1. #1
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,200
    از این کاربر 11,465 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    برترین فیلم های ژانر معمایی تاریخ سینما..

































































    باسلام خدمت کاربران عزیز انجمن !

    طبق وعده ی قبلی و براساس نظرسنجی که دراین " تاپیک" توسط شما خوبان برگزار شد ، تصمیم گرفتیم تا در پروژه ی جدید تیم سینما نگاهی به برترین آثار ژانر معمایی بیندازیم.
    دراین پروژه هرچندوقت یکبار یکی از فیلمهای این سبک به شما معرفی میشه و هدفش نقد فیلم نیست و صرفاً جنبه ی معرفی داره.. دراین پروژه که یک کار سه نفره س ، من ، علیرضا بهمراه دو دوست خوب دیگه ام فرید (Trinity Killer) و محمد(anzalichi)در خدمت شما خواهیم بود. امیدواریم که این پروژه بازتاب و استقبال مثبتی رو از سوی شما برامون به ارمغان بیاره تا برای شروع پروژه های بعدی بهانه ای داشته باشیم و خواهش ما از شمایی که به گزینه ی معمایی در نظرسنجی رای دادید اینه که صرفاً یک رای خشک و خالی رو فدای زحمات تیم نکنید و فیلمهای معرفی شده رو حتماً تماشا کنید..!!

    برای دسترسی سریع به آثار معرفی شده روی اسامی فیلم ها کلیک کنید
    :

    اسم فیلم کارگردان رتبه ی فیلم ذر ژانرمعمایی
    آلفرد هیچکاک
    1
    Chinatown رومن پولانسکی 2
    Rear Window آلفردهیچکاک 3
    Laura اُتو پرمینگر 4
    The Third Man کارول ریــد 5
    ٰThe Maltese Falcon جان هیوستون 6
    North By Northwest آلفردهیچکاک 7
    Blue Velvet دیوید لینچ 8
    Dial M For Murder آلفردهیچکاک 9
    The Usual Suspects برایان سینگر 10
    Memento کریستوفر نولان 11
    Strangers on a Train آلفردهیچکاک 12
    In the Heat of the Night نورمن جویسون 13
    12Angry Men سیدنی لومت 14
    Se7en دیوید فینچر 15
    Citizen Kane اورسن ولز 16
    The Green Mile فرانک دارابونت 17
    The Prestige کریستوفر نولان 18
    Anatomy of a Murder اُتو پرمینگر 19
    Fanny and Alexander اینگمار برگمان 20
    Shutter Island مارتین اسکورسیزی 21
    Mystic River کلینت ایستوود 22
    L.A. Confidential کرتیس هنسن 23

































































    با تشکر از حمید عزیز ( MILANO) بابـت پوستر.


  2. #2
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    Vertigo

    Vertigo - 1958
    Alfred Hitchcock



    Vertigo (سرگیجه) ؛ فیلمی آمریکائیست که در سال 1958 به کارگردانی آلفرد هیچکاک در ژانر هیجانی-روانشناسانه ساخته شد.این فیلم براساس رمانی فرانسوی تحت عنوان D’entre les morts (هست و نیست)ساخته شد که درسال 1954 به قلم Boileau Narcejac نوشته شده بود و Alec Coppel و Samuel A. Taylor فیلمنامه ی اصلی را از آن اقتباس کردند و تحویل کارگردان دادند این فیلم نگاهی به زندگی یک کارآگاه پلیس به اسم John Scottie Ferguson با بازی درخشان جیمزاستیوارت می افکند که حین انجام مامویت دچار عارضه ی ترس از ارتفاع که در پزشکی "آکروفوبیا" نام دارد میشود و پشت بندِ آن سرگیجه ای شدید بر او غالب میشود و اتفاقاتی ترسناک و هیجانی را برایش رقم میزند از جمله این اتفاقات اینکه بالاجبار از کار بازنشسته میشود چرا که ترس از ارتفاع او جان همکار و دختری را که او مامور به تعقیبش بود را میگیرد. سرگیجه اش باعث میشود فرق بین مرده و زنده را به درستی تشخیص ندهد و همین چرخه باعث ایجاد تناقضاتی دیوانه کننده در فکر و روح اسکاتی فرگوسن میشود و اورا تا مرز جنون پیش میبرد.

    بطور کلی داستان سرگیجه تلفیقی از اضطراب ، ترس و هیجان است که در خمیری از ارجاعات روانشناختی و فلسفی توسط آلفرد هیچکاک ورز داده شده اند.

    هیچکاک با کمک استودیوی فیلمسازی "پارامونت" توانست این فیلم را در سانفرانسیسکوی ایالت کالیفرنیا بسازد. برای اولین بار در تاریخ فیلمسازی این فیلم سرگیجه بود که سبک جدیدی در فیلمبرداری را تحت عنوان "Dolly Zoom" به معرض دید همگان گذاشت. دراین سبک شخص یا جسمی که باید مورد دقت و توجه بیننده قرار گیرد ثابت میماند و بقیه ی اجزای محیط با یک سرعت ملایم به شخص یا جسم دور و نزدیک میشوند. هیچکاک ازین تکنیک برای نشان دادن اضظرابی که "اسکاتی فرگوسن" در مواجه با ارتفاع داشت ، بهره برده است. به دنبال ساخت این فیلم پس آن در تمام محافل برای توضیح تکنیک "Dolly zoom" از واژه ی "اثر سرگیجه" صحبت به عمل می آید.

    صحبت درمورد فیلم زیاد است ولی همین بس که تقریباً در تمام محافل سینمایی وقتی صحبت از آثار معمایی/هیجانی/روانشناسانه میشود ممکن نیست اسمی از آلفردهیچکاک و "سرگیجه" اش به میان نیاید.


    انستیتوی فیلمسازان بریتانیایی که با اسم Sight & Sound شناخته میشود در سال 2012 نظر سنجی بهترین فیلم تاریخ را برگزار کرد که در آن فیلم Vertigo توانست رتبه ی 1 را از چنگ Citizen Kane برباید.این اتفاق در نظر سنجی که انستیتوی فیلمسازان آمریکایی برگزار کرده بود هم تکرار شد. مجله ی Empire در سال 2008 این فیلم را بعنوان 40 امین اثر برتر تاریخ سینما نام گذاری کرد.
    از بازیگران این فیلم میتوان به افرادی چون James Stewart ، Kim Novak ، Barbara Bel Geddes و Tom Helmore اشاره کرد.

    همانطور که گفته شد فیلمنامه ی این اثر اقتباسیست از رمان "The Living and The Dead" که به فرانسوی D’entre les morts نام دارد.آلفرد هیچکاک بعد از خواندن این رمان تصمیم گرفت حق امتیاز آن را از نویسنده اش بخرد و این کار را برای کتاب دیگر آن نویسنده که Celle Qui n'était plus نام داشت انجام داد ولی به در بسته خورد. بااینحال هیچکاک به دنبال رمانی برای ساختن بود و سرانجام به نصیحت Francois Truffaul گوش کرد که به او گفته بود "رمان "هست و نیست" برای تو نوشته شده است و آن را تبدیل به فیلم کن" و همین گفته برای هیچکاک کافی بود تا به استودیوی پارامونت پیشنهاد همکاری دهد. هیچکاک وقتی فیلم Vertigo را به سرانجام رسانید هنوز رمان D’entre les morts به انگلیسی ترجمه نشده بود.

    بعد از تصاحب حق ساخت فیلم و کارهای اداری آلفرد هیچکاک Maxwell Anderson‌را برای نگارش فیلمنامه استخدام کرد ولی او از پذیرفتن این کار سر باز زد و هیچکاک به ناچار با Alec Coppel و Samuel A.Taylor برای نگارش متن فیلمنامه اش هم صحبت شد. Vera Miles که در ارتباط نزدیک با آلفرد بود و قبلاً درفیلم The Wrong Man با او همکاری کرده بود بعنوان بازیگر نقش "Medeleine" پذیرفته شد. در بحبوحه ی استارت خوردنِ فیلم بود که Vera Miles حامله شد و قرار داد همکاری اش با هیچکاک فسخ شد. آلفرد هیچکاک با واسطه های بسیار توانست رضایت استودیوی کلمبیاپیکچرز را برای عقد قرار داد با Kim Novak جلب کند. کیم نوواک برای فیلم Bell,Book&Candle با کلمبیاپیکچرز قرار داد بسته بود ولی از آنجائیکه آلفردهیچکاک به هرچیز که میخواسته دست یافته بود بالاجبار هم که شده پذیرفت تا با او همکاری کند.

