برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و مشاهده ی آنها بایستی ابتدا ثبت نام کنید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 از مجموع 3
  1. #1
    I'll forget to breathe someday
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    Oz
    ارسال ها
    899
    سپاس
    20,453
    از این کاربر 11,659 بار در 1,084 پست سپاس گزاری شده

    سـایـه‌ی بــلـنـد "عـبـاس کـیـارسـتـمی"

    سایه‌ی بلند عباس کیارستمی



    اولین باری که فیلمساز ایرانی عباس کیارستمی را دیدم، شیفته‌ی یک سایه شده بود. ما در محل سکونت تاریخیِ سفیر ایتالیا در منطقه ساکت فرمانیه در شمال تهران جمع شده بودیم. آقای سفیر عاشق سینما بود و هرازگاهی از فیلمسازان دعوت می کرد تا آخرین کارهای خود را در فضای سبز بیرونی و به سبک "سینما پارادیزو" اکران کنند.

    حال و هوایِ آن شب محزون بود. در ژوئن سال 2005 بودیم و شهردار سختگیر تهران بتازگی رئیس جمهور شده بود. هنرمندانی که آن شب جمع شده بودند، نگران این بودند که ایران به آن شورِ انقلابی در دهه 80 پسرفت خواهد کرد و آزادی آنها محدودتر خواهد شد. ترس‌هایی که بزودی محقق شدند.

    سیاست مبحث اصلی گفتگوها در آن شب بود. نقاش‌ها درباره مهاجرت موقت به پاریس و مونترال بحث می ‌کردند و گالری‌های هنری هم درباره برگزاری فروشگاه‌هایی در دوبی صحبت می کردند.

    کیارستمی، مهمان افتخاری آن شب که برای اکران فیلم آخرش یعنی "بلیت‌ها" آمده بود، بحث‌های سیاسی را نادیده گرفته بود. توجه او به لیوان بلند و باریک آب بود که سر میز در جلوی او قرار داشت. او لیوان را بلند می کرد، به آرامی تکانش میداد، و دوباره به زمین می‌گذاشت. سپس از پشت آن عینک خاص و بدون اینکه شخص خاصی را مخاطب قرار دهد میگفت، "چه سایه‌ی فوق‌العاده‌ای".
    در تهران، مانند رُم و اورشلیم، خورشید داغ و آب و هوای خشک یک گرگ و میشِ تابستانی ویژه‌ای را تولید می کند. لیوان نوشیدنی تنها چند اینچ بلندا داشت ولی سایه‌اش بر چمن آراسته‌ی آقای سفیر یک استوانه‌ی ده فوتی را انعکاس می‌داد. سال‌ها بعد نقل قولی را از امپرسيونيست فرانسوی یعنی ادگار دگا خواندم که من را یاد آن شب انداخت. "هنر چیزی نیست که شما می‌بینید، بلکه چیزی‌ست که به دیگران نشان می‌دهید". کیارستمی الهام را در جایی پیدا کرد که هیچ‌کس به آن توجهی نداشت.

    در فیلم 1997 کلاسیک کیارستمی یعنی "طعم گیلاس"، مردی میانسال (همایون ارشادی، معماری که بعداَ بازیگر شد، کسی که کیارستمی زمانی که پشت چراغ قرمز ایستاده بود او را کشف کرد) با اضطراب در تپه‌های اطراف تهران می‌چرخد و دنبال کسی است که قبول کند پس از خودکشی وی، رویش خاک بریزد. او سرانجام پیرمردی را پیدا می کند که به این پول نیاز دارد و بر خلاف میلش این خواسته را قبول می کند، ولی اول سعی می کند او را از این کار منصرف کند.




    پیرمرد می‌پرسد، "صبح پاشدی به آسمان نگاه کردی؟ نمیخوای دم صبح طلوع آفتاب را ببینی؟ سرخ و زرد آفتاب موقع غروب را دیگه نمیخوای ببینی؟ ماه را دیدی؟ نمیخوای ستاره ها را ببینی؟ شب مهتابی اون قرص کامل ماه را دیگه نمیخوای ببینی؟ دیگه نمیخوای آب چشمه خنک بخوری؟ دست و صورت خودتو با اون آب چشمه بشوری؟ می‌خوای از همه اینها بگذری؟"

    پیرمرد که نتوانسته مرد را منصرف کند آخرین بهانه‌ی خودش را مطرح می‌کند. "از مزه یه گیلاس میخوای بگذری؟" ایرانی‌ها یکی از متخصصین گیلاس و سومین تولیدکننده‌ی آن هستند. دو دهه بعد از به نمایش درآمدن فیلم، نمای گیلاس هنوز هم باعث می‌شود بسیاری قدر لذت‌های کوچک زندگی را بدانند.