    رمان به قدر کافی پیچیده بود و ابتدا تیم نویسندگی میبایست به موشکافی معماهای آن میپرداخت.بطور مثال برای حضور و خروج شخصیتJudy چندین فرضیه در داستان اصلی ذکر شده بود و هیچکاک دقیقاً نمیدانست چطور قرار است این شخصیت را در فیلمش بگنجاند و بعد از واکاوی های بسیار به این نتیجه رسید که حس تعلیق را تا انتهای فیلم بر بیننده تلقین کند و نتیجه گیری ها را به او بسپارد.

    فیلمبرداری Vertigo در سپتامبر 1957 شروع شد و در دسامبر همان سال خاتمه یافت.تقریباً تمام نماهایی که در فیلم مشاهده میشود درون استودیو پارامونت ضبط شده اند و البته برج مشهوری که در فیلم وجود داشت در منطقه ی San Juan Bautista کالیفرنیا واقع شده بود که نسبت به نسخه ای که در فیلم مشاهده میکنید خیلی کوچکتر است و پلکان ها و مارپیچ هایی که در آن مشاهده میکنید را آلفردهیچکاک و تیم سازنده اش در یک مدل با ابعاد بزرگتر ساخته اند.
    موسیقی متن فیلم توسط Bernard Herrmann طراحی شده و Muir Mathieson در امر ضبط صدا به او یاری رسانده است.مارتین اسکورسیزی کارگردان نام آشنای هالیوود در سال 2004 در مصاحبه با مجله ی Sight&Sound بعد از توضیح و تحسین فیلم سرگیجه به مدح و ستایش موسیقی متن آن و شاهکاری که برنارد هرمان ساخته پرداخت.فیلم آلفرد در روانشناسی دقیقاً تعریفی از اصطلاح Obsession را ارائه میدهد.این اصطلاح در لغت به معنی فکردائم برروی یک چیز است. شما وقتی مدام به چیزی فکر کنید برایتان تبدیل به عقده ی روحی میشود و همیشه به نقطه ی اولی که بودید برمیگردید و دوباره فکر کردن را آغاز میکنید. حال که جو فیلم به قدر کافی پیچیده و در هم تنیده است فقط به یک موسیقی متن پیچیده نیاز دارد تا با ضرب آهنگ های مناسب شما را غرق در فیلم کند.
    اگر سرگیجه را به یک هزارتو تشبیه کنیم ؛ موسیقی متن آن در قلب آن هزارتو نهفته است. برنارد هرمان دقیقاً میدانست که هیچکاک به دنبال چه چیزی برای ساختن و چه چیزی برای گوش دادن است. پیچیدگی فیلم تنها به موسیقی متن آن بسنده نمیکند و به پوستر فیلم نیز راه میابد. طراح پوستر آقای Saul Bass به قدری دقیق مارپیچ افکار شخصیت اصلی را برروی پوستر پیاده کرده که شما را مجبور به تماشای فیلم میکند.



    در سال 1996 کارگردان Harrison Engie مستندی تحت عنوان Obsessed with Vertigo ساخت که نام دیگرش در نزد اهالی مستند Vertigo’s Psychological Vortex میباشد و دراین مستند به نحوه ی ساخت Vertigo و بحث های روانشناسی اش پرداخت میشود.

    فیلم مذکور در 9 می 1958 در سانفرانسیسکو در تئاتر Mason and Geary که اکنون نامش به Bube Skye تغییر کرده به نمایش در آمد.بودجه ساخت این اثر 2 میلیون و 479هزار دلار بود و این رقم با 1 هفته پخش جبران شد. درانتهای هفته ی اول این فیلم 2 میلیون 800هزار دلار پول روانه ی کمپانی پارامونت کرد. درپایان اکران فیلم در سینماهای آمریکا این اثر به سود خالص 14میلیون دلاری رسید.

    پایگاه Variety بعد از تماشای فیلم نوشت "این اثر استاد بودنِ هیچکاک را به نمایش گذاشت ولی خیلی طولانی و آرام بود و درانتها با یک فیلم فلسفی از جرم و جنایت رو در رو بودیم.". روزنامه نویس Los Angeles Times در توصیف فیلم از کلمات "هیجان انگیز / اکشن / عاشقانه و دیوانه وار" استفاده کرد.

    کارگردان سرشناس هالیوودو سازنده ی فیلم بی بدیل "همشهری کین" یعنی Orson Wells بعد از تماشای فیلم به دوستانش گفت "این حتی از Rear Window هم بدتر بود." "Rear Window فیلمی هم سبک محصول1954 ساخته ی هیچکاک."

    آلفردهیچکاک و جیم استیوارت بخاطر این فیلم در جشنواره فیلم سن سباستین نشان مروارید نقره ای را برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری دریافت کردند.این فیلم نامزد کسب 2 جایزه ی اسکار شد.


    >> رتبه ی 1 برترین فیلمهای ژانر معمایی به انتخاب پایگاه BFI



  3. #3
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    ِِChinatown

    Chinatown - 1974
    Roman Polanski

    Chinatown (محله ی چینی ها) ؛ محصول 1974 ایالات متحده ، اثریست در ژانر معمایی/نوآر که کارگردان مشهور سالهای دور سینما یعنی Roman Polanski آن را ساخته و پرداخته کرد.فیلم مذکور آیینه ی تمام نمای مهارت پولانسکی در ساخت یک اثر نوآر بود. پولانسکی که ملیتی لهستانی دارد برای ساخت این فیلم به هالیوود سفر کرد و درنهایت با ساخت آن از خود الگویی برای دیگر کارگردانهای سبک معمایی از جمله دیویدفینچر ، برادران کوئن ، آرنوفسکی و دیگران به جای گذاشت و البته در موفقیت Chinatown و محبوبیت جهانی اش ، نقش ستاره ی بی بدیل تاریخ سینما ؛ "جک نیکلسون" بسیار چشمگیر بود.
    بنیاد ملی فیلمسازی آمریکا بعد از واکاوی این فیلم از تمام زوایا برای توصیفش به واژه ی "شاهکار" بسنده کرد و از عوامل سازنده اش بخاطر شجاعتشان در ساخت چنین فیلمی تجلیل کرد.

    خلاصه ی داستان فیلم به این شکل است کارآگاه خصوصی شهر لس آنجلس آقای "جیک گیتس" با بازی جک نیکلسون که تخصص ویژه ای در حل مشکلات زناشویی مربوط به خیانت دارد از سوی خانم "مولوری" مامور میشود تا با تعقیب شوهرش پرده از خیانت او بردارد . گیتس به وظیفه ی خود عمل میکند و چند عکس از خیانت او تهیه میکند. به طور اتفاقی این عکسها در روزنامه های محلی چاپ میشوند و گیتس میفهمد که ناخواسته خودش اسیر یک رسوایی بزرگ شده است و رفته رفته برای حل کردن مسئله با اتفاقات متعددی روبه رو میشود و درنهایت داستانی را رقم میزند که پر از نکته های معماگونه و پازل مانند است که در بستری از اتفاقات روانشناسانه به سبک پولانسکی ریخته شده اند.

    تیم بازیگری غنی فیلم از حضور "Jack Nicholson" ، Faye Dunaway، John Huston و Perry Lopez بهره میبرد. درمورد شکل گیری ایده ی ساخت فیلم ماجرا به سال 1971 برمیگردد. زمانی که تهیه کننده ی فیلم آقای Robert Evans به Robert Towne مبلغ 175هزار دلار پیشنهاد میدهد تا از رمان The Great Gatsby نوشته ی F.Scott Fitzgerald‌برایش فیلمنامه ای بنویسد ولی رابرت از ترس خراب کردنِ رمان نزدیکش نمیرود و در ازای آن با دریافت 25هزار دلار فیلمنامه ی Chinatown را به تهیه کننده تقدیم میکند. رابرت تاون فیلمنامه ی طول و درازی را آماده کرد که درابتدا تصور به تبدیل آن به یک سه گانه میرفت ولی درنهایت با ادغام داستانها به یک متن محکم و استوار جهت ساختن ؛ دست یافتند.

    لازم به ذکر است که Chinatown محله ای واقع در لس آنجلس است که معمولاً مملو از مردم و مهاجران چینی است و آن منطقه آداب و رسوم و زبان و رفتار با بقیه ی لس آنجلس متفاوت است. نویسنده ی فیلم هنگام نوشتن فیلمنامه چندین بار به آن محله رفت و آمد کرد تا کمیتی از اخلاقیات مردم آنجا با خبر شود.هنگام نوشتن فیلمنامه در تمامیِ اوقات جک نیکلسون بر آن نظارت میکرد و طوری میشد که پولانسکی برای سردر آوردن از پیشرفتِ فیلمنامه به جای هم صحبت شدن با رابرت تاون ؛ جک نیکلسون را فرا میخواند.

    دلیل انتخاب پولانسکی برای ساخت این اثر را از زبان تهیه کننده ی فیلم رابرت اوانز میخوانیم :
    "پولانسکی اهل آمریکا نبود.او یک اروپایی بود و آمریکا را با دیدِ وسیعِ خودش نگاه میکرد. مطمئن بودم که اگر آمریکا را به دستانِ پولانسکی بسپارم ؛ به مراتب تاریک تر و خشن تر از فیلمی میشود که یک کارگردان بومیِ آمریکا میتوانست از فیلمنامه بسازد و من دقیقاً دوست داشتم فیلمی که روی آن سرمایه گذاری میکنم نقاط تاریک آمریکا را پررنگ نشان دهد."




    فیلمنامه ی اثرِ مذکور بیش از 180 صفحه بود که به همراه آن متنی اختصاصی از دیالوگهای شخصیت "گیتس" به آن ضمیمه شده بود و پولانسکی بسیاری از صفحات آن را نساخت. بااینکه فیلمنامه حذفیات داشت ولی به قدری معمایی بود که حتی کارگردان هم در برخی مواقع به شک می افتاد.

    فیلمبردار این اثر Wiliam A. Frakerــی بود که پیشتر از این فیلم در عنوان Rosemary’s Baby که پولانسکی آن را ساخته بود نیز با او همکاری کرده بود. رابرت اوانز ؛ تهیه کننده ی فیلم فکر همه جای پروژه را کرده بود و بهتر میشد که نام او بعنوان کارگردان اصلی درج میشد چرا که قبل ازینکه استودیوی پارامونت با ویلیام فراکر قرارداد جهت فیلمبرداری ببندد ؛ پیشینه ی کاری او را مطالعه کرده بود و میدانست که اگر او درکنارِ پولانسکی قرار گیرد ، کارگردان در بخش فیلمبرداری از آرامش خاطر فوق العاده برخوردار میشود و آرامش فکری در فیلمبرداری یعنی نصف راه را طی کردن و این عقدِ قرار داد دست کارگردان را برای خوش تراشیدنِ پیکر فیلم بسیار باز میکرد.
    تیم سازنده برای موسیقی متن فیلم با Philip Lambro به توافق رسید ولی در واپسین لحظات تصمیم برآن شد که به جای او از Jerry Goldsmith استفاده شود ولی بااینحال در تمام پیش نمایش هایی که از فیلم منتشر شده بود نواهایی به گوش میرسید که فیلیپ لامبرو آنهارا ساخته بود. موسیقی متن فیلم Chinatown در انستیتوی فیلمسازی آمریکا در رتبه ی نهمین موسیقی متن برتر تاریخ فیلمسازی به ثبت رسیده است. موسیقی متنی که تحسین سردبیر آن زمان روزنامه ی "وال استریت ژورنال" یعنی Terry Teachout را برانگیخت و پشت بندِ آن بزرگ مردِ سینمای کلاسیک ، "David Lynch" به تحسین آن پرداخت. این آلبوم موسیقی مشتمل بر 12 ترک است که در قالب تکنوازی سازِ ترومپت در استودیوی MGM و ABC Records ضبط شده اند.

    در پایانِ ساخت فیلم این اثر توانست در آمریکا 17 میلیون دلار بفروشد. از جمله افتخارات فیلم میتوان به پیچیدگی فیلمنامه ای که رابرت تاون نوشت اشاره کرد. فیلمنامه ای که به نقدِ منتقدین آمریکا یکی از بهترین دست نوشته هائیست که یک نویسنده میتواند در ژانر معمایی پدید آورد. این فیلمنامه جایزه ی اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود نمود.

    این فیلم در مجموع در 11 بخش نامزد اسکار شد و توانست تنها یک جایزه ی اسکار برای فیلمنامه دریافت کند. جوایز بهترین فیلم،بهترین کارگردان،بازیگر،فیلمنامه را نیز در جریان گلدن گلوب 1974 دریافت نمود. مجله ی The Guardian در سال 2010 این فیلم را بهترین فیلم تمامیِ دوران معرفی کرد.
    شخصیت های Noah Cross و J.J Gittes که در فیلم حضور دارند رتبه ی 16 امین شخصیت های خوب و بد را از موسسه ی فیلمسازی آمریکا AFI دریافت کرده اند. این موسسه در سال 2005 لیستی از 100 دیالوگ برتر تاریخ را منتشر کرد که در آن دیالوگ "فراموشش کن جک ، اینجا محله ی چینی هاست" در رتبه ی 74 ام قرار داد.دیالوگ "اون دخترمه اون خواهرمه" هم نامزد حضور دراین لیست 100تایی شده بود.


  4. #4
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    Rear Window

    Rear Window - 1954
    Alfred Hitchcock



    Rear Window (پنجره پشتی) ، فیلمی آمریکائی محصول 1954 ، ساخته ی آلفرد هیچکاکی است که به دنبال ساخت عنوان Dial M for Murder در یک سال دست به ساخت دومین فیلم میزند و از قضای روزگار شاهکار دیگری به ویترین افتخاراتش می افزاید.فیلم مذکور اقتباسی از یک داستان کوتاه به نام "It Had to Be Murder" نوشته ی Cornell Woolrich است که John Michael Hayes فیلمنامه ی اثر را از قلب داستان بیرون کشید و بار دیگر استودیوی پارامونت کمر همت به ساخت و همکاری فیلمی دیگر با هیچکاک بست. از بازیگران فیلم میتوان به James Stewart ، Grace Kelly ، Thelma Ritter و Raymond Burr اشاره کرد. این فیلم مطابق با بقیه ی آثار هیچکاک باب میل منتقدین،مردم عوام و خواص قرار گرفت و موسسه فیلمسازان آمریکا رتبه ی 42ومین فیلم برتر را از بین 100 فیلم فاخر به این اثر داد.

    خلاصه ی داستان فیلم ازین قرار است که عکاس خبرنگاری به علت عکس برداری در مسابقه ی اتومبیل رانی دچار صانحه شده و با پای شکسته مجبور بر نشستن برروی ویلچر میشود. او که از بیکاری به ستوه آمده تصمیم میگیرد با دوربین خود از پنجره ی خانه اش ، به اهالیِ ساکن در آپارتمان روبه رویی خیره شود. ساختمانی که طبقه های مختلف دارد و هر طبقه اش افراد مختلفی مثل یک رقاصه ، یک مجسمه ساز، یک موسیقی دان ، یک زوج عاشق و... زندگی میکنند. قهرمان داستان "جف" با بازیگریِ جیمز استیوارت در حین رصد کردنهایش با اتفاقات مشکوکی مواجه میشود و به همراه معشوقه اش لیزا با نقش آفرینی "گریس کلی" درگیر این ساختمان میشوند و اتفاقات هیجان انگیز و معما گونه ی فیلم که تا انتها شمارا غرق در خود میسازد...

    فیلم تماماً در استودیوی پارامونت فیلمبرداری شده است. اگر به نواهای فیلم گوش دهید تماماً با صداهای طبیعی مواجه میشوید و درمواقعی که موسیقی متن پخش میشود با ترک هایی ازآثار مختلف رو به رو خواهید شد. قطعه ی That’s Amore توسط Dean Martin درسال 1952 ساخته شد ، آهنگ Martha که اولین بار در کنسرت اپرای سال 1844 به نوازندگیِ Friedrich von Flotow ساخته شد و یا آهنگ Lover اثر Richard Rodgers که در سال 1932 ساخته شد. تمام اینها را گفتیم تا بگوییم موسیقی متن این اثر گلچینی از سلایق هیچکاک است که طی سالیان مختلف توسط موسیقی دانان متفاوتی ساخته شده اند و درعین حال یک آهنگ منسجم از درون مایه ی فیلم ، متناسب با میزان سن ها و نحوه ی پیشرفت فیلم استفاده شده اند ولی همه ی اینها هیچکاک را ارضا نکرد و او به Franz Waxman سپرد تا یک موسیقی متن اورجینال نیز برای فیلم طراحی و اجرا کند.