    کیارستمی سوالاتی پرسید، اما هیچ ادعایی نکرد که جواب‌ها را می داند. در یک فضای سیاسی خفه کننده که قصد مدیریت زندگی مردم را در کوچک‌ترین موارد دارد - اینکه چگونه عاشق شوند، چه ببینند (فیلم‌های کیارستمی اغلب در ایران سانسور می شدند)، به چه چیزی گوش بدهند، چه کسی را بپرستند، چه چیز را بپذیرند- کیارستمی مکرراَ میگفت که "من نصیحتی برای چگونه زندگی کردن به کسی ندارم".

    آذر نفیسی، نویسنده " لولیتاخوانی در تهران"، یک بار از کیارستمی برای اکران فیلم‌هایش در دانشگاه جان هاپکینز دعوت کرد، مکانی که نفیسی در آن یک سمینار فارق‌التحصیلی را درباره ادبیات و سیاست آموزش میداد. موضوع اصلی کلاس این بود که تاریخ هنرمندان را بیش از سیاستمداران به یاد خواهد سپرد. افراد کمی می توانند پادشاه قرن سیزده ایران یا نوزده روسیه را به یاد آورند، اما همه رومی و داستایوفسکی را می شناسند.

    کیارستمی دریافت که غنی‌ترین داستان ایران، نه سیاست بلکه مردمش است و سرگذشت حاشیه‌ای‌ترین زندگی‌ها در ایران– روستاها، کارگران، مادران مجرد، کهنسالان، و یتیم‌ها- را با یک حس همدردی بزرگ به تصویر کشید. با اینکه او یکی از اصلی‌ترین فیلمسازان ایرانی بود و آثارش در خارج با ستایش روبرو شدند، اما این کارها در خانه اغلب با سوظن روبرو می شدند. اما مرگ او در چهارم ژوئن با غم و اندوه فراوانی روبرو شد. همانند شاعران بزرگ فارسی که پیش از او آمدند، سایه‌ی اون نیز با گذشت زمان تنها بلندتر می شود.


    منبع www.economist.com

    این احتمالاَ آخرین ترجمه‌ی من هست برای سایت و مشکلی برام پیش اومده و قصد ادامه کار ندارم. چند وقتی هم بود چیزی ترجمه نکرده بودم، اما این یه مطلب رو خواستم ترجمه کنم
    تا حداقل به اندازه‌ی یک هزارم لذتی که از کارهای عباس کیارستمی بردم رو ادا کرده باشم و به مرگ (یا قتل) غم‌انگیزش بی تفاوت نبوده باشم.
    مقداری از متن بیش از حد سیاسی بود و ترجمه نکردمش.




  2. #2
    سكوت سرشار از ناگفته ها است
    تاریخ عضویت
    Aug 2013
    محل سکونت
    تِهْرانْ
    ارسال ها
    296
    سپاس
    648
    از این کاربر 3,617 بار در 298 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سـایـه‌ی بــلـنـد "عـبـاس کـیـارسـتـمی"

    ديدن آثار كيارستمي، دركي فارغ از دنياي رنگ و وارنگ سينما ميخواهد
    زيرا كيارستمي در وهله ي اول يك راوي داستان است نه يك فيلمساز براي جذب مخاطب و كشاندنش به گيشه ي سينما...
    كيا رستمي ، سوژه ي آثارش سوال هايي بود كه ذهنش رو درگير كرده بود و از اونجايي كه نگاه كيارستمي نسبت به زندگي بسيار ساده بود
    بهمين خاطر شايد براي بعضي ها بعد ديدن آثار كيارستمي اين سوال پيش بياد "خوب كه چي؟" "چي شد؟"...

    سادگي سرشاز از پيچيدگي هايي است كه به اين راحتي ها قابل درك نيست همانند درخواست ساده ي هومايون ارشادي در فيلم طعم گيلاس...
    كاراكتر هاي كيارستمي همانند خودش آدم هاي ساده اي هستند ، همان هايي كه از زندگي توقعي ندارن ، همان حسين آقا هاي طلاي سرخ كه حتي براي دفاع از كشور از جان خود كندند ولي بازهم راضي بودند به رضاي خدا و متعقد بودند خدا روزي رسان است...