    Robert Burks برای فیلمبرداریِ این اثر از 2 تکنیک متفاوت بهره جسته است. اولی به زمانهایی مربوط است که دوربین دو شخصیت جف و لیزا را به تصویر میکشد و تقریبا در 100 درصد مواقع بدون حرکت است ولی وقتی فیلم از نگاه ساکنانِ آپارتمان روبه رو به نمایش در می آید فیلمبردار آرام و قرار ندارد. فیلم پنجره ی عقبی همانند دیگر آثار هیچکاک شاید در نگاه اول خطی و با یک داستان که ابتدا ، وسط ، پایان دارد بنظر برسد ولی پر از ارجاعات فلسفی،روانشناسی و شخصیتی است. تمثیل های استفاده شده در فیلم همانند دیگر آثار هیچکاک رکن اصلی را در متمایز نمودنِ آثارش با آثار هم سبک ایفا میکند. درساختمان روبه رو مردی همسرش را میکشد ، این تنزل شخصیتی به هبوط انسان از ورطه ی تفکر به ذلت را هدف قرار داده و شکست در روابط سالم را نتیجه گیری میکند و یا زن و مردی که بچه دار نمیشوند ولی عاشق سگشان هستند به گفته ی منتقدان تمثیلی از "مسخ شدگی"ــست.



    حال با هم نگاهی به افتخارات این اثر می افکنیم که در ابتدا جا دارد به رضایت 100درصدیِ 61 منتقد سایت Rotten Tomatoes اشاره کنیم. سایتی که دریکی از نقدهایش میخوانیم "هیچکاک در فیلم خود ذوب شده است. !!"منتقد سرسخت آن سالها Bosley Crowther که نویسنده ی نیویورک تایمز هم بوده بعد از تماشای فیلم نوشت : فیلم هیجان انگیز و جذابی بود.نهایت دقت هیچکاک در سکانس هایش تجلی پیدا کرده بود ولی دلیل نمیشود با فیلمِ کاملی مواجه باشیم. روزنامه ی Time با تیتر درشت نوشت : دومین فیلم هیجان انگیز تاریخ بعد از The 39 Steps (فیلم دیگر هیچکاک).

    راجر ابرت ، منتقد سرشناس هالیوود ، سی سال بعد از اکران فیلم ، در سال 1983 در نقد خود چنین مینویسد :

    "این فیلم به مانند یک رودخانه ی زلال است ولی شما را از ابتدا تا انتها در خود غرق میکند و البته که تماشای اثر به هیچ عنوان به مانند دیدنِ فیلم نیست و بمانند رصد کردنِ خانه ی همسایه تان است. شما بدون اینکه متوجه شوید از دقیقه 1 تا انتها در تله های پشتِ سرهم هیچکاک اسیر شده اید چرا که از ابتدا چشمتان خیره به نگاهِ تحریک کننده ی جیمز استیوارت است."




  5. #5
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,200
    از این کاربر 11,465 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : برترین فیلم های ژانر معمایی تاریخ سینما..

    Laura - 1944
    Otto Preminger


    خلاصه داستان :
    کاراگاه پلیس شهر نیویورک (Mark McPherson (Dana Andrews,به دنبال قاتل زنی زیبا و جذاب به
    نام, (Laura Hunt (Gene Tierney میگردد.قبل از اینکه فیلم شروع شود,Laura ,بوسیله ی شلیک تفنگی که به صورتش اصابت میکند,در راهروی اتاقش کشته میشود.او (منظور کاراگاه پلیس است) صحبت هایی را با روزنامه نگاری با نام (Waldo Lydecker (Clifton Webb انجام میدهد که فردی بسیار مغرور و شیک پوش است,Lydecker ملاقات های متعددی را با Laura داشت و همچینین Laura با کمک حرفه خبرنگاری او ,راه پیشرفت و اعتبار خود را هموارتر کرده بود.در کنار اینها,McPherson سوال هایی را از نامزد عیاش و بد ذات Laura با نام (Shelby Carpenter (Vincent Price و همچنین عمه ی ثروتمندش به اسم (Ann Treadwell (Judith Anderson انجام میدهد. او پی میبرد که عمه اش, با دادن پول و همراهی کردن Carpenter به وسیله ی خدمتکار وفادارش (Bessie Clary (Dorothy Adams باعث مرگ Laura شده اند. اما بر اساس شهادت های دوستان Laura و همچنین خواندن دفترچه ی خاطرات و نامه هایش,متوجه میشود که تنها کسیکه سبب ازار Laura میشده ,Lydecker بوده است. درنهایت هم کاراگاه, Lydecker را متهم میکند که عاشق Laura شده بوده و قضیه ی حسادت Lydecker به خواستگار Laura و همچنین مورد سواستفاده قرار گرفته شدنش توسط Laura ,سبب شد تا او مجبور به انجام اینکار شود .یک شب,وقتی که کاراگاه پلیس مشغول تماشای پرتره ایی از Laura بود,میبیند که در ,بوسیله ی کسی باز و فردی وارد اپارتمان شده .در کمال تعجب او...........









    بیوگرافی کوتاه از فیلم

    فیلم نوآر امریکایی Laura , به تهیه کنندگی و کارگردانی Otto Preminger. از ستارگان فیلم میشود به افرادی چون Gene Tierney, Dana Andrews, Clifton Webb,Vincent Price,Judith Anderson اشاره نمود.فیلمنامه این اثر را Jay Dratler, Samuel Hoffenstein, and Betty Reinhardt نوشته اند که بر اساس رمانی با همین نام, اثر
    Vera Caspary میباشد. در سال 1999 ,Laura توسط کتابخانه ی کنگره در بخش فیلمهای ملی ایالات متحده مورد حفظ و نگهداری قرار گرفت و بعنوان اثری که فرهنگی,تاریخی یا بسیار قابل توجه است,یاد شد.



    ستایش های فراوانی که نسبت به فیلم صورت گرفته است....



    Variety گفته که :
    در اغاز ما با فیلمی گمراه گننده که سرعت کمی را هم دارد, روبرو هستیم . پرتو و فضای غافلگیر کننده فیلم نه تنها سبب تعلیق در مخاطب میشود, بلکه مخاطب را هم دچار یک سردرگمی و بی خبری نیز, میکند.اما انها(منظور مخاطب) از چه چیز میخواهند, مطلع شوند.بله.انها به همراهی داستان میروند و در داستان فیلم غرق میشوند....و این مهارتیست که کارگردان و نویسندگان در ان به کار برده اند.موقعیت ها (حالت ها) به خوبی در کنار هم قرار گرفته و بیشتر اوقات هم باورکردنی میباشند.رخدادها و سورپرایزهایی که فیلم در خودش به همراه میاورد,بسیار منطقی و عقلانیند و دیالوگ های موجود در فیلم نیز, صادقانه واقعی و شک برانگیزند.

    در سال 2002,Roger Ebert در نشریه Chicago Sun-Times نوشته است که:

    فیلمی نوآر که بیشتر به دلیل پیچیدگی داستانش و رفت و برگشت های خودسرانه اش شناخته شده است.اما در اینگونه ژانرها همچون, The Maltese Falcon مقداری طول میکشد تا فیلم به مخاطب, منظورش را بفهماند.فیلم Laura در خودش افسانه ایی را میبافد و انرا به شیوه ایی بسیار عاقلانه و شایسته به انجام میرساند....تمامی این معادلات نامربوط و غیر محتمل به نحوی نیست که باعث نقصان در فیلم شود, بلکه کشش و جاذبه ایی را برای ما بوجود میاورد.تمامی قسمت های فیلم : فکر شده,ساختگی و ادبی اند و با اینحال به نوعی از کمال دست میابند که در بین کنش های کم و واکنش های زیاد در فیلم, تعادلی را ایجاد مینمایند.واقعا چرا فیلم به این اندازه بزرگ و زیباست.شاید, به دلیل بازیگرانش است.بازیگری به نام Waldo Lydecker که ما او را با نقشهایش ,در فیلم های درجه ی دو میشناختیم,اما در اینجا به گونه ایی بازی میکند که هر وقت ما او را بر روی صحنه میبینم,وحشت داریم که فیلم وارد مرحله ایی دیگر شود و اتفاقی در ان رخ دهد.
    45 منتقد در سایت Rotten Tomatoes در گزارششان به Laura نمره فوق العاده ی 100 را داده و اظهار داشتند که :
    Laura یک تصویر (پرتره) پیچیده ی روانشناسانه است که غیرعقلانی مینماید.فیلم همچنین به زیبایی هر چه تمام تر برای شما, قاتلی اسرار امیز را به تصویر میاورد.






    جوایز



    Joseph LaShelle برای این فیلم, جایزه ی اکادمی بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید را مال خود کرده است.Otto Preminger نامزد اسکار بهترین کارگردانی شده بود که متاسفانه رقابتش را به Leo McCarey برای فیلم Going My Way باخت.Clifton Webb نامزد بهترین بازیگر مکمل اکادمی شد ,که او هم رقابتش را به Barry Fitzgerald باز هم برای فیلم Going My Way واگذار نمود. Jay Dratler, Samuel Hoffenstein, and Betty Reinhardt هم نامزدی بهترین فیلمنامه ی سال را کسب کردند .اما ,این Frank Butler and Frank Cavett بودند,که این جایزه را برای فیلم Going My Way کسب نمودند.

    افتخارات فیلم در انستیتو فیلمهای امریکا

    AFI's 100 Years...100 Movies – Nominated
    AFI's 100 Years...100 Thrills – #73
    AFI's 100 Years of Film Scores – #7
    AFI's 100 Years...100 Movies (10th Anniversary Edition) – Nominated
    AFI's 10 Top 10 – #4 Mystery Film
    AFI's 100 Years...100 Passions – Nominated
    AFI's 100 Years...100 Movie Quotes:








  6. #6
    You talking To Me ?
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    محل سکونت
    KaRaJ
    ارسال ها
    224
    سپاس
    6,539
    از این کاربر 5,171 بار در 254 پست سپاس گزاری شده

    Third man

    Third man -1949
    Carol reed

    Third man
    (مرد سوم) توسط Carol reed کارگردان انگلیسی در سال 1949 ساخته شد و به روی پرده سینما رفت.این اثر نوشته Graham greene نویسنده پر کار داستان های کوتاه انگلیسی است و بعد از آنکه فیلمنامه را نوشت به فکر نوشتن رمانی براساس این فیلمنامه افتاد و کمی بعد رمان مرد سوم را هم منتشر کرد.امتیاز این اثر متعلق به کمپانی London film است و کارول رید به همراه Alexander korda , David o.selznick تهیه کننده فیلم هستند.ژانر فیلم راز آلود و هیجان انگیز است و از بازیگران آن میتوان به Orson welles,Joseph cotten,Alida valli اشاره کرد.


    خلاصه داستان:
    کمی پس از پایان جنگ جهانی دوم، هالی مارتینز با بازی کاتن که نویسنده رمان‌های عامه پسند وسترن در آمریکاست برای دیدار دوست دوران کودکی اش هری لایم با بازی ولز به وین می‌آید اما متوجه می‌شود همان روز هری طی یک تصادف رانندگی کشته شده است؛ در مراسم خاکسپاری لایم، مارتینز با دو افسر انگلیسی به نام‌های گروهبان پین و سرگرد کالووی که پیگیر پرونده فعالیت‌های مشکوک لایم هستند ملاقات می‌کند. پین از علاقه‌مندان داستان‌های مارتینز است.
    بعد از ملاقات با آنا دوست دختر لایم با بازی والی و برخی دوستان دیگر لایم، مارتینز به این حادثه رانندگی مشکوک می‌شود.


    از دیگر ویژگی های این فیلم میتوان به موسیقی فوق العاده ساخته Anton karas و فیلمبرداری زیبای Robert krasker اشاره کرد که موسیقی فیلم در سال 1950 به مدت یازده هفته در صدر پر فروش ترین ها قرار داشت و فیلم توانست در سال 1950 اسکار بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید را از آن خود کند.


    در یکی از مشهورترین صحنه‌های فیلم لایم و مارتینز در چرخ و فلک بزرگ شهر وین درباره انسانیت و انسان‌ها صحبت می‌کنند. وقتی از چرخ و فلک خارج می‌شوند، لایم به مارتینز می‌گوید:
    "می دونی که اون رفیقمون چی میگه - تو ایتالیا، سی سالی که تحت انقیاد خاندان بورژیا بودند جنگ، وحشت، قتل و خونریزی داشتند، اما مایکل آنجلو، لئوناردو داوینچی و رنسانس رو به وجود آوردند. در عوض تو سوئیس، عشق برادرانه دارند، پانصد سال دموکراسی و صلح دارند - و چی تحویل دادند؟ ساعتی که کوکو می‌کند."



    این دیالوگ به سخنرانی ساعت کوکوکننده سوئیسی مشهور شده‌است. از قرار، بعد از اکران فیلم، بعضی سوئیسی‌ها به اورسون ولز یادآور شده‌اند که این نوع ساعت در واقع اختراع آلمانی هاست و در سوئیس اختراع نشده‌است.






    نگاهی ویژه به وین:

    یکی دیگر از ویژگی های مرد سوم شیوه ی به تصویر کشیدن شهر وین است که شهر را پر آشوب و مردمش را مردمی عصبی توصیف میکند البته کارگردان این گونه موقعیت را ناشی از جنگ جهانی دوم میداند.رید در این فیلم با استفاده از زوایای کج و عجیب دوربین سعی در این دارد که فضای شهر را آشفته توصیف کند علاوه بر این سیاهی و تاریکی در فیلم موج میزند به گونه ای که بیننده توقع دارد که هر لحظه اتفاقی بیفتد.تضاد بین عقل و عشق محوریت اصلی فیلم را تشکیل میدهد و کارگردان سعی دارد در سراسر فیلم این مفهوم را به بیننده منتقل کند.


    نظرات منتقدان:
    پس از انتشار فیلم در آمریکا و بریتانیا رای اکثر منتقدان و تحلیلگران در مورد فیلم مثبت بود به طوری که Roger ebert منتقدان معروف آن سال ها پس از تماشای فیلم اعلام کرد این فیلم را در لیست بزرگ فیلم خود قرار میدهد.Vince gilligan خالق سریال محبوب بریکینگ بد نیز اعلام کرد که این فیلم جزو فیلم های مورد علاقه (فیوریت) اون هست.همچنین در مجله تایم در بخش Top 10 در سال 1950 مرد سوم در جایگاه سوم قرار گرفت.




    درست است که کارول رید کارگردان مشهوری نیست و از بین کارهای هنری اش مرد سوم تنها به چشم میخورد اما توانست مرد سوم را به یکی از بهترین فیلم های ژانر راز آلود و سال 1950 تبدیل کند.علاوه بر تحسین منتقدین که در بالا به آن اشاره شد این فیلم جوایز زیادی نیز دریافت کرده که به اصلی ترین انها اشاره میکنیم:

    برنده نخل طلایی در جشنواره کن 1949
    بهترین فیلم انگلیسی در جشنواره بفتا 1950
    برنده بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید و نامزد بهترین کارگردانی، بهترین تدوین در اسکار 1950
    انتخاب مرد سوم به عنوان بهترین فیلم انگلیسی قرن بیستم از دیدگاه انستیتوی انگلستان










  7. #7
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    ارسال ها
    428
    سپاس
    13,200
    از این کاربر 11,465 بار در 447 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : برترین فیلم های ژانر معمایی تاریخ سینما..

    The Maltese Falcon - 1941
    John Huston



    خلاصه داستان : San Francisco ,سال 1941 دو کاراگاه خصوصی با نام های (Sam Spade (Humphrey Bogart و (Miles Archer (Jerome Cowan دختری با نام (Miss Ruth Wonderly (Mary Astor را ملاقات میکنند.او, ادعا میکند که خواهرش گم شده و از نظرش مسئول این گم شدن هم ,کسی نیست جز مردی به نام Floyd Thursby که خواهرش با او درگیری پیدا کرده بوده.بعد از یک دریافتی قابل توجه, Archer قبول میکند شبی که Wonderly میخواهد به ملاقات Thursby برود, همراهش بیاید و به او کمک کند تا خواهر گمشده اش را بازیابد. اما ان شب,Spade توسط یک تماس تلفنی که به او میشود ,از خواب بلند شده و متوجه میشود که همکارش Archer به قتل رسیده است,پس به دیدار دوست کاراگاهش (Tom Polhaus (Ward Bond که در صحنه ی قتل حاضر است, میرود.Spade به هتل Thursby زنگ میزند تا مکالمه ایی با او, انجام دهد.اما جواب درستی از مسئولان هتل نمی شنود.پس اسپید, Polhaus و سرپرستش ,(Lieutenant Dundy (Barton MacLane را خام میکند تا اطلاعاتی را در مورد Thursby که همان شب قتل در صحنه حضور داشته را, به او بدهند.Dundy به Spade پیشنهاد میدهد که اگر فرصت و مجالی برایش پیش امد, کار Thursby را یکسره کند ,چون احتمالا Thursby همان کسیست که Archer را کشته.(widow Iva (Gladys George ,بیوه ی Archer که با Spad ,در زمان قدیم رابطه داشته, معتقد است که این خود Spade است که به Archer شلیک کرده,انهم به این خاطر که میخواسته با او ,دوباره ,ارتباطی دیگر برقرار کند.........