    كيارستمي دار فاني را وداع گفت
    سينما ، يتيم شد

  3. 12 کاربرِ زیر از Don Corleone بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


  4. #3
    سكوت سرشار از ناگفته ها است
    تاریخ عضویت
    Aug 2013
    محل سکونت
    تِهْرانْ
    ارسال ها
    296
    سپاس
    648
    از این کاربر 3,617 بار در 298 پست سپاس گزاری شده

    پاسخ : سـایـه‌ی بــلـنـد "عـبـاس کـیـارسـتـمی"

    كوتاه اما خواندني (به ياد عباس كيارستمي)


    چرا كيارستمي انقدر مشهور بود...
    مهمترین دلیل شهرت و آوازه کیارستمی این بوده که تحت تاثیر هیچ فیلمسازی نبوده و راه خودش را رفته ، فیلم های او فرمول مشخصی ندارد ، او نه به قصد و قواعد سینمای کلاسیک وفادار است و نه کاملا تحت تاثیر سینمای آوانگاردست . راز موفقیت او خلق دنیا و قواعدی است که خاص خودش است ، فیلم های او با همه انتقادهایی که منتقدان سر سخت اش ، به او وارد می کنند ، آثاری کاملا اصیل و منطبق با نگاهش به پدیده های گوناگون است ، کیارستمی جمله ای دارد که هم ایدئولوژی ذهنی و هم راز موفقیت اش را نشان می دهد : " هرکسی می تواند نویسنده بزرگترین و بهترین داستان عاشقانه باشد ، به شرطی آنکه داستان عاشقانه ی خودش را بنویسد ."


    نگاهي كلي به زندگي كيارستمي
    • از همسرش جدا شده و دو پسر به نام های احمد و بهمن دارد .
    • دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است .
    • نخستین حضور حرفه ای کیارستمی در سینمای ایران ساخت تیتراژ فیلم قیصر بود که در زمان خود مورد توجه قرار گرفت . او علاوه بر این ، طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم رضا موتوری را نیز انجام داد . این اواخر نیز تیتراژ فیلم حکم را ساخته است .
    • دو کتاب به نام های حافظ به روایت کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته است ، که موافقان و مخالفان متعددی دارد و در حال حاضر مشغول گلچین کردن غزلیات شمس است . او همچنین مجموعه شعری شبیه هایکو با نام گرگی در کمین دارد .
    • ورنر هرتزوگ کارگردان سرشناس سینمای جهان فیلم خانه دوست کجاست ساخته عباس کیارستمی را یکی از پنج فیلم محبوب خود دانسته است .
    • سال 2004 همیشه برگرد عباس مستندی بود که « لئون کاکوفت » درباره حضور کیارستمی در جشنواره سائوپولو ساخته بود . عنوان فیلم خود نشان می داد که چقدر دیگران به عباس کیارستمی علاقه وافری دارند .
    • کیارستمی در سال 1349 به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت و در آنجا با ساختن فیلم کوتاه نان و کوچه موفقیت های زیادی بدست آورد .
    • طراحی و اجرای جلد کتاب و آفیش ، سرودن شعر و نوشتن طرح برای حدود 120 فیلم تبلیغاتی و طراحی و اجرای نقاشی های کتاب « من حرفی دارم که فقط شما بچه ها باور می کنید » (1347) از دیگر فعالیت های هنری اوست .
    • از سوی انجمن فیلم بریتانیا ، خانه دوست کجاست به عنوان یکی از 50 فیلمی پیشنهاد شده است که حتما پیش از 14 سالگی آن را باید تماشا کرد .
    • طعم گیلاس باعث علاقه کیارستمی به سینمای دیجیتال شد . به گفته کیارستمی در نقطه ای که او سکانس پایانی فیلم طعم گیلاس را فیلمبردای کرده ، برای اولین بار از دوربین هندی کم ( دیجیتال ) استفاده کرده است .





    پ.ن:خلاصه شده اي از PersianV

  5. 6 کاربرِ زیر از Don Corleone بخاطرِ این مطلب مفید سپاس گزاری کرده اند :


 

 

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 26
    آخرين ارسال: 05-23-2017, 02:16 AM
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين ارسال: 10-22-2015, 10:54 PM
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين ارسال: 09-07-2013, 02:01 PM
  4. پاسخ ها: 8
    آخرين ارسال: 12-06-2012, 05:06 PM
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين ارسال: 01-04-2012, 11:46 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
  • قدرت گرفته از سیستم vBulletin نسخه ی 4.2.3
  • قالب اختصاصی انجمن TvWorld نسخه ی 1.0
  • طراحی و اجرای قالب : نوژن
  • تمام حقوق مطالب و محتوا برای تی وی وُرلد محفوظ می باشد
Powered by vBulletin® Version 4.2.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.