    بیوگرافی کوتاه از فیلم



    محصول سال 1941 کمپانی Warner Bros , فیلم نوآر The Maltese Falcon ,بر اساس رمانی با همین نام ,که از اثر Dashiell Hammett اقتباس شده ,کارگردانی فیلم بر عهده ی John Huston و از ستارگان فیلم میشود, به افرادی چون Humphrey Bogart در نقش Sam Spade و Mary Astor در نقش زنی اغواگر و قدرتمند اشاره نمود.The Maltese Falcon, شروع کار John Huston در حرفه ی کارگردانی است که اتفاقا برایش شانس نیز میاورد ,به طوریکه برای اولین فیلمش نامزدی سه جایزه اسکار را کسب میکند.داستان فیلم در مورد کاراگاهی در سانفرانسیسکو است که با سه فرد مختلف سرکار دارد و با انها به جدل میپردازد,تمامی این افراد به دنبال یک چیز هستند,مجسه ی شاهینی که جواهراتی را در خود جای داده.The Maltese Falcon ,اولین بار در سوم October سال 1941 در نیویورک به نمایش درامد و در سال 1989 نیز, در کنگره ی ملی امریکا در فهرست ملی فیلم ثبت گردید.Roger Ebert فیلم را یکی از بهترین فیلمهای تاریخ میداند که تاکنون ساخته شده است. همچنین در بخش فیلم های ژانر نوآر از The Maltese Falcon به عنوان یکی از اولین فیلمهای جریان ساز این ژانر ,یاد میشود.
    بنا بر گزارش ها,Humphrey Bogart اولین انتخاب برای نقش Sam Spade نبوده,بلکه تهیه کننده فیلم Hal B. Wallis ,کس دیگری را زیر نظر داشته,بطوریکه برای اولین بار این نقش به George Raft بود, که پیشنهاد شد,اما او بلافاصله نقش را رد کرد,چون علاقه ایی به کار با یک کارگردان بی تجربه نداشت و به جایش, در فیلم Manpower بازی کرد که نقش های مقابلش را Edward G. Robinson and Marlene Dietrich در فیلمی به کارگردانی Raoul Walsh ,داشتند.با اینحال وقتی که نقش به Bogart پیشنهاد شد,بلافاصله او بازی در فیلم را پذیرفت.Huston بسیار از Bogart تشکر کرد و این فیلم سراغازی برای رابطه ی دوستانه ی این دو شخصیت مهم سینما شد ,که در ادامه, در اثاری چون (The Treasure of the Sierra Madre (1948), Key Largo (1948), and The African Queen (1951 این همکاری و دوستی بیشتر نیز شد.Ingrid Bergman در خاطراتش میگوید که :
    فیلم The Maltese Falcon را بارها و بارها دیده تا برای فیلم Casablanca پی به این قضیه ببرد که به چه صورتی مبیایست با Bogart ارتباط و تعاملی خوب برقرار کرد و اینکه در رفتارش با او, چگونه باید عمل کند.


    ستایش های فراوانی که نسبت به فیلم صورت گرفته است....



    Variety ,بعد از نمایش کوتاه فیلم در September سال 1941, به این نکته اشاره کرد که :
    The Maltese Falcon, یکی از بهترین نمونه های پر از اکشن و تعلیقی است, که داستانی ملودراماتیک را در فرمی سینمایی بیان میکند: اشکار شدن رمز و راز قاتلی اسرار امیز,بیان تصاویری زیبا و شگفت اور بوسیله ی نویسنده,کارگردان و تدوینگر_ تمامی این محصولات در این بسته ی سرگرم کننده برای جذب بیشتر مخاطبان ,ترکیب شده اند.با توجه به قدرتمند بودن تمام صحنه ها,فیلم کلیتش را بوسیله ی جزییات متعدد در زمان های مختلف به صورت یک کلید در میاورد, انهم بوسیله کلماتی پر معنی که از دهان شخصیت ها به بیرون میاید.
    بعد از پخش فیلم, Bosley Crowther در موردش این نظر را داد : بهترین فیلم تریلر/معمایی سال .در ادامه او اشاره کرد که: اقای Huston جوان ,مطمینا در اینده ایی نزدیک تبدیل به کارگردانانی چیره دست خواهد شد.بر طبق صحبت های Crowther :
    ترفندی که اقای Huston در فیلمش بکار برده, ترکیب جرم و جنایتیست ,که خشونت امریکایی را در کنار نزاکت انگلیسی قرار داده _ مخلوطی از تفکر و قدرت(ماهیچه)_ به اضافه ی کمی هم استفاده از واژه ی ترحم.
    The Maltese Falcon سه نامزدی را در چهاردهمین دوره ی اسکار بدست اورده است: نامزد بهترین فیلم,.Sydney Greenstreet برای بهترین هنرپیشه ی مکمل و John Huston برای بهترین فیلمنامه ی اقتباسی....
    پس از موفقیت امیز بودن فیلم,کمپانی Warner Brothers ,تصمیم به ساخت دنباله ایی از فیلم با عنوان The Further Adventures of the Maltese Falcon گرفت,فیلمی که میخواست ,مستقیما زیر نظر Huston در سال 1942 کارگردانی شود. با اینحال, به دلیل تقاضاهای بالای Huston به عنوان کارگردان اثر و عدم حضور بازیگران اصلی ,هیچ زمانی این پروژه به مرحله ی انجام نرسید و مسکوت باقی ماند.





    افتخارات فیلم در انستیتو فیلم های امریکا





    1998 – AFI's 100 Years…100 Movies – No. 23
    • 2001 – AFI's 100 Years…100 Thrills – No. 26
    • 2003 – AFI's 100 Years…100 Heroes and Villains:
    Kasper Gutman – Nominated Villain
    Brigid O'Shaughnessy – Nominated Villain
    • 2005 – AFI's 100 Years…100 Movie Quotes:
    "مزخرفاتی که باهاش دنیا رو میسازند." – No. 14
    "شما خوب هستید.شما خیلی خوب هستید.." – Nominated
    • 2007 – AFI's 100 Years…100 Movies (10th Anniversary Edition) – No. 31
    • 2008 – AFI's 10 Top 10 – No. 6 Mystery Film


  8. #8
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    North by Northwest

    North by Northwest - 1959
    Alfred Hitchcock



    Northwest (شمال از شمال غرب) عنوان معمایی،هیجانی ، جاسوسی محصول ایالات متحده که در سال 1959 توسط کارگردان نامیِ آن دوران ، آلفردهیچکاک ساخته و پرداخته شد. اثری که Cary Grant ، Eva Marie Saint و James Mason در آن فیلمنامه ی Ernest Lehman را تجسم بخشیدند. فیلمنامه ای که تصور میرفت تبدیل به آخرین فیلم هیچکاک شود ولی چنین اتفاقی نیوفتاد و هیچکاک بازهم بعد از آن به نبوغ خود در فیلمهای بعدی اش ، رنگ و لعاب بخشید.

    داستان فیلم درمورد شخصیت "راجر تونهیل" با بازی Carry Grant است. او فردی تحصیل کرده است که شغلش پیرامون تبلیغات میچرخد. در یک روز عادی ناخودآگاه خودش را در جریان یک ماجرای جاسوسی میبیند و ماجرا وقتی بحرانی میشود که او اشتباهاً به جای یک جاسوس بین المللی تحت تعقیب سازمانی سری قرار میگیرد. حال "راجر" میبایست از یک طرف بیگناهیِ خود را ثابت کند و هم از چنگال قاتلانی که اجیرشده اند تااورا به قتل برسانند فرار بگریزد .


    این فیلم یکی دیگر از همکاری های آلفرد هیچکاک و برنارد هرمان ، موزیسین معروف هالیوود بوده است.کسی که اگر او را نشناسید ، موسیقی متن فوق العاده اش را در Psycho شنیده اید.Saul Bass که کارهای هنریِ فیلمهای هیچکاک بر عهده ی او بود برای اولین بار درتاریخ فیلمسازی تیتراژی را ساخت که نمونه ی قبلی نداشت. تکنیک Kinetic Typography برای اولین بار در سینما در تیتراژ این فیلم مورد استفاده قرار گرفت که در تصویر زیر نمونه ای از آن را مشاهده میکنید :


    ماجرای ساخت فیلم به زمانی برمیگردد که هیچکاک قبول کرد اثری معمایی دیگر برای کمپانی MGM بسازد. او میخواست فیلمنامه اش اقتباسی از رمان The Wreck Of the Mary Deare نوشته ی Hammond Innes باشد. به پیشنهاد برنارد هرمان ، آلفرد تصمیم گرفت تا کار فیلمنامه را به Ernest Lehman بسپارد.

    ایده ی اصلی فیلمنامه ی هیچکاک به سه قسمت تقسیم شده بود. قتل در دفتر سازمان ملل ، قتل در یک ماشین در ایالت دیترویت و تعقیب و گریز نهایی در آلاسکا.آلفرد برای جزئیات بخشیدن به قهرمان فیلمش از یک خبرنگار که سالهای کاری اش را صرف تحقیق درباره ی جاسوس های سراسر دنیا کرده بود کمک گرفتند. کمکی که برای هیچکاک 10هزار دلار آب خورد. این خبرنگار مدارکی داشت که اثبات میکرد درجریان جنگ جهانی دوم ، دو دفتر دار در سفارت انگلستان برای پوشاندنِ سرنخ های جاسوس بریتانیایی نام ها را پس و پیش میکردند و با سند سازی، فردی را که هیچ ربطی به جاسوسی نداشت را اسیر تعقیب و گریز کرده بودند. داستانی که برق از سر هیچکاک پراند چرا که نزدیک به 9 سال برای ساختن یک داستان جاسوسی دست و پا میزد ولی ایده ای این چنین به مخیلاتش خطور نکرده بود. هیچکاک متنی 60 صفحه ای از شرح حال و چگونگیِ این ماجرا را به مبلغ 10000 دلار از این خبرنگار ، خرید و حالا خمیر آماده برای ورز دادن در اختیار هیچکاک قرار داشت.


    در 2 مستند که در سالهای 2000 و 2001 با نامهای "مقصدِ هیچکاک" و "چه دروغی را گفتم؟" منتشر شدند ، William Goldman که درمورد این فیلم تحقیق کرده بود ، بیان داشت که بسیاری از ایده های هیچکاک توسط نویسنده نادیده گرفته شدند و کارگردان اصلیِ اثر Ernest Lehman بود و هیچکاک نقش ناظر را داشت.
    فیلم شمال از شمال غرب 15 دقیقه ی دیده نشده دارد که به سفارش MGM توسط هیچکاک سانسور شده است تا زمان فیلم بیش از حد نشود. شاید یکی از دلایلی که هیچکاک پس از آن هرگز انتشار فیلمهایش را به MGM نسپرد همین موضوع بود. دیالوگی که Eva Marie در سکانس عاشقانه ی درون ماشین درفیمنامه میگوید "I never make love on an empty stomach" سانسور شد و به جای make love از واژه ی discuss love استفاده شد.


    فیلم برای اولین بار در جشنواره ی سن سباستین در معرض اکران قرار گرفت و از همان ابتدای اکران تمجید منتقدین را در پی داشت. نیویورک تایمز فیلم را بعنوان بهترین فیلم سال انتخاب کرد و چندین صفحه به توضیح در مورد آن پرداخت.به گزارش MGM این فیلم توانست 5میلیون و 740هزار دلار در ایالات متحده و کانادا بفروشد و اکران جهانی اش 4.1میلیون دلار دیگر نیز برایشان سود آوری به ارمغان آورد.


    نویسنده و خبرنگار ، Nick Clooney بعد از تمجید از فیلمنامه ی ارنست لمان ، در دست نوشته ای ذکر کرد که به طور حتم ، شیک ترین و آراسته ترین اثر هیجانیِ هیچکاک عنوان شمال از شمال غرب است. امضای 61 تن از منتقدین Rotten Tomatoes با رضایت 100 درصدیشان از فیلم حسن ختامیست برپیکره ی این فیلم که باید دیده شود چرا که مجله ی Empire در لیست 500 فیلم برتر تاریخ این فیلم را بعنوان شماره 98 ام معرفی کرده است. آکادمی نویسندگان ایالات متحده ، فیلمنامه ی این فیلم را در فهرست 101 فیلمنامه ی برتر تاریخ در رتبه ی 21 ام قرار دادند. همچنین انستیتوی فیلمسازان آمریکایی AFI ، این فیلم را چهلمین فیلم برتر تاریخ نامگذاری کرده است.


    در کتاب Hitchcock / Truffaut نوشته ی Francois Truffaut که در سال 1967 چاپ گردید و در آن فرانسیس یادداشت های خودش را از ساعتها مصاحبه با آلفرد جمع آوری کرده است ؛ میخوانیم که هدف هیچکاک از ساخت این فیلم شکستنِ تابو ها بود. او دوست داشت اثری متفاوت با ساخته های قبلی اش بسازد و میخواست فیملش تمثیل محور نباشد. عنوانی که دقیقاً رو به روی Vertigo قرار بگیرد و 180 درجه با آن فرق داشته باشد. بااینهمه تلاشی که ازسوی هیچکاک صورت گرفت، فیلمش بازتابی از نیرنگ ، سوء تفاهم،رسوایی اخلاقی و جنگ سرد است و خواه نا خواه بدون انرژی همانند دیگر آثار هیچکاک پر از نمادها و ارجاعات روانشناسی و تمثیل میشود.


    این فیلم در سه بخش بهترین تدوین،بهترین طراحی صحنه و بهترین فیلمنامه نامزد اسکار شد. دو اسکار از سه اسکار یادشده به فیلم Ben Hur رسید و بهترین فیلمنامه هم به فیلم Pillow Talk رسید. در سال 1960 در جریان مراسم Edgar Award جایزه ی بهترین فیلمنامه به ارنست لمان اهدا شد.
    اسم فیلم ، اقتباسی از آهنگی به نام South by Southwest است که در یکی از مناطق تگزاس بطور زنده توسط یک گروه محلی اجرا شده بود.







    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی


  9. #9
    تاریخ عضویت
    Aug 2013
    محل سکونت
    ایران
    ارسال ها
    157
    سپاس
    10,012
    از این کاربر 2,857 بار در 164 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : برترین فیلم های ژانر معمایی تاریخ سینما..

    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██

    ██
    ██

    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██

    ....................(The Third Man (1949

    » اول از همه تشکر می‌کنم از دوستان تیم سینما که به‌معرفی این آثار برتر می‌پردازند. به دلیل تایم‌مناسب این فیلم وسوسه شدم که ببینمش و از انتخاب خودم ناراضی نیستم. حالا می‌ رسم به فیلم! اولا فکر می کردم یکی از کارهای هیچکاک بـاشه اما حدسم اشتباه از آب دراومد. فیلم خوبی بود سبک فیلم‌برداری هم "منحصربه‌فرد" بود و تا حالا مشابه‌اش رو ندیدم. نورپردازی هم که "به‌جا" و حرفه‌ای بود. بازی‌ها هم بی نقص و خوب بودند. ولی من به اندازه‌ی یه فیلم خوب ازش لذت بردم و نه به‌اندازه‌ی یک فیلم "شاهکار". به‌وجد نیومدم اما لذت کافی رو بردم. "اورسون ولز" هم درجوانیش دیدم و با پیری‌اش به همراه سیگار (اشاره به آواتار(!) سابق اشکان)مقایسه کردم. البته اینم بگم که من در ژانر کلاسیک-معمایی-جنایی چیزی ندیده بودم... خوبی فیلم این بود که سرراست رفت سر اصل "مطلب" و تقریباً به حاشیه نرفت. "مطلب" هم به‌خوبی بست و تمام! رفت جزو فیلم‌هایی که دیدنش رو توصیه می‌کنم - مگر اینکه با دیدن شاهکارهایی مثل سرگیجه، روانی و ... از لیست "باید دید" خارجش کنم.

    [1]
    7.5/
    10
    -------------------------------------------------------
    [1]:تصمیم دارم سخت‌گیرانه‌تر به فیلم‌ها نمره بدم، نمره‌هایی که قبلاً
    دادم با این نمره به‌بعد مقایسه نکنید.





    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██

    ██
    ██

    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    ██
    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی،
    عشق داند که در این دایره سرگردانند.


  10. #10
    جمله مورد علاقه ندارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    محل سکونت
    بین یک مشت دزد
    ارسال ها
    1,293
    سپاس
    15,849
    از این کاربر 28,174 بار در 1,381 پست سپاس گزاری شده

    Blue Velvet

    Blue Velvet - 1986
    David Lynch


    Blue Velvet(مخملِ آبی)؛ فیلمی در سبک نئونوآر/معماییست که در سال 1986 به کارگردانی ونویسندگیِ کارگردان صاحب سبک هالیوود ، دیوید لینچ ساخته و پرداخته شد.نام فیلم از روی آهنگی با اسم مشابه اتخاذ شد که در سال 1951 توسط Tony Bennett سروده شده بود. از بازیگران فیلم میتوان به Kyle MacLachlan ، Isabella Rossellini ،Dennis Hopper و Laura Dern اشاره کرد.این فیلم یکی از بهترین آثار دهه ی 80 و تاریخ سینما به حساب می آید و اثریست که باعث شد دیوید لینچ برای دومین بار نامزد کسب اسکار بهترین کارگردانی شود. این فیلم آشتی دوباره ی Dennis Hopper بعد از سالها به حساب می آید و علاوه برآن توانست برای ایزابلا روزلینی شغلی بهتر از فشن لباس فراهم کند.

    دیوید لینچ که پس از ساخت Dune درسال 1984 با نظرات ضدونقیض منتقدان روبه رو شده بود ، اینبار تصمیم گرفت تا داستانی "شخصی تر" در سبک سورئال ترسیم کند.سبکی که پیش تر در عنوان قابل تاملی چون Eraserhead در سال 1977 به آن تجسم بخشیده بود.لینچ نگارش فیلمنامه ی اثر را در اواخر دهه ی 70 شروع و در اوایل دهه 80 به اتمام رسانید. فیلمنامه ای که هنوز مورد انتقاد تند منتقدین و حتی کارگردانهای دیگر قرار گرفته چرا که پرداخت به طیف وسیعی از صحنه های جنسی و خشونت در فیلم بی داد میکند.

    استودیوی DeLaurentis Entertainment Group که توسط تهیه کننده ای ایتالیایی به اسم Dino De Laurentis اداره میشد پذیرفت تا با صرف بودجه ی 6 میلیون دلاری ، دیوید لینچ را در امر ساخت فیلم یاری کند.فیلم بعد از اکران توانست در باکس آٰیس 8میلیون و 600هزار دلار در آمریکا و کانادا فروش کند.

    بعد از اکران فیلم ، منتقدین به ناچار قبول کردند که این اثر لینچ نیز مانند دوشاهکار قبلی اش Eraserhead و Mulholland Drive در صف بهترین آثار لینچ قرار میگیرد و البته در یادداشت قریب به اتفاق منتقدین میخوانیم که فیلم مخمل آبی ، تداعی کننده ی نسخه ی جدیدی از روایت داستانهای نئونوآر است. سبکی که بعدها در بسیاری از آثار دهه ی 80 و 90 مورد تقلید قرار گرفت.مجله ی Entertainment Weekly در سال 1999 نام فیلم را دربین 100 فیلم برتر تاریخ قرار داد. انستیتوی فیلمسازان آمریکایی در تعریف ژانر فیلم ، از آن بعنوان یکی از برترین آثار معمایی تاریخ سینما و یکی از یکه تازان سبک "روانشناسیِ ترسناک" نام برد.

    خلاصه ی داستان فیلم بدین شکل است که دانشجویی به اسم جفری بیامونت با بازیKyle Maclachlan بعد از شنیدن خبر سکته ی پدرش از دانشگاه به خانه برمیگردد.بعد از مدتی متوجه ی یک گوش بریده شده برروی زمین میشود که توسط مورچه ها احاطه شده است.او برای پی بردن به راز آن گوش و اینکه چرا در نزدیکی محل زندگی اش پیدا شده با دختر کارآگاه سندی ویلیامز با بازی Laura Dern همراه میشود تا معما را حل کند. آنها در ابتدا معتقدند که خواننده ی خوش آوازه و خوش چهره ی شهر دوروتی والنز با ایفای نقش Isabella Rossellini ممکن است با پرونده ارتباط داشته باشد و درحین حل کردن معما جفری محصور دنیای تاریک و جذاب دخترک میشود که ناگهان با یک روانیِ منحرف به نام Frank Booth با بازی Dennis Hopper رو به رو میشود که ....

    این ها فقط بسترسازی برای روایت داستانی انتقادی به سبک لینچ است. او که در زمره ی کارگردانان بی پروا و رو به زوال هالیوود قرار دارد با ساخت این فیلم شیوه ای مناسب از انتقاد به هنجارهای غلط جامعه ی آمریکا را اتخاذ میکند.شیوه ای که با کمک نوآر بودن و سورئالیستی اش باعث میشود تا تاثیر دوچندانی برروی بیننده داشته باشد. وقتی از دیوید لینچ سوال شد چرا برای شروع معمایت از گوش بریده شده استفاده کردی پاسخ داد :

    "دقیقاً نمیدانستم کدام عضو بدن را باید قطع کنم ولی دقیقاً میدانستم عضوی که باید روی چمن قرار دهم باید سوراخ داشته باشد پس چه چیزی بهتر از گوش میتوانست معما را کلید بزند؟گوش تنها واسطه است.گوش مجرائیست که به بخشی عظیم تر (مغز) پل میزند وگرنه به تنهایی نمیتواند عضوی از یک معمای بسیار بزرگ باشد."

    David K. Lynch

    سکانسی در فیلم وجود دارد که در آن شخصیت Dorothy ، عریان از خانه خارج میشود.این صحنه در زندگیِ واقعی دیویدلینچ اتفاق افتاده است وقتی که در کودکی بهمراه برادرش در نیمه های شب زنی را دیدند که در پائین خیابان محل زندگیشان درحالت عریان از چنگال چندمرد میگریخت.این صحنه چنان جراحت روحی برروی احساسات لینچ گذاشت که او هرکاری میکرد ممکن نبود آن را تحمل کند و چه جایی بهتر از پرده ی سینما برای فریاد زدنِ عقده های روحیِ یک کارگردان مثل لینچ وجود داشت؟

    سمبل ها و نمادها در فیلم لینچ بسیارند. پختگیِ شخصیت های فیلم وام دار آثار نوآر دهه ی 50 میلادیست.فیلمهایی نظیر Shadow of a Doubt محصول 1943 و The Night of the Hunter از جمله آثار الهام بخش عوامل سازنده در ساخت فیلم بوده اند.شخصیت دوروثی نمادی از تزلزل قشر مونث جامعه، شخصیت فرانک بوث تجسمی از انحطاط عقلی و قهرمان داستان ، جفری، تمثیلی از مردم عوامیست که در ذهنشان سوال های بی جواب بسیاری دارند.دراین نماد بخشی ها ، فیلمبرداری فوق العاده ی "Fredrick Elmes" را هم اضافه کنید که نقش بسزایی در تعریف داستان داشته است.داستانی که درنهایت باعث شد فیلم مخمل آبی از بسیاری جهات با عنوان Psychoــی آلفرد هیچکاک سنجیده شود.مهم ترین استعاره و تمثیل استفاده شده در فیلم حشرات هستند.حشرات که نمادی از زندگی در سکوت و اتفاقات هیجان انگیز هستند. شخصیت فرانک با پوشیدنِ ژاکت زرد رنگ خود نمادی از زنبور بی عسل است.تفاسیر متعددی از چگونگی تحلیل سکانس های فیلم وجود دارند که کارگردان ترجیه داده تا بیننده درمکان قضاوت به چرائیِ آنها دست یابد.

    منتقد پایگاه Rolling Stone آقای پیتر تراورس فیلم را بعنوان بهترین اثر دهه ی 80 نامگذاری کرد و Gene Sisket این اثر را در رتبه ی 5ام از بهترین فیلمهای 1986 قرار داد.در مقابل منتقدینی که اثر را تحسین کرده اند ، منتقدانی چون "راجر ابرت" با تمام قوا فیلم را مورد آماج نقدهای خود قرار میدهد و با دادن نمره ی 1.4 از 5 تمام ماهیت اثر دیوید لینچ را زیر رادیکال میبردچرا که همانطور که درابتدای مطلب ذکر شد این فیلم خشونت و صحنه های جنسی را در چارچوب هالیوود رعایت نمیکند و فراتر از آن را نشانه میرود و باهمه ی این تفاسیر بزرگیِ نام لینچ و نظرات مردم عوام و رضایتشان باعث میشود امثال راجر ابرت تنها انگیزه ای برای دیدن هرچه بیشترِ فیلم باشند.
    تو ای عالم نمای لعنتی که خودت را عالم میدانی, بیا برو به جلد من و خودت را درآن تکان بده, خواهیم دید که چند مرده حلاجی...!

    مادر_ ماکسیم گورکی


 

 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 48
    آخرين ارسال: 03-15-2016, 06:05 AM
  2. گاف های سینمایی و سریالی
    By Julie in forum گفتگوی آزاد
    پاسخ ها: 10
    آخرين ارسال: 03-31-2014, 06:27 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 03-31-2012, 01:11 AM
  4. راهنمایی برای پیدا کردن یک سریال
    By aQa GorGe in forum گفتگوی آزاد درباره ی سریال ها
    پاسخ ها: 7
    آخرين ارسال: 02-17-2012, 05:04 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.